نوشته‌ها

اسلایدر استارتاپ استارتاپونه چهارم

استارتاپ چیست؟

استارت آپ (به انگلیسی: Startup یا Start-up) را به فارسی به شرکت نوپا ترجمه کرده‌اند.

استارتاپ به یک کسب‌و‌کار نوپا گفته می‌شود که با هدف پیدا کردن مدل کسب‌و‌کار راه‌اندازی می‌شود و هیچ تضمینی برای به موفقیت رسیدن آن وجود ندارد.

استارتاپ یا استارت‌آپ یک سرمایه‌گذاری به شکل کارآفرینی است که طی آن یک شرکت نوپا ایده‌ی جدیدی برایکسب‌و‌کار ارائه می‌دهد.

اگر چه در تعریف استارت آپ بر این مسئله تاکیدی وجود ندارد که حتماً فعالیت آن در حوزه تکنولوژی یا فن آوری اطلاعات باشد، اما به دلیل اینکه بسیاری از استارت آپ ها در سالهای اخیر، حول این زمینه‌ها شکل گرفته‌اند، گاهی در تعریف استارت آپ به این مسئله هم اشاره می‌شود که استارت آپ باید در حوزه فن آوری‌های نوین فعال باشد.

در اینجا چند تعریف استارت آپ را با هم مرور می‌کنیم:

تعریف استارت آپ به عنوان یک واژه انگلیسی در دیکشنری وبستر

استارت آپ یک کسب و کار جدید است (A New Business) (منبع)

تعریف استارت آپ توسط مرکز کسب و کارهای کوچک آمریکا (USSBA)

کسب و کاری که عموماً حول محور تکنولوژی شکل گرفته و پتانسیل رشد بالایی دارد. (منبع)

تعریف استارت آپ توسط استیو بلنک

سازمانی که در جستجوی یک مدل کسب و کار که قابل تکرار و مقیاس پذیر باشد شکل گرفته است. (منبع)

تعریف استارت آپ توسط اریک ریس

استارت آپ یک نهاد انسانی است که برای ارائه یک محصول یا خدمت جدید در شرایطی که ابهام بالایی وجود دارد به وجود آمده است.

البته اختلاف ‌بر سر تعریف استارتاپ زیاد است؛ اما نکته‌ی مشترک در همه‌ی آن‌ها این است که بر اساس یک ایده‌ی خلاقانه و جدید فعالیت آن‌ها آغاز می‌شود. این ایده‌ها بازار نیازمندی‌ها را هدف قرار می‌دهند و با ارائه‌ی یک محصول یا خدمات جدید و استفاده از تکنولوژی، خیلی سریع رشد پیدا می‌کنند.

از آنجایی که هدف از راه‌اندازی یک استارتاپ پیدا کردن مدل کسب‌و‌کار است ؛ عمر آن نمی‌تواند طولانی باشد و معمولا بعد از گذشت چند سال به موفقیت می‌رسد یا بودجه‌ی آن تمام می‌شود و شکست می‌خورد. استارتاپ‌ها برای شروع فعالیت خود لزوما نیازی به ثبت شدن شرکت ندارند و از هرجا و با هر تعداد بنیان‌گذار می‌توانند فعالیت خودشان را آغاز کنند. بودجه‌ی راه‌اندازی استارتاپ‌های معمولا کم است؛ اما اگر ایده‌ی خوبی داشته باشند خیلی زود می‌توانند مورد حمایت سرمایه‌گذاران قرار بگیرند.

اصطلاحات رایج در استارتاپ

افرادی که با استارتاپ‌ها درگیر هستند معمولا از اصطلاحات خاصی برای بیان مقاصد خود استفاده می‌کنند. در ادامه به معرفی چند نمونه از این اصطلاحات می‌پردازیم.

lean startup

نوپای ناب (Lean Startup)

متودولوژی لین استارتاپ (Lean Startup) یا نوپای ناب به شما یاد می‌دهد که چگونه یک استارتاپ را هدایت کنید، چه موقع آن را تغییر دهید و از چه راه‌هایی برای رشد آن استفاده کنید. لین استارتاپ یک رویکرد علمی برای ساختن و مدیریت کردن استارتاپ‌ به شما می‌دهد و کمک می‌کند که محصول خودتان را سریع‌تر به دست مشتری برسانید. بسیاری از استارتاپ‌ها با ایده‌ی ساختن محصول مورد نیاز مردم راه‌اندازی می‌شوند. آن‌ها ماه‌ها و حتی سال‌ها زمان صرف می‌کنند که محصول خود را به بهترین نحو شکل دهند بدون اینکه آن را به مشتری نشان بدهند. همین موضوع باعث شکست خوردن بسیاری از آن‌ها می‌شود. زیرا آن‌ها با مشتری‌ها صحبت نمی‌کنند و در مورد محصولات خود از آن‌ها بازخورد نمی‌گیرند. زمانی که مشتری‌ها نتوانند با یک استارتاپ ارتباط برقرار کنند، به ایده‌ی آن اهمیتی نمی‌دهند و درنتیجه استارتاپ شکست می‌خورد.

 

استارتاپ تک شاخ (Unicorn Startup)

استارتاپ تک شاخ یا یونیکورن استارتاپ (Unicorn Startup) به استارتاپ‌هایی گفته می‌شود که رشد سریعی دارند و به ارزش بیش از ۱ میلیارد دلار می‌رسند. این لغت اولین بار در سال ۲۰۱۳ توسط سرمایه‌گذاری به نام آیلین لی ارائه شد و او از میان حیوانات افسانه‌ای، تک شاخ را به‌عنوان نماد این مدل استارتاپ‌ انتخاب کرد. ازجمله بزرگ‌ترین استارتاپ‌هایی که در این دسته جا می‌گیرند می‌توان به Uber ،Xiaomi ،Airbnb ،Dropbox وPinterest اشاره کرد.

 

بنیان‌گذار استارتاپ (Founder)

به شخصی که استارتاپ را راه‌اندازی می‌کند بنیان‌گذار گفته می‌شود. این اشخاص معمولا علاقه‌ای به کار کردن برای دیگران ندارند و باور دارند که می‌توانند با تلاش‌های بی‌وقفه‌ی خود دنیا را تغییر دهند. این افراد می‌توانند با تعدادی از دوستان خود در این راه شریک شوند و وظایف سنگین را بین خودشان تقسیم کنند. راه‌اندازی یک استارتاپ به هیچ عنوان کار راحتی نیست و در طی آن، به بنیان‌گذاران آن فشار زیادی وارد خواهد شد. اما اگر فعالیته‌های آن‌ها موفقیت‌آمیز باشد، نتیجه‌ی آن هم از نظر احساسی و هم از نظر مالی بسیار خوب خواهد بود.

