نوشته‌ها

business-development-tools

برخی ابزارها و استراتژی های دیجیتال مارکتینگ که در توسعه کسب و کارهای نو مفید اند

۱. بهینه سازی سایت

 

بهینه سازی سایت راهکاری مقرون به صرفه با قابلیت اندازه گیری میزان پیشرفت آن است که منافعی بلند مدت را برای هر کسب و کاری به همراه دارد. این استراتژی موجب افزایش رتبه سایت می شود و دیده شدن وب سایت براساس کلمات کلیدی مشخص می شود. بهینه سازی سایت نقش مهمی در برندینگ کسب و کارها در فضای آنلاین ایفا کرده و موجب اعتماد و اعتبار نام برند می شود. مهم ترین مزیت بهینه سازی، نمایش برند به صورت دائم به مخاطبان است.

 

چه مواردی باید در بهینه سازی سایت رعایت شود؟

 

در ابتدا از نحوه نمایش درست سایت در موبایل و تبلت اطمینان حاصل کنید؛ نمایش سایت در این پلتفرم ها باید به گونه ای باشد که کاربران بتوانند به راحتی به آن موردی که دنبالش هستند دست یابند. این مورد در سایت های فروشگاهی اهمیت بیشتری دارد. سپس مطمئن شوید از تگ های مناسب در صفحات سایت استفاده کرده اید. تگ های عناوین، توضیحات و کلمات کلیدی نقش مهمی در ایندکس شدن سایت و معرفی محتوای آن به گوگل دارند، همچنین افزایش سرعت لود سایت، تهیه و بارگذاری محتوای با کیفیت در صفحات سایت از موارد مهم در این استراتژی است.

 

۲. بازاریابی محتوا

 

بازاریابی محتوا نقش تاثیرگذاری در ایجاد ترافیک و افزایش آگاهی از برند دارد و کمک می کند ارتباطی بهتر با مشتریان فعلی و بالقوه ایجاد شود. این استراتژی در افزایش رتبه سایت نقش مهمی ایفا کرده و موجب شناسایی سایت و محتوای آن در موتورهای جست وجو می شود.

 

در بازاریابی محتوا به چه مواردی باید توجه شود؟

 

تمرکز شما در بازاریابی محتوا باید به انتشار محتوای مفید و مناسب به صورت یکنواخت باشد. این محتوا باید متناسب با علائق و نیاز مخاطبان تهیه شود. با تهیه وبلاگ در سایت به انتشار مطالب مرتبط با صنعت خود به اشکال مرتبط بپردازید. همچنین می توانید با برخی سایت های فعال در زمینه انتشار محتوا همکاری کنید تا مطالب شما را منتشر کنند.

 

۳. بازاریابی در رسانه های اجتماعی

 

یکی دیگر از استراتژی های کم هزینه و تاثیر گذار برای گسترش نام برند، بازاریابی در رسانه های اجتماعی است. از این استراتژی می توان برای تعامل با مشتریان فعلی و آتی استفاده شود. نکته مهم، انتخاب بهترین رسانه متناسب با نوع کسب و کار و مخاطبان است.

 

چه مواردی در این استراتژی باید رعایت شود؟

 

ارائه مطالب مفید در هر یک از رسانه ها، متناسب با آن رسانه و همچنین تهیه جدول زمانبندی مشخص برای انتشار مطالب می تواند در گسترش نام برند موثر باشد. اکثر رسانه ها امکان مشاهده و آنالیز مطالب و رفتار بازدیدکنندگان را می دهند و از آن می توان برای بهبود و افزایش اثربخشی برنامه های آتی استفاده کرد.

 

۴. ایمیل مارکتینگ

 

مقرون به صرفه ترین و مناسب ترین استراتژی دیجیتال مارکتینگ با بازگشت سرمایه مناسب است. ایمیل مارکتینگ امکان تعامل و ارتباط با مخاطبان را سهولت داده و این امکان را می دهد تا با دسته بندی مخاطبان و ارسال مطالب مفید و اخبار مرتبط با برند برای هر دسته، موجب افزایش وفاداری مشتریان فعلی و جذب مشتریان جدید شود. در حال حاضر تعداد ایمیل های ثبت شده فعال حدودا سه برابر مجموع حساب های کاربری فیس بوک و توییتر است و این موضوع میزان محبوبیت و کارایی این استراتژی را نشان می دهد.

 

چگونه استراتژی ایمیل مارکتینگ را به خدمت بگیرید؟

 

در ابتدا باید بانک اطلاعاتی از مشتریان فعلی و بالقوه تهیه شود و توسط راهکارهایی آن را گسترش داد. با تقسیم و دسته بندی بانک های اطلاعاتی به بخش های مختلف و ارسال مطالب مفید و متناسب برای هر بخش میزان بازخورد آن افزایش می یابد. برای اجرای این استراتژی باید با برخی ارائه دهندگان این سرویس برای ارسال ایمیل و آنالیز آن همکاری کنید.

amazon kindle fire

چرا آمازون در حالی که محصول kindle برایش زیان آور است، همچنان این محصول را می فروشد؟؟

 چه بیزنس هایی از روش های غیرواضح و عجیب پول در می آورند؟

 

روش های زیادی برای پول در آوردن وجود دارند. ولی شاید با روش های زیر کمتر آشنا باشید:

 

۱️⃣ مک دونالد: آنها بیشتر از اینکه از فروش همبرگر پول دربیاورند، از فروش «حق امتیاز» شعبه های خود کسب درآمد می کنند. امروزه مک دونالد، یکی از موفق ترین کمپانی های حوزه املاک به شمار می رود.

 

۲️⃣ زمانی بود که بخش فروش قطعات و تجاری تویوتا بیشتر از فروش خودروهایش درآمد عایدش می کرد. مثلا اتوموبیل های مسابقه ای MG، هزینه قطعاتشان از خود خودرو بیشتر بود.

 

۳️⃣ کمپانی Best Buy که ظاهرا در حوزه فروش وسایل الکترونیکی فعالیت دارد، حاشیه سود بسیار کمی از این کار می برد. در عوض، عمده سود کمپانی از بخش مالی، گارانتی های طولانی مدت، بیمه، و تعمیرات حاصل می شود.

 

۴️⃣ شرکت های هواپیمایی ارزان قیمت معمولاً از فروش بلیت، حتی زیان هم می کنند. ولی با استفاده از فروش غذا در هواپیما، هزینه حمل چمدان اضافه، و سیستم رزرو صندلی کسب درآمد می کنند.

 

۵️⃣ آمازون از فروش کتابخوان های کیندل، سود بسیار کمی دارد. سود اصلی اش از فروش «محتوا» برای کیندل هاست که خود آمازون، اصلی ترین فروشنده ی آن است.

 

۶️⃣ موسیقیدانان معمولا سود اصلی شان را از تورهایی که برگزار می کنند می برند، نه فروش سی دی هایشان.

 

۷️⃣ ورزشکاران معروف، ممعمولاً از قراردادهای اسپانسری و تبلیغات، بیشتر از آنچه که از خود ورزش به دست می آورند، کسب درآمد می کنند.

 

۸️⃣ سود پمپ بنزین ها از فروش بنزین نیز تقریباً صفر است. در عوض، آنها از کارواش، فروش لوازم خودرو، روغن و سایر محصولات مرتبط کسب درآمد می کنند.

 

۹️⃣ سینماها و تئاترها بیشتر از آنکه از فروش بلیت پول به دست آورند، از فروش پاپکورن و سایر تنقلات کنار سالن سینما کسب سود می کنند.

 

♨️ مهمترین هدف هر بیزنسی، داشتن مزیت رقابتی بوده که به معنای کسب سود بیشتر نسبت به رقبا است. بهتر است مدل های نامتعارف کسب سود مازاد را شناخته و از آن در تدوین طرح کسب و کار، بهره ببریم.

چگونه خدمات خود را بفروشیم

چگونه خدمات خود را بفروشیم؟

🔹یکی از ویژگی های خدمات ناملموس بودن است. از آنجایی که خدمات قابل دیدن ،لمس کردن ،چشیدن و بوییدن نیست برای مشتری در خرید آن همواره نوعی ابهام ،تردید ،نگرانی و عدم اطمینان وجود دارد.

یکی از وظایف اصلی فروشندگان برای فروش خدمات ، جذب اعتماد خریداران است.برای این کار می توانید از راهکار های زیر استفاده نمایید:

۱)به مشتری امکان تست خدمات خود بدهید.

🔹یک آموزشگاه کنکور جلسه اول کلاس هایش رایگان است.

۲)عناصر مشهود و ملموس را به خدمات خود اضافه کنید.

🔹یک آموزشگاه جزوات و فیلم را به همراه کلاس های خود به مشتریانش می دهد.

۳)از مشتری های سابق خود رضایت نامه کتبی بگیرید و آن را در اختیار مشتریان بالقوه خود قرار دهید.


۴)نتایج موفقیت های قبلی خود را به مشتری نشان بدهید.

🔹یک آموزشگاه عکس افرادی که قبلا از کلاس های آن ها استفاده کرده بودند و نتیجه عالی در کنکور به دست آورده اند را در معرض دید مشتریانش قرار داده است.

۵)گواهینامه های مختلف مانند ایزو دریافت کنید و به مشتری نشان دهید.

 

۶)به افراد شاخص خدمات بدهید و آن ها را در رزومه کاری خود بیاورید.

🔹یک آرایشگر به واسطه ارتباطاتی که دارد مو های جند فوتبالیست معروف را اصلاح می کند و عکس های آن ها را در سالن آرایشگاه خود قرار داده است.

۷)شواهد محیط فیزیکی باید با پیامی که می خواهید به مشتری خود برسانید همخوانی داشته باشد.

🔹یک آرایشگاه برای این که پیام کیفیت بالای کار خود را به مشتری برساند یک محیط بسیار زیبا و لوکس طراحی کرده است.

 

🖋با ما همراه باشید..

نکات استارتاپ ها و بازاریابی آنها

نکات ضروری درباره استارتاپ ها و بازاریابی آنها

شما تصمیم گرفته اید قدم اول را بردارید و رویاهایتان را دنبال کنید. به خاطر ایده خلاقانه اتان به وجد آمده اید، چرا که کسی قبل از شما آن ایده به نظرش نرسیده است. بنابراین شما آماده هستید تا رئیس خودتان شوید. اکنون از کار خود اخراج شده اید و آماده ی کسب عنوان ” کارآفرین” هستید و می دانید که برای این لحظه به دنیا آمده اید.

 

ولی واقعیت مانند سیلی از آجر به شما ضربه می زند. واژگانی مانند نشان تجاری، حق انحصاری، ثبت نام، ثبت دفتر و پرداخت مالیات اعتماد به نفس شما را کاهش می دهد.

 

وقتی شما به اطراف خود نگاه می کنید و افرادی را که تجارت خودشان را اداره می کنند، می بینید؛ به نظر می رسد که آن هامی دانند چه کار می کنند و شما با خود فکر می کنید:” من از کجا باید شروع کنم؟”

 

به عنوان یک موسس استارتاپ، می توانم این احساس را توصیف کنم؛ در ابتدا ممکن است کار هایی که باید انجام پذیرد سنگین به نظر برسد. اما درک کلی از این که برای داشتن استارتاپی موفق در ابتدا چه قدم هایی باید بردارید، می تواند تغییراتی را ایجاد کند و زمان و هزینه قابل توجهی را برایتان ذخیره کند.

 

پس می خواهید بدانید از کجا باید شروع کنید؟ به عنوان یک کارآفرین جدید، شما باید کاری کنید که در هر لحظه به واقعیت نزدیک شوید. برای انجام آن در ادامه چند نکته ضروری که یک کارآفرین باید بداند، را بخوانید.

با مقالات استارتاپونه همراه ما باشید:

  1. راه اندازی یک وب سایت خوب

در دنیای امروزی، داشتن یک وب سایت خوب و حضور آنلاین نیز موفقیتی بی صدا برای هر فرد کاسب است. همان گونه که مطالعات نشان می دهد مشتریان قبل از خرید یک کالا، نخست آن را در اینترنت جست و جو می کنند.

 

ایجاد یک وب سایت شما را قادر می سازد تا برای مشتری های شخصی در دسترس باشید و مشتری ها را ترغیب می کنید تا با شما همکاری کنند.

 

هم چنین وب سایت شما باید شامل سرویس های ارائه شده توسط شرکت شما، سیاست گذاری های خصوصی و … باشد. به ویژه اگر پرداخت های آنلاین را می پذیرد.

 

مزایا: یک وب سایت خوب، تعهدات مشتری های خصوصی را افزایش می دهد به گونه ای که اطمینانی را در برند شما به وجود می آورد. وب سایت شما باید چهره ی اصلی شما را به جهان نشان دهد به صورتی که مردم بتوانند اطلاعات مطمئنی را در رابطه با کارهای شما پیدا کنند. به علاوه این که ایجاد یک وب سایت بهینه به شما کمک می کند تا بصیرت های مهمی را برای داشتن اوضاعی خوب کسب کنید.

 

  1. درک نقش هم تیمی هایتان

وقتی شما به عنوان مؤسس یا تیم مؤسس کنار هم می آیید، یکی از ابتدایی ترین چیزها که شما باید انجام دهید این است که مهارت های متفاوت اعضای تیم را بشناسید و براساس آن تصمیم بگیرید که هر کسی بهتر است انجام کدام کارها را بر عهده بگیرد.

 

به عنوان یک تیم، شما باید مشخصا یک چارچوب کاری از نقش ها و مسئولیت ها، سهم هر نفر و… مشخص نمایید. هدف از این امر، آن است که با اعضای تیم خود، گفت وگوهای حقیقی و آزاد در رابطه با تأثیرتان در موفقیت شرکت داشته باشید. این کلید رفع محاسبات اشتباهی است که ممکن است بعداً رخ دهد.

 

مزایا: وجود شفافیت در نقش ها و مسئولیت ها در همان مراحل ابتدایی، مزایای متعددی دارد. مثلا شما می توانید قدرت هایتان را در تیم بزرگ نمایی کنید. داشتن درک روشن از مهارت های گوناگونی که هریک دارد، گاهی اوقات می تواند در حل مشکلاتی که پیش می آید، لازم باشد. موفقیت استارتاپ شما به همان اندازه که به تیم مؤسس مربوط می شود به سایر تیم های شرکت نیز مربوط می شود.

 

 

  1. ثبت شرکت به عنوان شرکتی خصوصی

اگر می خواهید یک کسب وکار قابل قیاس با شرکت های بزرگ راه اندازی کنید، قبل از این که به دنبال بودجه باشید، ثبت شرکت به صورت خصوصی الزامی است.

 

مزایا: بسیاری از استارتاپ ها و تجارت های در حال توسعه، شرکت خود را به عنوان یک شرکت محدود و شخصی به ثبت می رسانند چرا که باعث می شود بودجه های خارج از شرکت خیلی راحت افزایش پیدا کند و از تعهد سهام داران بکاهد. سپس آن ها را وادار می سازد برای جذب مستعدترین ها سهام کارمندان را پیشنهاد دهند. با انجام آن، شرکت شما می تواند هم چنین ضمانت کند که با اعتبار و اعتماد بیشتر از گذشته این کار صورت می گیرد.

 

 

  1. تفاهم نامه میان مؤسسان

هنگامی که شرکت به ثبت رسید، بر اساس گفت وگوهای صورت گرفته از قبل درمورد نقش ها و مسئولیت های هر یک از اعضا، یک تفاهم نامه میان مؤسسان بنویسید.

 

تفاهم نامه میان مؤسسان، نقش ها و مسئولیت های متعددی را نشان می دهد و باید میان هر کدام از نقش ها عدالت برقرار باشد. این یک تفاهم نامه ی گسترش یافته است که جوانب گوناگون را در برمی گیرد.

 

مزایا: داشتن یک تفاهم نامه می تواند همه چیز را شفاف سازد؛ به دلیل آنکه خیلی از موارد میان مؤسسان شرکت مورد بحث قرار نمی گیرد. این موافقت نامه، به اعضای اولیه ی تیم این شانس را می دهد که این موارد را مورد بحث قرار دهند، برای روابط بهتر در مدت زمان طولانی شک و تردید ها را برطرف سازند. هم چنین به اعضا این امکان را می دهد که نقش هایشان را در شرکت شفاف سازند و به هر عضو درک درستی از کارهای سایر اعضا می دهد.

 

 

 

 

 ۵.تفاهم نامه میان سهام داران و سرمایه گذاران

تفاهم نامه میان سهام داران به طور ساده یک تفاهم نامه است که روابط میان سهام داران شرکت را بیان می کند. این تفاهم نامه شامل حقوق و وظایف سهام داران، انتقال سهام، نحوه ی مدیریت شرکت و تصمیم گیری های مهم است.

 

مزایا: این تفاهم نامه، همه ی توانایی ها و حقوق یک سهام دار را مشخص می کند. هم چنین تفاهم نامه مانند یک قاعده برای روابط میان سهام داران کوچک و بزرگ عمل می کند. تفاهم نامه سهام داران برای استارتاپ های کوچک که نمی خواهند برای هر تغییر کوچکی، اصلاحات رسمی را اجرا کنند، بسیار خوب است.

 

 

  1. نامتان را نشان تجاری خود کنید.

Think Tide, Nike  یا Mc Donald’s . آیا شما نیز می خواهید فعالیتتان، شناسه ی خاصی داشته باشد؟ نشان تجاری یک امتیاز محسوس است که می تواند بسیار ارزشمند باشد.

 

نشان تجاری لزوماً کاراکتر برند شماست. اگر شما در مورد استفاده از نام یک برند خاص برای مدت زمان طولانی اطمینان دارید، به ثبت رساندن آن امری ضروری است.

 

مزایا: داشتن نشان تجاری به ثبت رسیده باعث می شود شرکت شما حفاظت قانونی و به دور از زیر پا گذاشته شدن حقوقش داشته باشد به ویژه در قسمت هایی که دزدی یا کپی برداری فراوان است. بنابراین ثبت نشان تجاری کار شما را برای دفاع از حقتان در دادگاه ساده می کند. ثبت نشان تجاری هم چنین اولین گام برای اطمینان بخشیدن به مشتریان از محصولات یا سرویس هایی است که ویژه برند شما است.