 

شتاب‌دهنده‌ی استارتاپ (Startup Accelerators)

شتاب‌دهنده‌ها شرکت‌هایی هستند که روی استارتاپ‌هایی با ایده‌های جالب و البته کاربردی سرمایه‌گذاری می‌کنند. این شرکت‌ها درصدی از مالکیت استارتاپ را می‌گیرند؛ اما در عوض خدماتی مانند آموزش توسط مربی‌ها و آشنا کردن آن‌ها با سرمایه‌گذاران و متخصصان آن رشته را برایشان فراهم می‌کنند. درواقع این شرکت‌ها شانس موفقیت استارتاپ‌ها و پیدا کردن سرمایه‌ی بالقوه برای فعالیت‌هایشان را بالا می‌برند.

 

startup

 

استارتاپ ویکند (Startup Weekend)

استارتاپ ویکند یک رویداد آموزشی-تجربی ۵۴ ساعته است که معمولا در آخر هفته برگزار می‌شود. در این رویداد افراد مختلفی مانند علاقه‌مندان به استارتاپ، توسعه‌دهندگان، برنامه‌نویسان، مدیران کسب‌و‌کارها، بازاریاب‌ها و طراحان گرافیک حضور دارند. ایده‌ها در این رویداد مطرح می‌شوند و افراد گروه تشکیل می‌دهند تا طرح اولیه یا دموی ایده‌ی خود را پیاده‌سازی کنند.

 

استارتاپ گرایند (Startup Grind)

استارتاپ گرایند یک برنامه‌ی جهانی است که در آن از کارآفرینان موفق دعوت می‌شود تا داستان موفقیت‌ و چالش‌های استارتاپ خود را با دیگران به اشتراک بگذارند. افراد می‌توانند در این برنامه با پروژه‌های یکدیگر آشنا شوند و از تجربیات هم استفاده کنند.

 

تجارت B2B

این اصطلاح کوتاه شده‌ی عبارت Business to Business است و به کسب‌و‌کاری گفته می‌شود که محصولات و خدمات خود را به یک کسب‌و‌کار دیگر ارائه می‌دهد. این نوع تجارت در مقابل تجارت بی تو سی (B2C) قرار دارد.

 

تجارت B2C

تجارت B2C مخفف عبارت Business to customers است و به کسب‌و‌کارهایی گفته می‌شود که محصولات و خدمات خود را به مشتری‌های عرضه می‌کنند.

 

تجارت C2C

نوعی از سرویس است که کاربران با استفاده از آن، خدمات و کالاهای خود را به دیگر کاربران عرضه می‌کنند. وب‌سایت‌ها و سرویس‌های خرید و فروش اجناس دست دوم، از نمونه‌های تجارت Customer to Customer هستند.

 

سرمایه‌ی بذری (Seed Funding)

همان‌طور که یک گیاه از یک بذر شروع به رشد می‌کند، یک استارتاپ نیز از یک سرمایه‌ی اولیه شروع می‌شود. به سرمایه‌ای که در مرحله‌ی اولیه راه‌اندازی استارتاپ در اختیارش قرار می‌گیرد، سرمایه‌ی بذری گفته می‌شود.

 

startup

 

واگذاری (Vesting)

به نوعی تخصیص سهامی گفته می‌شود که طی آن بعد از گذشت مدت زمانی، مقدار سهم تعیین‌شده به کارمندان داده می‌شود. به‌عنوان مثال اگر به یک کارمند ۲۰۰ سهام طی ۱۰ سال داده شود، یعنی بعد از گذشت هر سال ۲۰ سهم به او اختصاص پیدا می‌کند. این کار به کارمندان انگیزه می‌دهد که عملکرد خوبی داشته باشند و برای مدت زمان زیادی در شرکت کار کنند.

 

بنچمارک (Benchmark)

به فرآیندی گفته می‌شود که یک استارتاپ برای اندازه‌گیری موفقیت فعلی خود از آن استفاده می‌کند. سرمایه‌گذاران میزان موفقت استارتاپ‌ها را بر اساس بنچمارک‌ها می‌سنجند. به‌عنوان مثال وقتی می‌گوییم شرکت A به بنچمارک درآمد X در طی ۲ سال رسیده است یعنی این استارتاپ توانسته است طی ۲ سال میزان فروش خود را به X برساند.

 

بوت‌استرپ (Bootstrapped)

زمانی که گفته می‌شود یک شرکت بوت‌استرپ است، یعنی بودجه‌ی آن توسط خود کارآفرین یا بودجه‌ی خود شرکت تأمین شده است.

 

وام موقت (Bridge loan)

این نوع وام به Swing loan نیز معروف است و به مساعده‌هایی گفته می‌شود که بر اساس میزان درآمد به یک شخص داده می‌شود و فاصله‌ی بین درآمدهای عمده‌ را پر می‌کند.

 

startup

 

فروش (Buyout)

یک استراتژی معمول برای خروج است که طی آن سهام شرکت به فروش می‌رسد و به خریداران آن اجازه‌ی کنترل شرکت داده می‌شود.

 

سرمایه (Capital)

به دارایی‌های مالی گفته می‌شود که در حال حاضر برای استفاده در دسترس هستند. کارآفرینان از سرمایه برای آغاز استارتاپ استفاده می‌کنند و مقدار آن را افزایش می‌دهند تا به رشد استارتاپ کمک کنند.

 

دو دلیجنس (Due diligence)

به ارزیابی و تحلیل سرمایه‌گذاران از وضعیت و پتانسیل‌های سرمایه‌گذاری گفته می‌شود. این ارزیابی می‌تواند شامل بررسی سوابق مالی و اندازه‌گیری ROI باشد.

 

بازده سرمایه‌گذاری یا بازگشت سرمایه (ROI)

همان‌طور که از نامش پیدا است، برگشت سرمایه را مورد بررسی قرار می‌دهد. درواقع به پولی گفته می‌شود که به یک سرمایه‌گذار به‌عنوان درصدی از سرمایه‌‌گذاری خود در استارتاپ برگشت داده می‌شود. به‌عنوان مثال اگر یک سرمایه‌گذار مبلغ ۲ میلیون دلار برای خرید ۲۰ درصد سهام یک شرکت خرج کند و شرکت با مبلغ ۴۰ میلیون دلار به فروش برسد، این یعنی آن سرمایه‌گذار مبلغ ۸ میلیون دلار از فروش شرکت دریافت خواهد کرد.

 

startup

 

خروج (Exit)

برخی بنیان‌گذاران و سرمایه‌گذاران استارتاپ این‌گونه پولدار می‌شوند؛ Exit به متدی گفته می‌شود که یک سرمایه‌گذار و یک کارآفرین سرمایه‌ی خودشان را از شرکت خارج می‌کنند. خروج معمولا در زمان IPO و M&A اتفاق می‌افتد.

آی‌پی‌او (IPO)

زمانی است که یک استارتاپ سهام خودش را در یک فراخوان بورس برای فروش به مردم پیشنهاد می‌دهد. در این حالت یک شرکت خصوصی تبدیل به سهامی عام می‌شود و دیگر یک استارتاپ نیست.

 مالکیت و ادغام (Merge & Acquisition)

زمانی است که استارتاپ توسط یک شرکت بزرگ‌تر خریداری یا با آن ادغام می‌شود. این اتفاق به صورت دوستانه (همراه با توافقنامه) یا خصمانه (بدون توافقنامه) صورت می‌گیرد.

توافقنامه عدم ‌افشاگری (NDA)

NDA مخفف عبارت Non-disclosure agreement است و به توافقنامه‌ای گفته می‌شود که طی آن هر ۲ طرف از اطلاعات حساس و محرمانه مانند اسرار تجارت محافظت می‌کنند و آن را با شخص سوم به اشتراک نمی‌گذارند.

 

startup

 

پیوت (Pivot)

زمانی است که استارتاپ جهت استراتژی‌های خودش را سریعا تغییر می‌دهد. معمولا این تغییرات به دلیل عدم بازدهی اتفاق می‌افتند و طی آن بر ویژگی‌های دیگر محصولات یا مشتری‌ها تمرکز می‌شود.

مذاکره در آسانسور (Elevator Pitch)

فرض کنید در یک آسانسور با یک سرمایه‌گذار هم مسیر شده‌اید و تنها ۳۰ تا ۱۲۰ ثانیه فرصت دارید او را متقاعد کنید که روی ایده‌ی شما سرمایه‌گذاری کند. به ‌عبارتی شما باید در این چند ثانیه مشکل، راه‌حل آن و بازار مشتری‌ها را برای سرمایه‌گذار توضیح بدهید و او را متقاعد کنید.

نرم‌افزار به‌عنوان سرویس (SaaS)

به یک محصول نرم‌افزاری گفته می‌شود که از راه دور به وسیله‌ی اینترنت یا سیستم رایانش ابری کنترل می‌شود.

 

 

از اینکه با این مقاله همراه ما بودید از شما سپاسگذاریم


حتما به پیج اینستاگرامی ما سری بزنید

همچنین کانال تلگرامی مارو دنبال کنید و به خانواده صمیمی استارتاپونه بپیوندید.






از اینکه با این مقاله همراه ما بودید از شما سپاسگذاریم


حتما به پیج اینستاگرامی ما سری بزنید

همچنین کانال تلگرامی مارو دنبال کنید و به خانواده صمیمی استارتاپونه بپیوندید.






گیمفیکیشن در استارتاپونه دوم

گیمیفیکیشن موضوع جلسه دوم استارتاپونه

گیمیفیکیشن (بازیوارسازی) استفاده از خصوصیت‌ها و تفکرات بازی گونه است در زمینه‌هایی که ماهیت بازی ندارند. انگار کردن کار به بازی یا بازی انگاری را می‌توان مفهومی قدیمی دانست که چند سالی است دیدگاهی آکادمیک و منسجم گرفته. مفهوم اولیه بازی انگاری را می‌توان اینطور بیان کرد: استفاده کردن از انگیزاننده‌های طبیعی برای به حرکت درآوردن مخاطب. از آنجا که یکی از انگیزاننده‌های جذاب برای انسان تفریح و بازی است، این نقطه را می‌توان همان نقطهٔ آغازین مفهوم بازی انگاری دانست.

تعریف رسمی

تاکنون تعریف استاندارد و رسمی ای برای بازی انگاری ارائه نشده و اغلب افراد فعال در این زمینه این مفهوم را با اندکی تفاوت بکار می‌برند، ولی در بین همهٔ آنها تعریفی که بیشترین مقبولیت را داراست همان تعریف فوق به معنای انگاشتن کار به بازی می‌باشد: استفاده از خصوصیت‌ها و تفکرات بازی گونه، در زمینه‌هایی که ماهیت بازی ندارند.

 

گیمفیکیشن جلسه دوم استارتاپونه

 

زمینه‌های پرکاربرد

مفهوم بازی انگاری را هم اکنون می‌توان در بسیاری از زمینه‌های تجاری و محصولات، آموزشهای اجتماعی، پزشکی، درمان اختلالات فکر و ذهنی، درمان فراموشی یا حتی آموزش‌های نظامی مشاهده کرد، و چیزی که در همهٔ آنها مشترک می‌باشد سعی در بیشینه کردن یادگیری و درگیر ساختن کاربر با محصول (و یا مفهوم مورد نظر) است. در حقیقت، از بازی انگاری می‌توان جهت ایجاد جذابیت در یادگیری، انجام فرایندهای تکراری یا کارهای غیر جذاب برای مقاصد غیر بازی گونه استفادهٔ نمود، و این خاصیت را می‌توان مهمترین دلیل فراگیری این زمینه جدید در عرصه‌های مختلف دانست.