 

 

  1. درخواست ارزش افزوده بر مالیات یا ثبت سرویس مالیات

غالباً استارتاپ هایی که برند خود را برای حساب مالی می سازند، مالیات را فراموش می کنند. اکنون ممکن است فکر کنید که برعکس، اکثر استارتاپ ها به آن چه اهمیت دارد توجه دارند؛ اما بسیاری از آن ها در نهایت با شکست مواجه می شوند چرا که هنگامی که به پول نیاز است، با مشکل مالی مواجه هستند.

 

مزایا: بایگانی مالیات می تواند به شما کمک کند که پولتان را ذخیره کنید. بنابراین وقتی به آن نیاز شدید دارید می توانید از آن استفاده کنید.

مهمترین نکات در بازاریابی استارتاپ‌ها

این روزها بازاریابی درست و اصولی لازمه‌ی شناخته شدن، رشد و پیشرفت و تضمین موفقیت کسب و کاری نوپاست. هرچند ممکن است در شروع کار، امکان تخصیص هزینه‌ی کافی برای بازاریابی استارتاپ‌ها مقدور نباشد اما در واقع مهمترین بخش اجرایی شدن یک ایده، پس از جذب سرمایه‌گذار، مرحله‌ی بازاریابی آن است که بدون آن، فرآیند جذب مشتری و افزایش فروش محصولات دچار ناکامی می‌شود.

در این مطلب سعی بر آن شده تا چند نکته مهم و حیاتی که می‌تواند در رشد و پیشرفت استارتاپ‌ها نقش اساسی ایفا کند و موفقیت آن را تا حد زیادی تضمین نماید را مورد بررسی قرار دهیم. لازم به ذکر است که توجه به این نکات به هنگام کمبود بودجه نیز می‌تواند در پیشبرد استراتژی‌های بازاریابی کسب و کارهای نوپا بسیار مفید و کاربردی باشد.

 

برندسازی یا برندینگ

 

مهترین نکته پیش از شروع بازاریابی یک استارتاپ برندسازی یا برندینگ است. در واقع کلید اصلی فروش صحیح ایجاد ذهنیت مثبت در مشتری و جلب اعتماد آن‌ها است. به این معنی که صاحبان کسب و کارهای نوپا باید تمام تلاش خود را بکنند تا تصویر شفاف و درستی از کسب و کار و محصولات خود را به مشتریان و مخاطبان خود ارائه کنند. در این میان پررنگ کردن ویژگی‌های منحصر به فرد و امتیازات محصولات و برند خود از سایر رقبا بسیار حائز اهمیت است.

 

شفاف‌سازی و تعیین هدف

 

با وجود اینکه هدف از هر کسب و کار ایجاد درآمد و سودآوری است اما هدف از بازاریابی یک استارتاپ نباید تنها درآمدزایی و تولید ثروت باشد. چرا که در مسیر موفقیت یک استارتاپ سودآوری آن نیز میسر می‌گردد. بنابراین برای رسیدن به موفقیت و در نهایت تولید ثروت، تشخیص و تعریف اهداف کلیدی می‌تواند گام موثری باشد و مانع از بیهوده ماندن تلاش و سردرگمی اعضای تیم می‌شود. بنابراین برای موفقیت بیشتر بهتر است که هر کسب و کاری هدفمند و با برنامه پیش رود.

 

نوآوری در روش کسب و کار

 

در این مدل بازاریابی معمولاً به اشتباه از استراتژی‌های سایر کسب و کارها تقلید می‌گردد. اما توجه به این نکته ضروری است که هر چند ممکن است زمینه فعالیت کسب و کارها مشابه هم باشد. اما این تشابه به این معنی نیست که باید از استراتژی‌های بازاریابی یکسانی نیز استفاده شود.  خلق نگاه جدید در روش‌های بازاریابی و تدوین استراتژی استارتاپ‌ها یکی از اصلی‌ترین رموز موفقیت آن‌ها است. در نتیجه در نظر گرفتن خلاقیت در روش‌های کسب و کار ضروری است.

 

خلاقیت

 

بین بازاریابی و تبلیغات ارتباط بسیار نزدیکی برقرار است. به این معنی که در کنار استراتژی‌های مناسب برای بازاریابی باید از روش‌های خلاقانه تبلیغات نیز استفاده گردد. به مفهومی دیگر داشتن خلاقیت و نوآوری را می‌توان مکمل یکدیگر و یکی از مهمترین رموز موفقیت استارتاپ ها دانست. به طور مثال هدایای تبلیغاتی می‌تواند یکی از روش‌های خلاقیت در ایده‌های بازاریابی باشد.

 

بررسی و شناسایی بازار هدف

 

چنانچه در راه‌اندازی کسب ‌وکار نوپا بازار هدف به درستی شناسایی نگردد هر چقدر هم که آن استارتاپ ایده‌ی موفق و فوق‌العاده‌ای داشته باشد دچار شکست می‌شود. بنابراین موفقیت بازاریابی استارتاپ ها در شناخت صحیح بازار هدف، مخاطبان و درک نیاز آن‌ها است. در نتیجه چنانچه استارتاپی در زمینه‌ای فعالیت می‌کند که مشتریان خاص خود را دارد باید در تدوین استراتژی بازاریابی استارتاپ خود این افراد را در اولویت قرار دهد.

 

درک نیاز مشتری

 

نکته بسیار مهمی دیگری که کسب و کارهای نوپا در بازاریابی خود همواره باید مورد توجه قرار دهند توجه به مشتری و درک نیازهای او است. چرا که در نهایت مشتری تعیین کننده موفقیت یا شکست هر کسب و کاری است. همچنین بازخورد مشتری نسبت به محصولات استارتاپ‌ها در جهت بهبود محصولات و خدمات نیز باید مد نظر قرار گیرند.

 

نقش شبکه‌های اجتماعی و بازاریابی دیجیتال

 

همانطور که میدانیم امروزه شبکه‌های اجتماعی بخشی جدایی ناپذیر از زندگی مردم هستند. به همین دلیل به بازاریابی در شبکه‌های اجتماعی به عنوان یکی از مهمترین مباحث بازاریابی استارتاپ ها پرداخته شده است. ارتباط  با مشتریان از طریق این شبکه‌ها می‌تواند با جلب اعتماد مشتری میزان فروش را تا حد بسیار زیادی افزایش دهد. مانند اکانت‌های پرطرفدار اینستاگرامی. از این رو کسب و کارهای نوپا می‌توانند با صرف هزینه‌ی کمتر و بهبود بازاریابی دیجیتال خود به جذب مشتری بپردازند.

 

بازاریابی ایمیلی

 

یکی از روشهای نوین و کلیدی برای موفقیت و گسترش سهم بیشتر در بازار استفاده از بازاریابی ایمیلی است. از این روش در جهت نفوذ در تصمیم گیری مخاطبین و ترغیب به خرید استفاده می‌شود. این روش در رفتار مشتریان بسیار تاثیر‌گذار است و به طریقی آنها را متقاعد می‌کند تا برای کسب اطلاعات بیشتر و یا خرید به سایت مراجعه کنند. ایمیل مارکتینگ به عنوان یکی از قدرتمندترین ابزار‌های بازاریابی، بسیار مقرون به صرفه و قابل دسترس برای کسب‌وکارهای نوپا است.

 

خلاقیت در شبکه های اجتماعی

خلاقیت در شبکه های اجتماعی موضوع جلسه استارتاپونه سوم

چگونه یک ذهن خلاق داشته باشیم؟

راههای خلاقیت در شبکه های اجتماعی

 

تاثیر شبکه های اجتماعی بر استارتاپ ها

تاثیر شبکه های اجتماعی بر استارتاپ ها موضوع استارتاپونه پنجم

مجله خبری مشهور thenextweb، اخیرا در گزارشی به بررسی اهمیت شبکه های اجتماعی یا همان community های آنلاین در توسعه و گسترش فعالیت های شرکت های نوپا Start-Up پرداخته و پیشنهاداتی ارائه می کند.

شبکه های اجتماعی در فضای مجازی، یک قدرت بی همتا برای معرفی، تبلیغ و بازاریابی اینترنتی گسترده محصولات و خدمات در دهکده جهانی اینترنت هستند. دهکده ای که بزودی بر اساس بررسی ها، به بیش از ۳ میلیارد کاربر خواهد رسید و بزرگ ترین رسانه تاریخ بشر را هم چنان به سمت و سوی افق های متنوع و پر فرصتی سوق می دهد. شهروندان دنیای دیجیتال عصر ما، شهروندانی هستند باسواد و آنلاین که می توانند در قالب اجتماع های مجازی، کمپین های تبلیغاتی فوق العاده برای معرفی و تبلیغ جهانی محصولات و خدمات باشند. مجله خبری اینترنتی نکست وب، در گزارشی که اخیرا منتشر کرده است، به بررسی معجزه بزرگ کامیونیتی های دنیای وب در توسعه و رشد استارت آپ ها یا شرکت های نوپا پرداخته و پیشنهاداتی برای علاقمندان به این عرصه، ارائه کره است.