 

قابلیت ها

گیمیفیکیشن به صورت گسترده‌ای در بازاریابی استفاده می‌شود. بیشتر از ۷۰ درصد از لیست شرکتهای Forbes Global 2000 طرحی برای استفاده از گیمیفیکیشن برای اهداف بازاریابی و حفظ مشتری دارند. برای مثال در نوامبر ۲۰۱۱ شریک استرالیایی شرکت یاهو در زمینه پخش رسانه‌های آنلاین نرم‌افزار موبایل خود با نام Fango را اجرا کرده‌است که در آن تماشاگرهای تلویزیون از این برنامه استفاده می‌کنند تا با برنامه‌های اجرا شده از طریق تکنیک‌هایی مانند بررسی و بج (Badge) تعامل کنند. در فوریه ۲۰۱۲ برنامه بالغ بر ۲۰۰٫۰۰۰ بار اجرا شده‌است. گیمیفیکیشن همچنین برای برنامه‌های مشتریان وفادار نیز به کار می‌آید. در سال ۲۰۱۰ استارباک (برند آمریکایی فروش قهوه) یک سری بج به برنامه Foursquare داد تا این برنامه بتواند تخفیف‌هایی را برای شهرداران هر منطقه در نظر بگیرد (شهردار در این برنامه به افرادی اطلاق می‌شود که به غنای محتوایی برنامه در محل خودشان کمک کنند). همچنین طرحهایی برای استفاده از گیمیفیکیشن برای هوش رقابتی و ترغیب مردم برای پر کردن نظرسنجی‌ها و در تحقیقات بازار برای بازشناسی برندها وجود دارد. گیمیفیکیشن همچنین با نرم‌افزارهای پشتیبانی (Help Desk) نیز تلفیق شده‌است. در سال ۲۰۱۲ Freshdesk به عنوان یک نرم‌افزار خدمات به مشتری قابلیت‌های گیمیفیکیشن را به برنامه‌های خود افزود که در آنها به عوامل براساس کارایی شان بج‌هایی تعلق می‌گرفت.

گیمیفیکیشن همچنین به عنوان ابزاری برای ترغیب مشتری و دلگرم کردن رفتارهای مورد نیاز در بعضی از سایت‌ها نیز به کار می‌رود. به علاوه گیمیفیکیشن به سادگی برای افزایش ترغیب در سایتهایی که براساس سرویس‌های شبکه‌های اجتماعی ساخته شدند نیز به کار می‌رود.

 

چارچوب های پیاده سازی گیمیفیکیشن

چارچوب های پیاده سازی گیمیفیکیشن یا اصطلاحا Framework ها روش های برای پیاده سازی گیمیفیکیشن هستند چند مورد از چارچوب های مطرح به شرح ذیل می باشند :

  1. چارچوب ورباخ
  2. چارچوب زیکرمن
  3. چارچوب یوکای چو

کاربرد گیمیفیکیشن در بازاریابی محتوا

برای استفاده از راهبردهای بازی‌گونه در بازاریابی محتوایی، نیازی نیست که حتما بخشی از یک سازمان بزرگ باشید یا بودجه بازاریابی کلانی در دست داشته باشید. از بازی وار سازی تقریبا برای هر محصول و خدماتی می‌توان استفاده کرد و با هر بودجه‌ای قابل انطباق است. در این بخش توصیه‌هایی برای کمک به شما در استفاده از بازی وار سازی در بازاریابی محتوایی ارائه می‌شود.

 

بازی وارسازی در تجارت الکترونیک

در دنیای جدید که صدها فروشگاه آنلاین هر روزه ظاهر می‌شوند، در صدر بودن کار بسیار سختی است.

این یعنی باید به سختی کار کنید، با موضوعات داغ بازاریابی حرکت کرده و تکنیکهای جدید را پیاده‌سازی نمایید. تب خرید از فروشگاه‌های آنلاین به شدت در حال شیوع بوده و فروشگاه‌های آنلاین در ایران رو به رشد می‌باشند. این بازار نوپا در حال حاضر مشتریان بالقوهٔ بسیار زیادی دارد اما نکتهٔ مهم این است که در آینده‌ای بسیار نزدیک، بازار اشباع شده و این فروشگاه‌ها شروع به رقابت برای جذب مشتریان یکدیگر می‌نمایند. این همان نقطه‌ای است که ابزاری مانند گیمفیکیشن بشدت با اهمیت خواهد شد. اگر چه سیاست درست این است که یک فروشگاه آنلاین از ابتدا با پیاده‌سازی گیمیفیکیشن، وفاداری مشتریان به سایت را افزایش دهد.

 

گیمیفیکیشن در آموزش

دسترسی به آموزش‌های پیشرفته، مخصوصاً برای مردم کشورهای در حال توسعه، به‌طور بازدارنده ای گران و تنها برای نخبگان و ثروتمندان جامعه قابل استفاده است. بازی کاری با شماری از روندها که اشتیاق و درگیری دانش آموزان نسبت به یادگیری را تغییر می‌دهند، ادغام شده و دسترسی به آموزش و شناسایی استعدادها را تسهیل نموده‌است.

یکی از جدیدترین این راهکارها استفاده از مفاهیم مرتبط با بازی در طراحی دوره‌های آموزشی است. استفاده از این مفهوم روز به روز در حال گسترش است. این موضوع باعث ایجاد یک فرصت عالی برای افزایش بازدهی آموزش و یادگیری افراد می‌شود. کاربست مفاهیم بازی در آموزش اجازه می‌دهد که به جای کلاس‌های خشک و خسته کننده از روش‌های جذاب و نوین و مبتنی بر فعالیت‌های ادامه‌دار و تکمیل شونده در داخل و خارج از محیط کار استفاده شود. مزیت بازی‌ها در آموزش این است که بسیار سرگرم‌کننده، ساده، قابل فهم، قابل جابجایی و بدون محدودیت زمانی و مکانی و فردی هستند. پژوهش‌ها نشان داده‌است که استفاده از عناصر بازی در محیط آموزشی انگیزه افراد را افزایش می‌دهد. همچنین استفاده از مفاهیم بازی در طراحی آموزش در مشارکت افراد در فعالیت‌های مختلف تأثیر مثبتی دارد و استفاده از جایزه‌ها و امتیازهای مجازی باعث همکاری بیشتر افراد می‌شود. استفاده از گیمیفیکیشن در آموزش باعث افزایش رضایت کاربران، تسهیل تعاملات اجتماعی، افزایش توانایی حل مسئله و حمایت کاربران از روند آموزش می‌شود. یکی از مهم‌ترین دلایل استفاده از گیمیفیکیشن، تبدیل آموزش به سرگرمی و تشویق نوآوری و خلاقیت می‌باشد.

در سایت های بین المللی و مشهوری چون Coursera ، Udemy که از برترین وب سایت ها در حوزه آموزش آنلاین میباشند از این مفهوم استفاده شده است.در کشور ایران نیز پلتفرم های مختلفی چون فرانش، وب یاد، پاد و کلاسور از اِلمان های گوناگون گیمیفیکیشن برای افزایش تعامل مخاطبین و کاربران استفاده کرده اند.

 

گیمیفیکیشن در بازاریابی

برای بازاریابان، گیمیفیکیشن راهی برای به کارگیری حس عمیق برنده شدن در معامله فروش یک محصول یا خدمت است. استفاده از گیمیفیکیشن برای مصرف کننده شما به یادماندنی است و می تواند این حس خوب را درباره جزئیات بازیگونه با دوستان اجتماعی خود به اشتراک گذارد.

به کارگیری گیمیفیکیشن جهت افزایش دفعات استفاده مصرف کننده ازنرم افزار شما می تواند سطح جذب شدن آنها به نام تجاری شما را به شدت افزایش دهد. این رویکرد می تواند تصمیمات خرید آینده آنها را به صورت مثبت مورد تاثیر قرار دهد. در ادامه با بعضی نکات که می توان از گیمیفیکیشن در پیاده سازی استراتژی بازاریابی خود استفاده کرد آشنا می شویم.

از دیگر استفاده های گیمیفیکیشن، افزایش ترافیک سایت و تعیین رفتارهای موردعلاقه کاربر، مانند امتیاز گرفتن، بازشدن مراحل یا خدماتی پس از بازدید های متوالی و با فاصله های زمانی مشخص میباشد که مجموعه این فعالیت ها باعث افزایش ترافیک، رتبه سایت و رتبه الکسا برای سایت موردنظر خواهد شد.

 

تاریخچه گیمیفیکیشن

واژه گیمیفیکیشن اولین بار در سال ۲۰۰۲ ابداع شد، ولی تا سال ۲۰۱۰ چندان مورد استقبال قرار نگرفت. این مفهوم در سال ۲۰۰۸ در زمینه رسانه‌های دیجیتال مطرح شد و با انتشار کتاب چگونگی استفاده از مکانیزم‌های بازی رواج پیدا کرد. در سال ۲۰۱۱ این رویکرد مورد توجه شرکت‌های سرمایه‌گذاری قرار گرفت و همزمان تحقیقات و مطالعات دانشگاهی فراوانی دربارهٔ آن آغاز شد. شرکت‌های متعدد با درک فرصت ایجاد شده به واسطه این نگاه تازه، در این حوزه سرمایه‌گذاری کردند و به ارائه خدمات بازی آفرینی به آنها پرداختند.

قبل از استفاده از اصطلاح بازی آفرینی، بسیاری از طراحان و محققان در مورد نقش شادی و بازی در برنامه‌های کامپیوتری تحقیق می کردند. دراپر در اواخر دهه ۹۰ تحقیقی با عنوان «بررسی شادی به عنوان یک عنصر در طراحی نرم‌افزار» انجام داد. با اهمیت روزافزون تجربه کاربری، تحقیقات و پروژه‌های متعددی در مورد سنجش نقش لذت، شادی و بازی در تجربه کاربری انجام شد. ایده ای که در پس استفاده از سرگرمی در نرم‌افزار وجود داشت نه تنها ساده‌تر کردن رابط کاربری، بلکه گنجاندن لذت در استفاده از آن بود که باعث بروز احساسات مثبت در کاربر از طریق چیزهایی مانند صدا، تصاویر، چالش و… می‌شد و از این طریق تجربه استفاده کاربر از نرم‌افزار را بهبود می‌داد.

در سال ۲۰۱۰، اصطلاح “بازی کاری” روز به روز محبوب‌تر شد و توسط شرکت‌هایی مانند بانچبال (Bunchball) و بج ویل (Badgville) برای تشریح پلتفرم‌هایی به کار رفت که برای استفاده از المان‌های بازی در وب سایت‌ها، تولید کرده بودند. سایت‌های بسیاری مانند Win Epic با استفاده از این مفهوم شروع به کار کردند.

از اینکه با این مقاله همراه ما بودید از شما سپاسگذاریم


حتما به پیج اینستاگرامی ما سری بزنید

همچنین کانال تلگرامی مارو دنبال کنید و به خانواده صمیمی استارتاپونه بپیوندید.






کسب وکار آنلاین استارتاپونه

چرا باید کسب و کار آنلاین راه اندازی کنیم؟

یکی از سوالاتی که به شدت فکر افرادی که قصد راه اندازی کسب و کار آنلاین دارند را مشغول میکند این است که چرا باید کسب و کار آنلاین راه اندازی کنیم؟ و اصلا چرا ما باید به سمت آنلاین شدن کسب و کار برویم. در این مقاله به صورت کامل و دقیق به این سوال پاسخ خواهم داد و سعی میکنم با دلایل منطقی و واقعی جواب این چرایی را دهم.
چرا باید کسب و کار آنلاین راه اندازی کنیم؟ یک جمله معروف میگوید تا ۵ سال دیگه دو نوع کسب و کار وجود دارد :

  • کسب و کارهایی که الکترونیک شده اند
  • کسب و کارهایی که وجود ندارند

با خواندن این جمله واقعا میتوان به ارزش و مهم بودن راه اندازی کسب و کار آنلاین پی برد و میتوان گفت تا چند سال آینده دیگر کسب و کاری وجود ندارد که به صورت اینترنتی و آنلاین ارائه نشود. در این مقاله ۲۰ دلیل در جواب سوال چرا باید کسب و کار آنلاین راه اندازی کنیم؟ ذکر میکنیم تا شما بتوانید به راحتی تصمیم بگیرید، پس با لاین استور همراه باشید تا این دلایل رو مورد بررسی قرار دهیم.

۲۰ دلیل راه اندازی کسب و کار آنلاین

  1. سرمایه بسیار کم
  2. بازار هدف فوق العاده بزرگ
  3. صرفه جویی در هزینه ها
  4. زمان در اختیار شماست
  5. عدم محدودیت جغرافیایی
  6. آنلاین شدن کسب و کارها
  7. می‌توانید همزمان دارای چند شغل باشید
  8. لذت فوق العاده از کار کردن
  9. در خواب درآمد داشته باشید
  10. دسترسی مردم به اینترنت
  11. افزایش روز به روز گرایش مردم به خرید اینترنتی
  12. مشتریان فرا منطقه ای
  13. ارائه خدمات ۲۴ ساعته
  14. سرعت بالا
  15. حذف کاغذ بازی
  16. ارتباط پیوسته با مشتری
  17. مدیریت راحت تر و جامع تر
  18. تبلیغات و جذب مشتری با هزینه ی کمتر
  19. ارائه ی خدمات در حجم انبوه
  20. چند برابر کردن درآمد


سرمایه بسیار کم

یکی از بهترین مزیت های کسب و کارهای آنلاین، امکان راه اندازی آن با هزینه ای بسیار کمتر از کسب و کارهای سنتی است. در این روش شما میتوانید حتی با سرمایه ی کمتر از ۱۰۰ هزار تومان، کسب و کار آنلاین خود را راه اندازی کنید. اگر بخواهیم یک کسب و کار سنتی و فیزیکی راه اندازی کنیم باید هزینه بسیار بالایی متحمل شویم. مثلا برای راه اندازی یک فروشگاه موبایل سنتی باید حداقل سرمایه ای بین ۱۰۰۰ تا ۴۰۰ میلیون داشته باشیم ولی در حالت آنلاین احتیاج به این جور سرمایه ای نیست.