به گزارش سرویس دیجیتال پرتال برترین ها، متیو کلادر، محقق شبکه اینترنتی و تحلیلی نکست وب در جدیدترین گزارش خود با عنوان : چرا هر استارت آپی نیازمند یک جامعه مخاطبان برای توسعه خود هست، اهمیت روز افزون نقش شبکه های اجتماعی را در تقویت کسب و کارهای دیجیتالی مورد بررسی قرار داده است. وی در این گزارش، جامعه مخاطبان را برای یک شرکت نوپا (استارت آپ) همانند نقش بازاریابان غیر مستقیم یا influencer marketing می داند که می توانند ابزاری برای تبلیغ و معرفی گسترده یک محصول یا خدمت به طیف متنوعی از مخاطبان بالقوه یا بالفعل در سراسر جهان باشند. این گزارش، نقش شبکه های اجتماعی اینترنت مانند اینستاگرام و فیسبوک را در گسترش ظرفیت های اطلاع رسانی و بازاریابی غیر مستقیم شرکت های نوپا در عصر امروز مورد تاکید قرار داده و به دنبال پاسخ به این پرسش است که آیا واقعا همه استارت آپ، نیازمند جامعه مخاطبان مجازی برای توسعه کسب و کار خود هستند؟ نویسنده گزارش، پرسش خود را با پاسخ “بله” همراه کرده است و می کوشد تا دلایل خود را در این زمینه برای مخاطبان ارائه کند.

معجزه شبکه های اجتماعی اینترنت برای رشد Start - Up ها

یکی دیگر از مزایای استفاده از شبکه های اجتماعی برای کسب و کارها کاهش هزینه های بازاریابی است. در شبکه های اجتماعی از بودجه های سنگین تبلیغاتی و برندینگ از طریق رسانه های جمعی و چاپی خبری نخواهد بود.شناسایی واکنش و نیاز مخاطبان

استفاده از شبکه های اجتماعی این امکان را برای کسب و کار ها فراهم می کند که بتوانند به اطلاعات ارزشمندی از مخاطبان و بازدید کنندگان خود دست یافته و آنها را آنالیز و بررسی کنند. به عنوان مثال می توان فهمید که مخاطب چه علاقه مندی های داشته و یا نظر و دیدگاهش نسبت به محصولات و برند شما چگونه است. در نهایت با جمع آوری اطلاعات و بررسی آنها می توان دید مناسبی نسبت به مخاطبان خود بدست آورد و از نتایج آن در تصمیم گیری های مهم کسب و کار استفاده نمود.

نگاهی اجمالی به نقش رسانه های اجتماعی در کسب و کارها:

  1. ·        ارائه بهترین سکو جهت ارتباط جامع و موثر با مصرف کنندگان هدف.
  2. ·        رسانه های اجتماعی در تجارت آنلاین و در خلق مخاطبین مورد نظر و دانستن انتخاب ها و نیاز روزانه آن ها کمک می کنند.
  3. ·        در رسانه های اجتماعی هیچ قانون ملزم کننده و دست و پاگیری وجود ندارد. براحتی می توانند آن چه که شغل شما در جامعه احتیاج دارد را جستجو کنید.
  4. ·        راه های بسیار کم هزینه و موثر در زمینه کسب بالاتر روند تغییر و تحولات، تولید اصلی، خلق درآمدهای بسیار بالا و جذب ترافیک بالای صفحات اینترنتی برای وب سایت تجاری مشاغل شما را ارائه می دهد.
  5. ·        رسانه های اجتماعی برای شمار بیشمار مشتریان و کاربران اینترنتی بسیار واقع گرا بوده است. بنابراین تبلیغات برای مشاغل براحتی آن ها را متعصب می سازد. آن ها به پیشه تجارت شما اتکا می کنند و به موفقیت وب سایت تجاری شما می نگرند.
  6. ·        حتی آن دسته از مشتریان عادی شما که نمی دانند می توانند زیر چتر تجاری شما قرار بگیرند نیز به سوی شما جذب می شوند.
  7. ·        برخی از درگاه های رسانه های اجتماعی همچون Facebook، Twitter و LinkedIn در واقع به خوبی خرید کالا از منابع دیگر را برای مشاغل انجام می دهند. آن ها بازاریابی واقعی و موثری را مطابق با کسب و کار شما انجام می دهند و ابزارهای توسعه این شبکه های اجتماعی به عنوان یک ابزار جادویی برای جذب میلیون ها نفر در یک زمان به کار می روند.
  8. ·        رقابت های موجود برای بازاریابی در رسانه های گروهی قیمتی کمتر را به مشتری پیشنهاد می دهند تا مقدار بیشتری از پولشان پس انداز شود.

ولی کدام‌ یک از این شبکه های اجتماعی به شکل چشمگیری تقریبا همه‌ی‌ چیزهای اطراف‌مان را تغییر داده‌اند. با ظهور شبکه های اجتماعی ، هدف قرار دادن مشتریان بالقوه، آسان‌تر از گذشته شده است. برای کسب و کارها بهتر هستند؟ به منظور ایجاد استراتژی موفق اجتماعی، باید با نحوه‌ی کار آنها آشنا شوید.

تاثیر شبکه های اجتماعی بر کسب و کار

شبکه های اجتماعی با اینکه عمر خیلی زیادی ندارند اما در زندگی روزمره افراد نقش بسیار پررنگی داشته اند و بسیاری از کاربران روزانه حداقل یک بار به صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی که عضو هستند سر می زنند. به همین خاطر توجه به آنها از اهمیت فوق العاده زیادی برخوردار است. در ادامه به شبکه های اجتماعی محبوبی اشاره می کنیم که می توان برای بازاریابی کسب و کار و دستیابی به مشتریان جدید از آنها استفاده کرد.

۱- فیس بوک

فیس بوک با بیش از ۱/۵۹ میلیارد کاربر، بزرگ ترین ترکیب جمعیتی را در میان همه شبکه های اجتماعی تشکیل داده است. با ظهور شبکه های اجتماعی، هدف قرار دادن مشتریان بالقوه، آسان تر از گذشته شده است. فیس بوک ابزار فوق العاده ای را برای  کسب و کارتان فراهم کرده است که از طریق آن می توانید به مشتریان بالقوه تان در سراسر جهان متصل شوید و از جنبه تبلیغاتی نیز به آسان ترین شکل ممکن، قابل مدیریت است و به شما امکان می دهد تا به بهترین شکل، هدف گیری کنید.

۲- توییتر

ارزش توییتر در این قابلیت است که مطالب تان به سرعت (مثل ویروس) منتشر می شوند؛ هر چه آدم های بیشتری مطالب تان را به اشتراک بگذارند، (یعنی محتوای تان را ری توییت کنند)، به دنبال کنندگان بیشتری دست خواهید یافت. آخرین اخبار، مطالب روز و مقاله هایی را که در اختیار داریم، در رسانه های بزرگ به اشتراک می گذاریم. هشتگ ها تغییر بزرگی در حرکت و انتشار مطالب تان به وجود آورده اند، بنابراین به روند روز دقت کنید و هشتگ های مرتبط با مطالب روز ایجاد کنید. همچنین می توانیم مطالب آدم های معروفی را که دنبال کنندگان زیادی دارند، ری توییت کنیم تا بیشتر در معرض دید دنبال کنندگان شان قرار بگیریم.

۳- اینستاگرام

از این برنامه محبوب اشتراک گذاری عکس ها در رویدادهای خاص و نمایشگاه های بازرگانی استفاده می کنیم. هرگاه میزبان رویدادی باشیم، شرکت کنندگان را از طرق مختلف تشویق می کنیم تا با استفاده از هشتگ آن رویداد خاص، عکس هایی را که از آنجا گرفته اند، در اینستاگرام به اشتراک بگذارند. همچنین برای آنهایی که در این طرح شرکت کرده اند، جوایز و طرح های تشویقی در نظر می گیریم.

۴- یوتیوب

یوتیوب دومین موتور جست وجوگر بزرگ دنیا و متعلق به گوگل است. بنابراین، وقتی در مورد بهینه سازی موتور جست وجو صحبت می کنیم، باید به این نکته اشاره کنیم که در نتایج جست وجوها، معمولا ویدئوها در جایگاه بالاتری از سایر وبگاه ها قرار می گیرند. با اخذ مالکیت یوتیوب از جانب گوگل، دیگر می توانیم با استفاده از گوگل هنگ آوتس با نویسندگان و مدیران صنایع مصاحبه های ویدئویی ترتیب دهیم. همچنین می توانیم این مصاحبه ها را به صورت خودکار و تحت نام خودمان در یوتیوب قرار دهیم تا دیگران نیز بتوانند آنها را مشاهده کنند.

در عصر انفجار اطلاعات دیگر روابط عمومی سنتی جوابگوی نیازهای مخاطبان ومشتریان نیست. امروزه بهره گیری از وسایل ارتباط جمعی مدرن به خصوص شبکه های اجتماعی فضای مجازی و موبایل و اینترنت در حوزه ارتباطات یک نیاز ضروری به شمار می رود. شبکه های اجتماعی، یکی از انواع رسانه های اجتماعی به شمار می روند. رسانه های اجتماعی در سال های اخیر در زندگی آنلاین و آفلاین کاربران اینترنتی، آنچنان تأثیرگذار بوده اند که شکل های ارتباطات اجتماعی نیز از این رسانه های جدید تأثیر پذیرفته است.