بازار هدف فوق العاده بزرگ

در کسب و کار سنتی نهایت بازار شما همان منطقه یا شهری است که در آن زندگی میکنید و مشتری بیشتری ندارید ولی در حالت آنلاین شما با بازاری باور نکردنی روبرو هستید. مثلا یک فروشگاه موبایل درکسب و کار سنتی نهایت بتواند به مردم شهرش گوشی موبایل بفروشد ولی در حالت آنلاین میتواند به تمام ایران گوشی موبایل بفروشد.

صرفه جویی در هزینه ها

مزیتی که باعث می شود خیلی از مردم به سمت کسب و کار آنلاین بیایند و جذب شوند کم هزینه بودن این کسب و کار است. در حالت آنلاین خیلی از هزینه ها به شدت کاهش پیدا میکند و شما نیاز نیست هزینه عجیب و غریبی کنید ولی در حالت سنتی باید هزینه های زیادی رو متحمل شوید تا یک کسب و کار آنلاین راه اندازی کنید. در بخش بالا گفتیم برای راه اندازی یک فروشگاه موبایل باید حداقل ۱۰۰ میلیون سرمایه داشته باشید ولی در حالت آنلاین اصلا نیاز به این جور هزینه هایی نیست.

زمان در اختیار شماست

در حالت آنلاین شما میتوانید هر زمان که دوست دارید کار کنید میخواهید ۲ شب کار کنید، میخواهید ۷ صبح کار کنید یا اصلا ۶ عصر کار کنید واقعا در کسب و کار آنلاین زمان در اختیار شماست و هر وقتی دوست دارید میتوانید کار کنید.

عدم محدودیت جغرافیایی

یکی از بهترین مزیت هایی که کسب و کارهای آنلاین دارند این است محدود به مکان خاصی نیست کافی است شما یک خط اینترنت و کامپیوتر داشته باشید و کارهایتان را انجام دهید. مثلا در روستا هستید به راحتی میتوانید کسب و کار آنلاین راه اندازی کنید و جای هیچ نگرانی نیست. اما در روش های سنتی متاسفانه این طور نیست.

آنلاین شدن کسب و کارها

اگه توجه کرده باشید در حال حاضر خیلی از کسب و کارها به سمت آنلاین شدن میروند این یعنی خیلی ها متوجه شده اند درآمد در این بخش است و میتوانند درآمد فوق العاده ای کسب کنند.

می‌توانید همزمان دارای چند شغل باشید

اختیار برنامه ریزی و زمانبندی، امکان خودکارسازی فعالیت ها، کاهش بالاسری‌ها و هزینه‌ها به ما این امکان را می‌دهد که بتوانیم چندین کسب و کار اینترنتی را هم زمان اداره کنیم و این به معنای داشتن چندین منبع درآمدی است و دریافت پول بیشتر است. البته به یاد داشته باشیم که با یک دست بیش از یک هنداونه بر نداریم و اول فقط با یک کسب و کار اینترنتی شروع کنیم. بعد از مدتی که آن کار سر و سامان گرفت و نیاز کمتری به حضور ما داشت آن وقت کسب و کار دوم را شروع کنیم و همین طور الی آخر. طبیعتا این کار نیز نا محدود نیست و یک نفر نمی‌تواند در آن واحد تعداد زیادی کسب و کار اینترنتی را درست اداره کند ولی نسبت به مشاغل سنتی دیگر در تعداد بیش‌تر می‌توان انجام داد.

لذت فوق العاده از کار کردن

لذت فوق العاده از کار کردن، یکی از بهترین مزیت های کسب و کارهای آنلاین است چون اکثر مردم به شغلی مشغول هستند که آن را دوست ندارند و روی اجبار آن را انجام می دهند. (حتما در اطراف خود دیده اید) ولی کسب و کارهای اینترنتی بر اساس علاقه و توانمندی های افراد شکل می‌گیرند که اگر غیر از این باشند محکوم به شکست هستند. بنابراین همواره مشغول کاری هستیم که عاشق آن هستیم.

در خواب درآمد داشته باشید

یکی از بهترین و جالبترین مزیت های های کسب و کارهای آنلاین این است وقتی شما خواب هستید میتوانید کسب درآمد کنید. میتوان گفت تقریبا امکان خودکار سازی همه فعالیت‌ها در یک کسب و کار اینترنتی وجود دارد. و این باعث می‌شود که حضور شما عمدتا محدود به تولید محتوا ، برنامه ریزی، راه‌اندازی و پیگیری‌ها شود. چیزی شبیه خلبان خودکار که فقط برای بلند شدن و نشستن نیاز به حضور خلبان هست و باقی مدت پرواز توسط سیستم ها هواپیما هدایت می‌شود.
بنابراین وقتی در محل کسب و کار خود حضور نداریم، مسافرتیم یا حتی در خواب هستیم مشتری به سایت مراجعه کرده محصولات ما را می‌بیند، سفارش خود را می دهد، پول را پرداخت می کند و محصول را دریافت می دارد!

تصویر مرتبط

دسترسی مردم به اینترنت

بر اساس آمارها، بیش از ۷۰ درصد مردم ایران به اینترنت دسترسی دارند یعنی این که از ۸۰ میلیون ایرانی، ۵۶ میلیون داری اینترنت هستند یعنی یک بازار ۵۶ میلیونی وجود دارد که شما میتوانید محصولات و خدماتتان ر به آنها عرضه کنید.

افزایش روز به روز گرایش مردم به خرید اینترنتی

خدا رو شکر در چند سال اخیر استقبال مردم از فروشگاه های اینترنتی روز به روز در حال افزایش است و مردم بیشتر از سایت ها و فروشگاه های اینترنتی خرید میکنند مثلا خود دیجی کالا در یک جشنواره نزدیک ۱۰۰ هزار سفارش دریافت کرد در قالب یک الی دو روز که واقعا آمار فوق العاده ای است. علاوه بر گرایش مردم به خرید اینترنتی، اعتماد مردم به خرید اینترنتی به شدت افزایش پیدا کرده است طوری که مثلا در سایت دیجی کالا خودروهای ۳۰۰ میلیونی فروخته می شود.

مشتریان فرا منطقه ای

یکی از جالب ترین علل راه اندازی کسب و کار آنلاین ارائه خدمات فرا منطقه ای است یعنی شما مثلا در ایران هستید ولی به شخصی خدمات یا محصول می فروشید که در اتریش و لهستان است. مثلا خیلی از دوره های آنلاین ما در کشورهای آلمان، لهستان، اتریش و . . . فروش رفته اند. به ایرانی هایی که در خارج کشور زندگی میکنند یا دانشجو هستند.

ارائه خدمات ۲۴ ساعته

در کسب و کار آنلاین میتوانید در ۲۴ ساعت به مشتریان خدمات ارائه دهید و میتوانید بدون وقفه در دسترس باشید.

سرعت بالا

سرعت در خدمات یکی دیگر از علل راه اندازی کسب و کسب آنلاین است شما از طریق کسب و کار آنلاین، میتوانید در لحظه و بصورت آنی به مشتریان خود پاسخ دهید که این منجر به اعتماد و انگیزه ی بیشتر مشتری میشود.

حذف کاغذ بازی

در کسب و کار فیزیکی بحث کاغذ بازی به شدت رواج دارد اما در کسب و کار آنلاین تمام کارهای خود را بصورت دیجیتال انجام دهید.

ارتباط پیوسته با مشتری

یک عیب در کسب و کار فیزیکی این است که نمیتوانید با مشتری به صورت مستمر ارتباط برقرار کنید اما در کسب و کار آنلاین، شما می توانید بصورت مستمر با مشتری در ارتباط باشید و مشتری را پیگیری کنید که این باعث افزایش رضایتمندی مشتری میشود.

مدیریت راحت تر و جامع تر

شما به عنوان مدیر کسب و کار آنلاین ، میتوانید به سادگی برروی کل پروسه ی ارائه ی کالا یا خدمات نظارت مستقیم داشته باشید و به راحتی گزارشهای دقیق از عملکرد آن را دریافت کنید.

تبلیغات و جذب مشتری با هزینه ی کمتر

در کسب و کارهای سنتی و فیزیکی، مارکتینگ (بازاریابی) و جذب مشتری به شدت سخت و هزینه بر است اما در کسب و کارهای آنلاین مارکتینگ و جذب مشتری به مراتب با هزینه ی کمتری انجام میشود.

ارائه ی خدمات در حجم انبوه

در کسب و کار فیزیکی یا سنی شما به صورت همزمان نهایت بتوانید به چند نفر خدمات ارائه دهید ولی در کسب و کار آنلاین میتوانید به هزاران نفر خدمات بدید.

چند برابر کردن درآمد

در کسب و کار فیزیکی یا سنتی اگر بخواهید فروشگاه خود را بزرگتر کنید باید هزینه بسیار بالایی پرداخت کنید و به شدت زمانبر است اما در کسب و کار آنلاین میتوانید به راحتی و در کمترین زمان ممکن و با چند کلیک یک بخش جدید به فروشگاه اینترنتی خود اضافه کنید.

نتیجه تصویری برای چرا باید کسب و کار آنلاین راه اندازی کنیم؟

 

چرا باید کسب و کار آنلاین راه اندازی کنیم؟

سعی کردیم در این مقاله ۲۰ دلیل منطقی و درست بیاوریم که بیشتر با کسب و کار آنلاین آشنا شوید و جواب سوالچرا باید کسب و کار آنلاین راه اندازی کنیم؟ را داده باشیم و در کنار جواب این سوال انگیزه ای در شما برای راه اندازی کسب و کار آنلاین ایجاد کرده باشیم.

از اینکه با این مقاله همراه ما بودید از شما سپاسگذاریم


حتما به پیج اینستاگرامی ما سری بزنید

همچنین کانال تلگرامی مارو دنبال کنید و به خانواده صمیمی استارتاپونه بپیوندید.






مقاله توسعه اپلیکیشن در استارتاپونه

ترفندهای توسعه اپلیکیشن

الگوریتم کسب وکار و بازاریابی همواره تغییر می کند. در این بین کسب و کار های اینترنتی و مجازی اهمیت بیشتری دارد و سودهای کلانی از این راه نصیب کمپانی های کوچک و بزرگ می شود. به این جمله دقت نمایید: کسب وکار های کوچک فقط به اپلیکیشن نیاز ندارند؛ بلکه استراتژی های توسعه اپلیکیشن های موبایل است که نتیجه بخش خواهد بود!

اگر کمتر از ده سال گذشته اغلب وب سایت ها روی نسخه دسکتاپ خود تمرکز داشتند، حال اغلب کمپانی ها با توجه به این که ۶۰ درصد جستجو ها توسط موبایل صورت می گیرد ترجیح می دهند نسخه موبایل یا اپلیکیشن های خود را عرضه و توسعه دهند.

در دوره‌ای که تکنولوژی بیش از هر زمان دیگری از طریق اپلیکیشن‌ها در زندگی ما دخیل شده‌اند، توسعه‌دهندگان برای رسیدن به موفقیت باید موج‌سوارِ خوبی باشند.

از اینکه با این مقاله همراه ما بودید از شما سپاسگذاریم


حتما به پیج اینستاگرامی ما سری بزنید

همچنین کانال تلگرامی مارو دنبال کنید و به خانواده صمیمی استارتاپونه بپیوندید.






موفقیت در کسب و کار

پادکست موفقیت در کسب و کار ؛ بشنوید :

 

 

تحقیقات اخیر نشان داده است که یک چهارم کمپانی های نوپا اپلیکیشن موبایل خود را طراحی کرده اند و باقی آن ها نیز یا در شرف طراحی اپلیکیشن ها هستند یا با استفاده از راه های احیا اپلیکیشن های بلااستفاده خود، در حال فراهم کردن مقدمات برای شروعی جدید با استفاده از برنامه های موبایلی هستند.

Mobile Apps Strategies that Boost Small Business

آیا اپلیکیشن تنها مختص کسب وکار کوچک است؟

اشتباه محض است اگر تصور کنید تنها کسب وکار های کوچک از اپلیکیشن برای شروع شناخته شدن توسط مشتریان استفاده می کنند. احتمالا خبر ده میلیونی شدن دانلود های اپلیکیشن Apple Musicرا شنیده اید. برنامه ای که از کسب وکار کوچکی نیامده است!