شبکه های اجتماعی، به خصوص آنهایی که کاربردهای معمولی و غیرتجاری دارند، مکان هایی در دنیای مجازی هستند که مردم خود را به طور خلاصه معرفی می کنند و امکان برقراری ارتباط بین خود و همفکران شان را در زمینه های مختلف مورد علاقه فراهم می کنند.

نتایج کاربردی

– شبکه های اجتماعی ابزار قدرتمندی برای پیشبرد اهداف مسئولان روابط عمومی و بازاریابان هستند زیرا می توانند دسترسی به افراد تأثیر گذار را تسهیل کنند، به مشتریان پشتیبانی آنلاین بدهند و کاربران فعال را به یکی از منابع قدرتمند تبلیغات کسب و کار تبدیل کنند.

– امروزه وفاداری مشتریان، کلید موفقیت تجاری محسوب می شود. با افزایش وفاداری  مشتریان سهم بازار و میزان سوددهی بنگاه اقتصادی بالا می رود. درک بازار با برنامه ریزی و اتخاذ استراتژی های مناسب جهت وفادار سازی مشتریان و افزایش نرخ وفاداری آنها منافع  بلندمدت برای بنگاه های اقتصادی به وجود می آورد. توجه داشته باشید که بازاریابی شبکه های اجتماعی نوعی از بازاریابی است که تمرکز روی مخاطبان و برقراری ارتباط با آنها اولویت دارد نه روی فروش مستقیم محصولات و خدمات. شرکت ها باید از شبکه های اجتماعی به عنوان ابزاری قدرتمند برای برقراری ارتباط با مخاطبان خوداستفاده کنند و این یعنی وفادار سازی مشتریان.

– یکی دیگر از مزایای استفاده از شبکه های اجتماعی برای کسب و کارها، کاهش هزینه های بازاریابی است. در شبکه های اجتماعی از بودجه های سنگین تبلیغاتی و برندینگ از طریق رسانه های جمعی و چاپی خبری نخواهد بود. استفاده از شبکه های اجتماعی این امکان را برای کسب و کار ها فراهم می کند که بتوانند به اطلاعات ارزشمندی از مخاطبان و بازدیدکنندگان خود دست یافته و آنها را آنالیز و بررسی کنند.

– بازاریابی محتوا به صورت حرفه ای از طریق شبکه های اجتماعی روشی است که برای انتقال اطلاعات به مخاطبان و مشتریان استفاده می شود. اگر شما از این روش استفاده کنید باعث می شود با اطلاعاتی که در زمینه فعالیت تان منتشر می کنید به منبع اطلاعاتی مناسبی در آن صنعت تبدیل شوید. بدین صورت مخاطبان تان مطالب شما را نیز منتشر می کنند و افراد دیگر نیز علاقه مند می شوند با کسب و کار شما آشنا شوند.

اینفلوئنسر مارکتینگ شاخص

اینفلوئنسر مارکتینگ موضوع استارتاپونه ششم

اینفلوئنسر مارکتینگ چیست؟

اینفلوئنسر مارکتینگ به معنای برقراری ارتباط با افرادی است که میتوانند از طریق وبلاگ و شبکه های اجتماعی برای شما مخاطبانی بیابند، که شاید برند شما به تنهایی قادر به این کار نباشد. این استراتژی برای سالیان است که فعالیت میکند اما میتوان گفت در طی چند سال اخیر به صورت جدی مورد توجه بازاریابان حرفه ای آنلاین قرار گرفته است. برخی یک اینفلوئنسر را فقط به یک فرد مشهور به صرف داشتن تعداد فالوئر بالا، در نظر میگیرند. اما واقعیت این است که اینفلوئنسر هر شخصی است که میتواند مخاطب خود را تحت تاثیر قرار بدهد و محصول و یا سرویس شما را به صورتی تبلیغ کند که مخاطبان تبدیل به مشتریان شما بشوند.

به راستی که سال ۲۰۱۷ سال شکوفایی اینفلوئنسر مارکتینگ بوده است. برند های معتبر برای جذب اینفلوئنسرها در رقابت تنگاتنگی از یکدیگر برای تبلیغ هر چه بیشتر محصول و سرویس خود، پیشی میگیرند و به وضوح این روند در سال ۲۰۱۸ بیشتر مشاهده خواهد شد.

 

اما سوال این است که، ما از چه ترفند هایی در این زمینه میتوانیم استفاده کنیم که در سال ۲۰۱۸ نیز موفقییت آمیز و کارآمد باشند؟

 

اینفلوئنسر مارکتینگ

 

در اینجا نگاهی میاندازیم به ترفند های اینفلوئنسر مارکتینگ در سال ۲۰۱۸:

 

  1. از همکاری برند خود و اینفلوئنسرتان پرده بردارید.

اولین و مهم ترین نکته ای در اینفلوئنسر مارکتینگ در سال ۲۰۱۸ خواهید دید ، عیان تر شدن رابطه و همکاری بین اینفلئونسر ها و برند ها خواهد بود. در روزهای اولیه ظهور اینفلوئنسر مارکتینگ در شبکه های اجتماعی ، تعداد کمی از برند ها درباره همکاری با افراد مشهور مورد علاقه ما ، صحبت میکردند، نکته ای که اکنون برای این نوع کسب و کار آنلاین ضروری است.

در ابتدا بسیاری از اینفلوئنسر ها مطالبی در اینستاگرام و یا ویدئو یی در یوتیوب به اشتراک میگذاشتند بدون اینکه صحبتی از همکاری با آن برند بکنند. همانطور که میتوانید تصور کنید این یک اشتباه بزرگ بود.

در سال ۲۰۱۷ وزارت تجارت و صنایع آمریکا با تاکید بر روشن شدن رابطه ی یک اسپانسر و برند وارد این زمینه شد. اگر میخواهید همه چیز به طور قانونی پیش برود ، اینفلوئنسر شما باید همیشه این نکته را که برای شما تبلیغ میکند را متذکر شود و نشان دهد. این کار به سادگی با استفاده از هشتگ #تبلیغات و یا #اسپانسر، ممکن خواهد شد. علاوه بر این ، اینستاگرام این امکان را به شما میدهد که از گزینه ی محتوای تبلیغاتی استفاده کنید؛ ابزاری که در اینفلوئنسر مارکتینگ در اینستاگرام نقشی کلیدی را ایفا میکند.

راه های اینفلوئنسر مارکتینگ

 

در اینجا به چند نکته مهم در به روز بودن کمپین های اینفلوئنسر مارکتینگ میپردازیم:

  • در هر مطلب باید به همکاری خود با فرد اینفلوئنسر اشاره شود.

اگر شما قراردادی با یک اینفلوئنسر بسته اید که ماهانه در ۵ مطلب برای شما تبلیغ کند ، این بدین معناست که او باید در هر ۵ مطلب به همکاری با برند شما اشاره کند و نه فقط مطلب اول. حتی اگر یکی از مطالب به وضوح تبلیغی برای برند شماست ، او همچنان باید متذکر همکاریش با برند شما بشود.

  • هر مطلب اسپانسر شده را نظارت کنید.

فقط با این فرض که با یک اینفلوئنسر قرارداد بسته اید که زیر پست خود از هشتگ اسپانسر استفاده کند، نمیتوانید از روند موفق این کار اطمینان حاصل کنید. هر یک از مطالبی را که اسپانسر کرده اید را، به دقت نظارت کنید و مطمئن شوید که اینفلوئنسر به همکاریش با برند شما اشاره میکند ؛ در غیر این صورت تمام زحماتتان برای هیچ بوده است.

  • از نام برند خود در هشتگ استفاده کنید.

برندسازی با اینفلوئنسر مارکتینگ

 

از آنجایی که کاربران معمولا نظری منفی نسبت به تبلیغات در شبکه های اجتماعی دارند ، شما میتوانید از هشتگ هایی به غیر از # تبلیغات نیز استفاده کنید. برای مثال از این هشتگ میتوانید استفاده کنید: #نام برند همکاری #brandpartner))

 

  1. استفاده خود از اینفلوئنسر مارکتینگ را فقط به اینستاگرام محدود نکنید.

اگرچه که طبق نظر سنجی در سال ۲۰۱۷ ، بیش از ۹۲ درصد فعالییت ایتفلوئنسر ها در اینستاگرام شکل گرفته است ؛این بدین معنا نیست که شما دیگر شبکه های اجتماعی را نادیده بگیرید. همان نظر سنجی نشان داده بود که اینفلوئنسر ها در فیسبوک،اسنپ چت، تلگرام ، یوتیوب و پینترست نیز فعال هستند. اینفلوئنسر ها ممکن است به دلیل مخاطبان بیشتر در یک شبکه از شما هزینه ای بیشتری نسبت به فعالیت در شبکه دیگر تقاضا کنند. شما ممکن است به اندازه فعالیت در اینستاگرام مخاطب پیدا نکنید ولی با هزینه کمتر مخاطبانی در شبکه ی اجتماعیدیگری پیدا خواهید کرد. علاوه بر نکات بالا ، باید این نکته را در نظر داشته باشید که همه ی انفلوئنسر ها در اینستاگرام فعال نیستند برای مثال بسیاری از آنان در پینترست به تبلیغات میپردازند ؛ بنابراین از دیگر پلتفرم ها نیز بهره ببرید.

 

  1. میزان سود خالص حاصل از اینفلوئنسر مارکتینگ را تخمین بزنید.

آیا به راستی کمپین تبلیغاتی اینفلوئنسر شما سود آور است و به شما در رسیدن به اهدافتان کمک میکند؟ اگرچه کار با یک اینفلوئنسر پرستیژ خاصی به برند شما میبخشد؛ اگر این هزینه ها جبران نشوند ، زحمت و هزینه های صرف شده تان بی حاصل خواهد بود. در سال ۲۰۱۸ سعی کنید به دقت به میزان سودی که از این نوع تبلیغات آنلاین بدست می‌آورید نظارت داشته باشید. از پارامتر های UTM استفاده کنید تا بتوانید به درستی فعالییت هر مخاطب را بررسی کنید. گزینه ی دیگر دادن یک کد توسط اینفلوئنسر شما به مشتری ها خواهد بود؛ در این حالت هر بار که یک مشتری از آن کد استفاده میکند شما متوجه خواهید شد که این درآمد ،حاصل از فعالییت اینفلوئنسر شما بوده است.

اینفلوئنسر

 

  1. مطالب مفید و نه صرفا مطالب تبلیغاتی ، را به اشتراک بگذارید.

برخی از صاحبان برند ها تصور میکنند فقط به صرف اینکه در یک عکس اینفلوئنسر محصول شما را دست گرفته است و میگوید “من عاشق این محصول هستم” ؛ عمل بازاریابی انجام شده است. اگر صادقانه بخواهیم قضاوت کنیم این نوع تبلیغات تکراری و حوصله سر بر هستند. در سال ۲۰۱۸ کمپین های تبلیغات آنلاین شما از طریق اینفلوئنسر ها باید بر تولید محتوا تمرکز داشته باشند و نباید شبیه تبلیغات بی فکر اتوماتیک به نظر برسند. به بیان ساده تر اینفلوئنسر شما با محصولی که میخواهد تبلیغ کند باید همخوانی داشته باشد و در تبلیغ به درستی نحوه استفاده از آن محصول را نشان دهند. مثلا یک دندانپزشک میتواند به عنوان یک اینفلوئنسر مارکتینگ برای برند یک خمیردندان تبلیغ کند و نه تبلیغات برای یک برند ماشین!

پیشبینی میشود که در سال ۲۰۱۸ برند های کوچکتر نیز به بهره از بازار داغ اینفلوئنسر ها دست به ساخت ویدئو های تبلیغاتی و انتشار انها در یوبیوب خواهند کرد. بنابراین شما باید به فکر تولید محتوا و ویدئویی خلاق و متمایز از دیگر رقبایتان باشید.

اینفلوئنسر یعنی چی

کارشناسان حرفه ای تولید محتوا قادر به تحت تاثیر قرار دادن احساسات مخاطبان و متعاقبا بیشتر مشتاق کردن آنها میشوند. همیشه قبل از شروع همکاری با اینفلوئنسر خود، این سوالات را از خود بپرسید: چه موضوع جدیدی را میتوانید در این تبلیغ بگویید؟ چگونه میخواهید پیام خود را انتقال دهید؟ مخاطب شما چه نفعی از این محتوا خواهد برد؟

 

  1. دریای وسیع اینفلوئنسر ها

برند ها تنها کسانی نیستند که متوجه محبوببیت چشم گیر اینفلوئنسر ها شده اند. کارمندان معمولی نیز اکنون متوجه پتانسیل این حرفه برای فعالییت در زمینه بازاریابی اینترنتی شده اند و میتوان گفت هم اکنون این فعاییت به عنوان یک حرفه در نظر گرفته میشود! در گوگل برا ی مثال سوال : چگونه یک اینفلوئنسر بشویم ؟ روزانه افزایش می یابد. این دریای عظیم اینفلوئنسر ها و تبدیل شدن این فعاللیت به یک حرفه، میتواند دیوار عظیمی بین شما و اینفلوئنسر های برتر ایجاد کند اما به همین میزان، این امر باعث میشود که شما انتخاب های بیشتری داشته باشید. و فراموش نکنید که برتری یک اینفلوئنسر نسبت به دیگری نه به تعداد فالوئر های او بلکه بسته به توانایی اینفلوئنسر به جلب توجه مخاطبان میباشد.

اینفلوئنسر مارکتینگ در اینستاگرام

 

  1. یوتیوب را فراموش نکنید

همانطور که به خاطر دارید در سال ۲۰۱۷ بسیاری از برند ها از هزینه های تبلیغاتی خود در یوتیوب را کاهش دادند. این کاهش تبلیغات در یوتیوب به دلیل تولید محتوای بد نبود. در واقع مشکل برند ها نداشتن کنترل بر تبلیغاتشان بود. شما وقتی برای نمایش تبلیغتان هزینه ای میپردازید ؛طبیعی است که بدانید تبلیغ شما در کنار چه نوع ویدیئویی نمایش داده میشود. اما راه حل چیست؟ اینفلوئنسر ها با شناخت مخاطبان خود این قابلیت را برای شما فراهم میسازند تا بر پروسه تبلیغات خود نظارت داشته باشید.

یوتیوب به نیروی عظیم همکاری مستقیم اینفلوئنسر ها و برند ها کاملا آگاه است. به همین دلیل است که یوتیوب پلتفرم مارکتینگ خود را ساخته است به نام Famebit.

Marketing-Influencer

  1. با ارتباطات غیر مستقیم خداحافظی کنید.

ما در این مقاله به عبارت “کمپین اینفلوئنسر مارکتینگ” چندین بار اشاره کردیم. اما بهتر است دیدگاه شما نسبت به اینفلوئنسر خود رابطه ای دوستانه باشد. برای نتیجه هر چه بهتر سعی کنید با هر یک از اینفلوئنسر های خود رابطه ای دوستانه و طولانی مدت برقرار کنید. بسیاری از برند ها طبق قراردادی که با اینفلوئنسر خود بسته اند با او کار میکنند، هزینه ها را میپردازند و بعد این رابطه قطع میشود. اما در سال ۲۰۱۸ برند ها متوجه شده اند که برا ینتیجه گیری بهتر باید به اینقلوئنسر ها مانند شریک و همکار خود نگاه کنند. اگر شما این حس را به اینفلوئنسر خود انتقال دهید مطمئن شوید که آنها به برند شما وفادار خواهند ماند و با اشتیاق بیشتری به تبلیغ محصول و یا سرویس شما میپردازند. مطمئن باشید که مخاطب در نگاه اول متوجه خواهد شد که این اینفلوئنسر صرفا برای پول، برای یک محصول تبلیغ میکند و یا خود او صادقانه از برند شما حمایت میکند.

 

گیمیفیکیشن موضوع جلسه دوم استارتاپونه

اسلایدر استارتاپ استارتاپونه چهارم

استارتاپ چیست؟

استارت آپ (به انگلیسی: Startup یا Start-up) را به فارسی به شرکت نوپا ترجمه کرده‌اند.

استارتاپ به یک کسب‌و‌کار نوپا گفته می‌شود که با هدف پیدا کردن مدل کسب‌و‌کار راه‌اندازی می‌شود و هیچ تضمینی برای به موفقیت رسیدن آن وجود ندارد.

استارتاپ یا استارت‌آپ یک سرمایه‌گذاری به شکل کارآفرینی است که طی آن یک شرکت نوپا ایده‌ی جدیدی برایکسب‌و‌کار ارائه می‌دهد.

اگر چه در تعریف استارت آپ بر این مسئله تاکیدی وجود ندارد که حتماً فعالیت آن در حوزه تکنولوژی یا فن آوری اطلاعات باشد، اما به دلیل اینکه بسیاری از استارت آپ ها در سالهای اخیر، حول این زمینه‌ها شکل گرفته‌اند، گاهی در تعریف استارت آپ به این مسئله هم اشاره می‌شود که استارت آپ باید در حوزه فن آوری‌های نوین فعال باشد.

در اینجا چند تعریف استارت آپ را با هم مرور می‌کنیم:

تعریف استارت آپ به عنوان یک واژه انگلیسی در دیکشنری وبستر

استارت آپ یک کسب و کار جدید است (A New Business) (منبع)

تعریف استارت آپ توسط مرکز کسب و کارهای کوچک آمریکا (USSBA)

کسب و کاری که عموماً حول محور تکنولوژی شکل گرفته و پتانسیل رشد بالایی دارد. (منبع)

تعریف استارت آپ توسط استیو بلنک

سازمانی که در جستجوی یک مدل کسب و کار که قابل تکرار و مقیاس پذیر باشد شکل گرفته است. (منبع)

تعریف استارت آپ توسط اریک ریس

استارت آپ یک نهاد انسانی است که برای ارائه یک محصول یا خدمت جدید در شرایطی که ابهام بالایی وجود دارد به وجود آمده است.