Total Loyalty Solutions اپلیکیشن دیگری است که ۱۰۰۰ دانلود را تنها در روز های اولیه انتشارش به دست آورد. از این ۱۰۰۰ دانلود حدود ۲۲۴ دانلود در ۲۴ ساعت اولیه صورت گرفت! با این که این کمپانی شناخته شده بود اما استفاده از اپلیکیشن سبب دو برابر شدن فروش پاییزه آن شد!

برخی از استراتژی های توسعه اپلیکیشن موبایل را در ادامه می خوانید:

ارتباط قوی با مشتریان در توسعه اپلیکیشن ها

یکی از راه هایی که می توان اپلیکیشن ها را توسعه داد ارتباط با مشتریان است. در یکی از شرکت های مطرح بعد از طراحی اپلیکیشن تصمیم گرفته شد برای آشنایی کاربران از ارتباط قوی و فیزیکی استفاده شود.

به این شکل که هر مشتری برای استفاده از خدمات به کمپانی سر بزند و اپلیکیشن را نصب کند. اگر کارمندان در ترغیب مشتریان برای نصب اپلیکیشن ها موفق باشند از ارتقای شغلی برخوردار می شوند.

بنابراین به همه اثبات می شود که اپلیکیشن موبایل چه ارزشی دارد و با این کار برنامه شما به افراد دیگر نیز معرفی می شود.

به نظر می رسد بخشی از موفقیت بزرگ اپلیکیشن های ساده با همین ترفند صورت گرفته است.

استفاده از راه های تشویقی برای توسعه اپلیکیشن ها

علاوه بر معرفی اپلیکیشن در صفحات شبکه های اجتماعی مختلف، به دوستان، آشنایان و مشتریان در استراتژی های توسعه اپلیکیشن های موبایل، شیوه دیگری برای معرفی اپلیکیشن شما وجود دارد: استفاده از روش های تشویقی!

در همین راستا یکی از رستوران های مطرح  پنسیلوانیا در ایالات متحده از اپلیکیشن برای توسعه کسب وکار خود استفاده کرد؛ در حالی که فروش خوبی به خصوص در فصل های گرم تر سال داشت. اپلیکیشن این رستوران بیش از ۱۳۰۰ بار دانلود و نصب شد و بالغ بر ۲۰۰۰ بار بازدید گرفت!

تاثیر استفاده از راه های تشویقی در اپلیکیشن و جذب مشتری

رستورانی که معرفی شد از اپلیکیشن برای مطرح شدن استفاده نکرد؛ بلکه برای کسب اعتبار با اطلاع رسانی به مشتریان از آن بهره گرفت. با استفاده از روش های تشویقی و اطلاع رسانی منوهای روزهای هفته، مشتریان بیشتری به سمت این رستوران سرازیر شدند.

بنابراین شکی باقی نمی ماند که شیوه های توسعه برنامه مهم تر از ساختار درونی و تنها طراحی یک اپلیکیشن است!

تست گسترده اپلیکیشن های موبایل با ابزارهای مختلف

تنها چک کردن محتوای برنامه و کسب اطمینان از صحت اطلاعات وارد شده در اپلیکیشن های موبایل کافی نیست. یکی از استراتژی های توسعه اپلیکیشن های موبایل تست کردن آن با استفاده از مرورگر ها و دستگاه های مختلف است.

برخی از صاحبان اپلیکیشن های پرمخاطب در سراسر جهان پیش از این که به این سطح از موفقیت برسند شکست های زیادی داشتند که مهم ترین آن ها به دلیل بهینه نبودن اپلیکیشن در انواع دستگاه ها می باشد.

کند بودن برنامه در اجرا، باز شدن ناگهانی، عدم نصب روی انواع سیستم عامل ها، عدم پشتیبانی از تمام نسخه ها و…از مشکلات رایج اپلیکیشن ها می باشد که باید با تست کیفیت پیش از انتشار برطرف شود.

برطرف کردن باگ های احتمالی برنامه ها

بعد از انتشار برنامه ها و اپلیکیشن های موبایل باید مرتب به بروزرسانی برنامه ها توجه داشته باشید.

از استراتژی های توسعه اپلیکیشن های موبایل دسترسی ساده به تمام بخش ها می باشد. اگر قسمتی از اپلیکیشن باز نشود و یا بعد از مدتی کاربر به دلیل عدم استفاده از آن پاک کردن برنامه را ترجیح دهد، تاثیر منفی زیادی روی کسب وکار شما اعمال می شود.

باگ های احتمالی برنامه ها را با جذب کارشناسان مرتبط برطرف کنید و پیگیر نظرات کاربران در مارکت های اپلیکیشن باشید؛ به انتقاد های آن ها توجه و همواره در صدد برطرف کردن مشکلات باشید.

استخدام تیم QA برای اپلیکیشن ها

QA فرآیندی برای بازبینی پروژه، ارزیابی نتایج و تطبیق آن ها با اهداف از پیش تعیین شده می باشد که از رمز وراز های داشتن اپلیکیشن موفق به شمار می رود.

با استفاده از این تیم، کیفیت محصول شما همواره تحت نظر قرار می گیرد، می توان ۶۰ تا ۷۰ درصد هزینه های احتمالی را جبران و در کوتاه ترین زمان باگ ها و مشکلات را ریشه کن کرد.

البته استخدام تیم QA برای اغلب کسب وکار ها کوچک مشکل است و نیاز به سرمایه گذاری دارد.

سخن آخر:

فراموش نکنید که با استفاده فزاینده از موبایل در سطح جهانی داشتن اپلیکیشن هایی با توسعه دقیق و حساب شده مهم ترین استراتژی کسب وکار است. به یاد داشته باشید که بهترین اپلیکیشن بهترین کسب و کار را تضمین می کند.

از اینکه با این مقاله همراه ما بودید از شما سپاسگذاریم


حتما به پیج اینستاگرامی ما سری بزنید

همچنین کانال تلگرامی مارو دنبال کنید و به خانواده صمیمی استارتاپونه بپیوندید.






از اینکه با این مقاله همراه ما بودید از شما سپاسگذاریم


حتما به پیج اینستاگرامی ما سری بزنید

همچنین کانال تلگرامی مارو دنبال کنید و به خانواده صمیمی استارتاپونه بپیوندید.






از اینکه با این مقاله همراه ما بودید از شما سپاسگذاریم


حتما به پیج اینستاگرامی ما سری بزنید

همچنین کانال تلگرامی مارو دنبال کنید و به خانواده صمیمی استارتاپونه بپیوندید.