البته اختلاف ‌بر سر تعریف استارتاپ زیاد است؛ اما نکته‌ی مشترک در همه‌ی آن‌ها این است که بر اساس یک ایده‌ی خلاقانه و جدید فعالیت آن‌ها آغاز می‌شود. این ایده‌ها بازار نیازمندی‌ها را هدف قرار می‌دهند و با ارائه‌ی یک محصول یا خدمات جدید و استفاده از تکنولوژی، خیلی سریع رشد پیدا می‌کنند.

از آنجایی که هدف از راه‌اندازی یک استارتاپ پیدا کردن مدل کسب‌و‌کار است ؛ عمر آن نمی‌تواند طولانی باشد و معمولا بعد از گذشت چند سال به موفقیت می‌رسد یا بودجه‌ی آن تمام می‌شود و شکست می‌خورد. استارتاپ‌ها برای شروع فعالیت خود لزوما نیازی به ثبت شدن شرکت ندارند و از هرجا و با هر تعداد بنیان‌گذار می‌توانند فعالیت خودشان را آغاز کنند. بودجه‌ی راه‌اندازی استارتاپ‌های معمولا کم است؛ اما اگر ایده‌ی خوبی داشته باشند خیلی زود می‌توانند مورد حمایت سرمایه‌گذاران قرار بگیرند.

اصطلاحات رایج در استارتاپ

افرادی که با استارتاپ‌ها درگیر هستند معمولا از اصطلاحات خاصی برای بیان مقاصد خود استفاده می‌کنند. در ادامه به معرفی چند نمونه از این اصطلاحات می‌پردازیم.

lean startup

نوپای ناب (Lean Startup)

متودولوژی لین استارتاپ (Lean Startup) یا نوپای ناب به شما یاد می‌دهد که چگونه یک استارتاپ را هدایت کنید، چه موقع آن را تغییر دهید و از چه راه‌هایی برای رشد آن استفاده کنید. لین استارتاپ یک رویکرد علمی برای ساختن و مدیریت کردن استارتاپ‌ به شما می‌دهد و کمک می‌کند که محصول خودتان را سریع‌تر به دست مشتری برسانید. بسیاری از استارتاپ‌ها با ایده‌ی ساختن محصول مورد نیاز مردم راه‌اندازی می‌شوند. آن‌ها ماه‌ها و حتی سال‌ها زمان صرف می‌کنند که محصول خود را به بهترین نحو شکل دهند بدون اینکه آن را به مشتری نشان بدهند. همین موضوع باعث شکست خوردن بسیاری از آن‌ها می‌شود. زیرا آن‌ها با مشتری‌ها صحبت نمی‌کنند و در مورد محصولات خود از آن‌ها بازخورد نمی‌گیرند. زمانی که مشتری‌ها نتوانند با یک استارتاپ ارتباط برقرار کنند، به ایده‌ی آن اهمیتی نمی‌دهند و درنتیجه استارتاپ شکست می‌خورد.

 

استارتاپ تک شاخ (Unicorn Startup)

استارتاپ تک شاخ یا یونیکورن استارتاپ (Unicorn Startup) به استارتاپ‌هایی گفته می‌شود که رشد سریعی دارند و به ارزش بیش از ۱ میلیارد دلار می‌رسند. این لغت اولین بار در سال ۲۰۱۳ توسط سرمایه‌گذاری به نام آیلین لی ارائه شد و او از میان حیوانات افسانه‌ای، تک شاخ را به‌عنوان نماد این مدل استارتاپ‌ انتخاب کرد. ازجمله بزرگ‌ترین استارتاپ‌هایی که در این دسته جا می‌گیرند می‌توان به Uber ،Xiaomi ،Airbnb ،Dropbox وPinterest اشاره کرد.

 

بنیان‌گذار استارتاپ (Founder)

به شخصی که استارتاپ را راه‌اندازی می‌کند بنیان‌گذار گفته می‌شود. این اشخاص معمولا علاقه‌ای به کار کردن برای دیگران ندارند و باور دارند که می‌توانند با تلاش‌های بی‌وقفه‌ی خود دنیا را تغییر دهند. این افراد می‌توانند با تعدادی از دوستان خود در این راه شریک شوند و وظایف سنگین را بین خودشان تقسیم کنند. راه‌اندازی یک استارتاپ به هیچ عنوان کار راحتی نیست و در طی آن، به بنیان‌گذاران آن فشار زیادی وارد خواهد شد. اما اگر فعالیته‌های آن‌ها موفقیت‌آمیز باشد، نتیجه‌ی آن هم از نظر احساسی و هم از نظر مالی بسیار خوب خواهد بود.

 

شتاب‌دهنده‌ی استارتاپ (Startup Accelerators)

شتاب‌دهنده‌ها شرکت‌هایی هستند که روی استارتاپ‌هایی با ایده‌های جالب و البته کاربردی سرمایه‌گذاری می‌کنند. این شرکت‌ها درصدی از مالکیت استارتاپ را می‌گیرند؛ اما در عوض خدماتی مانند آموزش توسط مربی‌ها و آشنا کردن آن‌ها با سرمایه‌گذاران و متخصصان آن رشته را برایشان فراهم می‌کنند. درواقع این شرکت‌ها شانس موفقیت استارتاپ‌ها و پیدا کردن سرمایه‌ی بالقوه برای فعالیت‌هایشان را بالا می‌برند.

 

startup

 

استارتاپ ویکند (Startup Weekend)

استارتاپ ویکند یک رویداد آموزشی-تجربی ۵۴ ساعته است که معمولا در آخر هفته برگزار می‌شود. در این رویداد افراد مختلفی مانند علاقه‌مندان به استارتاپ، توسعه‌دهندگان، برنامه‌نویسان، مدیران کسب‌و‌کارها، بازاریاب‌ها و طراحان گرافیک حضور دارند. ایده‌ها در این رویداد مطرح می‌شوند و افراد گروه تشکیل می‌دهند تا طرح اولیه یا دموی ایده‌ی خود را پیاده‌سازی کنند.

 

استارتاپ گرایند (Startup Grind)

استارتاپ گرایند یک برنامه‌ی جهانی است که در آن از کارآفرینان موفق دعوت می‌شود تا داستان موفقیت‌ و چالش‌های استارتاپ خود را با دیگران به اشتراک بگذارند. افراد می‌توانند در این برنامه با پروژه‌های یکدیگر آشنا شوند و از تجربیات هم استفاده کنند.

 

تجارت B2B

این اصطلاح کوتاه شده‌ی عبارت Business to Business است و به کسب‌و‌کاری گفته می‌شود که محصولات و خدمات خود را به یک کسب‌و‌کار دیگر ارائه می‌دهد. این نوع تجارت در مقابل تجارت بی تو سی (B2C) قرار دارد.

 

تجارت B2C

تجارت B2C مخفف عبارت Business to customers است و به کسب‌و‌کارهایی گفته می‌شود که محصولات و خدمات خود را به مشتری‌های عرضه می‌کنند.

 

تجارت C2C

نوعی از سرویس است که کاربران با استفاده از آن، خدمات و کالاهای خود را به دیگر کاربران عرضه می‌کنند. وب‌سایت‌ها و سرویس‌های خرید و فروش اجناس دست دوم، از نمونه‌های تجارت Customer to Customer هستند.

 

سرمایه‌ی بذری (Seed Funding)

همان‌طور که یک گیاه از یک بذر شروع به رشد می‌کند، یک استارتاپ نیز از یک سرمایه‌ی اولیه شروع می‌شود. به سرمایه‌ای که در مرحله‌ی اولیه راه‌اندازی استارتاپ در اختیارش قرار می‌گیرد، سرمایه‌ی بذری گفته می‌شود.

 

startup

 

واگذاری (Vesting)

به نوعی تخصیص سهامی گفته می‌شود که طی آن بعد از گذشت مدت زمانی، مقدار سهم تعیین‌شده به کارمندان داده می‌شود. به‌عنوان مثال اگر به یک کارمند ۲۰۰ سهام طی ۱۰ سال داده شود، یعنی بعد از گذشت هر سال ۲۰ سهم به او اختصاص پیدا می‌کند. این کار به کارمندان انگیزه می‌دهد که عملکرد خوبی داشته باشند و برای مدت زمان زیادی در شرکت کار کنند.

 

بنچمارک (Benchmark)

به فرآیندی گفته می‌شود که یک استارتاپ برای اندازه‌گیری موفقیت فعلی خود از آن استفاده می‌کند. سرمایه‌گذاران میزان موفقت استارتاپ‌ها را بر اساس بنچمارک‌ها می‌سنجند. به‌عنوان مثال وقتی می‌گوییم شرکت A به بنچمارک درآمد X در طی ۲ سال رسیده است یعنی این استارتاپ توانسته است طی ۲ سال میزان فروش خود را به X برساند.

 

بوت‌استرپ (Bootstrapped)

زمانی که گفته می‌شود یک شرکت بوت‌استرپ است، یعنی بودجه‌ی آن توسط خود کارآفرین یا بودجه‌ی خود شرکت تأمین شده است.

 

وام موقت (Bridge loan)

این نوع وام به Swing loan نیز معروف است و به مساعده‌هایی گفته می‌شود که بر اساس میزان درآمد به یک شخص داده می‌شود و فاصله‌ی بین درآمدهای عمده‌ را پر می‌کند.

 

startup

 

فروش (Buyout)

یک استراتژی معمول برای خروج است که طی آن سهام شرکت به فروش می‌رسد و به خریداران آن اجازه‌ی کنترل شرکت داده می‌شود.

 

سرمایه (Capital)

به دارایی‌های مالی گفته می‌شود که در حال حاضر برای استفاده در دسترس هستند. کارآفرینان از سرمایه برای آغاز استارتاپ استفاده می‌کنند و مقدار آن را افزایش می‌دهند تا به رشد استارتاپ کمک کنند.

 

دو دلیجنس (Due diligence)

به ارزیابی و تحلیل سرمایه‌گذاران از وضعیت و پتانسیل‌های سرمایه‌گذاری گفته می‌شود. این ارزیابی می‌تواند شامل بررسی سوابق مالی و اندازه‌گیری ROI باشد.

 

بازده سرمایه‌گذاری یا بازگشت سرمایه (ROI)

همان‌طور که از نامش پیدا است، برگشت سرمایه را مورد بررسی قرار می‌دهد. درواقع به پولی گفته می‌شود که به یک سرمایه‌گذار به‌عنوان درصدی از سرمایه‌‌گذاری خود در استارتاپ برگشت داده می‌شود. به‌عنوان مثال اگر یک سرمایه‌گذار مبلغ ۲ میلیون دلار برای خرید ۲۰ درصد سهام یک شرکت خرج کند و شرکت با مبلغ ۴۰ میلیون دلار به فروش برسد، این یعنی آن سرمایه‌گذار مبلغ ۸ میلیون دلار از فروش شرکت دریافت خواهد کرد.

 

startup

 

خروج (Exit)

برخی بنیان‌گذاران و سرمایه‌گذاران استارتاپ این‌گونه پولدار می‌شوند؛ Exit به متدی گفته می‌شود که یک سرمایه‌گذار و یک کارآفرین سرمایه‌ی خودشان را از شرکت خارج می‌کنند. خروج معمولا در زمان IPO و M&A اتفاق می‌افتد.

آی‌پی‌او (IPO)

زمانی است که یک استارتاپ سهام خودش را در یک فراخوان بورس برای فروش به مردم پیشنهاد می‌دهد. در این حالت یک شرکت خصوصی تبدیل به سهامی عام می‌شود و دیگر یک استارتاپ نیست.

 مالکیت و ادغام (Merge & Acquisition)

زمانی است که استارتاپ توسط یک شرکت بزرگ‌تر خریداری یا با آن ادغام می‌شود. این اتفاق به صورت دوستانه (همراه با توافقنامه) یا خصمانه (بدون توافقنامه) صورت می‌گیرد.

توافقنامه عدم ‌افشاگری (NDA)

NDA مخفف عبارت Non-disclosure agreement است و به توافقنامه‌ای گفته می‌شود که طی آن هر ۲ طرف از اطلاعات حساس و محرمانه مانند اسرار تجارت محافظت می‌کنند و آن را با شخص سوم به اشتراک نمی‌گذارند.

 

startup

 

پیوت (Pivot)

زمانی است که استارتاپ جهت استراتژی‌های خودش را سریعا تغییر می‌دهد. معمولا این تغییرات به دلیل عدم بازدهی اتفاق می‌افتند و طی آن بر ویژگی‌های دیگر محصولات یا مشتری‌ها تمرکز می‌شود.

مذاکره در آسانسور (Elevator Pitch)

فرض کنید در یک آسانسور با یک سرمایه‌گذار هم مسیر شده‌اید و تنها ۳۰ تا ۱۲۰ ثانیه فرصت دارید او را متقاعد کنید که روی ایده‌ی شما سرمایه‌گذاری کند. به ‌عبارتی شما باید در این چند ثانیه مشکل، راه‌حل آن و بازار مشتری‌ها را برای سرمایه‌گذار توضیح بدهید و او را متقاعد کنید.

نرم‌افزار به‌عنوان سرویس (SaaS)

به یک محصول نرم‌افزاری گفته می‌شود که از راه دور به وسیله‌ی اینترنت یا سیستم رایانش ابری کنترل می‌شود.

 

 

مقاله چگونه استارتاپ خود را راه اندازی کنیم

چگونه استارتاپ خود را راه اندازی کنیم؟

دنیای استارتاپ پر از آدم‌هایی است که می‌خواهند موفق شوند و در این راستا تلاش بسیار زیادی می‌کنند، اما دستِ آخر نمی‌توانند کسب‌وکار خود را به‌درستی راه‌اندازی کنند. چرا چنین چیزی اتفاق می‌افتد؟ بخش زیادی از دلایل به این موضوع باز می‌گردند که بسیاری از کارآفرین‌ها، چگونگی راه اندازی استارتاپ و رساندن کسب‌وکار خود از «نقطه‌ی الف» به «نقطه‌ی ب» را نمی‌دانند. «نقطه‌ی الف» جایی است که ایده یا ایده‌‌ های استارتاپی فوق‌العاده‌ در ذهن کارآفرین وجود دارد و «نقطه‌ی ب» جایی است که استارتاپ به امنیت، ثبات و رشدی نسبی در بازار رسیده است و کسب درآمد می‌کند.

از زمانی که ایده شروع یک استارت آپ به ذهن می رسد تا مرحله سوددهی باید مراحلی را طی کرد که مثل یک بازی می ماند. این بازی اینگونه است : مرحله بعد زمانی شروع می شود که مرحله قبل به پایان رسیده باشد .

مراحل ساخت استارتاپ

۱. فقط شروع کنید

بنا‌بر تجربه‌ی ما، در دنیای کسب‌وکار، شروع سریع مهم‌تر از شروع دقیق است. به این واقعیت فکر کنید که اگر کسب‌وکار خود را آغاز نکنید، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. باید قادر باشید تا هر چیزی را که شما را از شروع کردن باز می‌دارد، از چیزهای خیلی کوچک گرفته تا مهم‌ترین‌ها، نادیده بگیرید یا به‌سرعت آنها را برطرف کنید و سپس :

  • اولین خط از کد خود را بنویسید؛
  • دامنه‌ی سایت موردنظر خود را ثبت کنید؛
  • محصول خود را روی کاغذ بکشید؛
  • نمونه‌ی اولیه‌ای از محصول خود را طراحی و پیاده‌سازی کنید.

هیچ چیز جز خودتان مانع شروع استارتاپ شما نیست. اولین چیزهایی را که برای شروع نیاز دارید انجام دهید.

 

۲. ایده و تیم :

این مرحله را اصطلاحا مرحله ایده یا کشت گوییم. نیازسنجی، شناخت رقبا و تحلیل بازار از مهمترین کارهایی است که باید مدنظر قرار بگیرد. چندین مورد از استارت آپ های مشابه ایده خود را ببینید،‌ تحلیل و بررسی کرده و بدنبال کاری که زیاد انجام شده است نروید. نگاه به موفق ترین ها در این حوزه و استفاده از فرصت هایی که بوجود می آید، کمک بزرگی در رشد ایده شما خواهد کرد. بعنوان مثال فیلتر بودن یوتیوب فرصتی را برای پیدایش آپارات بوجود آورد و یا جهش بزرگ ای نتورک(Anetwork) که با فیلترینگ تصادفی گوگل ادسنس (Google Adsense) رخ داد، از جمله مثال هایی بود که اهمیت استفاده از فرصت ها را بیان می کرد.

توجه داشته باشید اینگونه کارها به تنهایی انجام پذیر نیست،‌ پس به فکر یک تیم کوچک باشید.

۳. نمونه اولیه  : 

یک نام برای طرح خود انتخاب کرده  و آن را نهایی کنید . نامی که تلفظش راحت و مردم آن را بخاطر بسپارند .

نوشتن طرح کسب و کار(Business Plan) که شامل تمام موارد مالی، سود و زیان ها، مجوزها ، برنامه نویسی اپلیکیشن اندروید و جزئیات دیگرباشد، اجباری است چراکه راه اندازی یک استارت آپ نیاز به سرمایه دارد و اگر بدنبال یک سرمایه گذار خارجی باشید بدون داشتن بیزینس پلن موفق نخواهید شد.

تولید یک (MVP (Minimum Viable Product که به عنوان حداقل محصول پذیرفتنی شناخته میشود در این مرحله جهت آزمایش تهیه میشود. نکته مهم اینجاست که نه روی MVP1 (اولین محصول) زیاد بمانید و نه در طول مدت زمان کوتاهی به MVP20  برسید.

 

۴. بازتولید و راه اندازی :

زمان آن رسیده که ایده به مرحله تولید و راه اندازی برسد. با افرادی که می توانند به شما کمک کنند مشورت کنید. برای هر بخش یک متخصص انتخاب کنید. به یاد داشته باشید همکاری تیمی رمز موفقیت شماست. استارتاپ خود را پس از تولید از جنبه های مختلف بررسی کنید و خود را همیشه به جای کسانی قرار دهید که می خواهند از استارتاپ شما استفاده کنند

وقتی کسب‌وکاری را شروع می‌کنید، به‌طور حتم پاسخ تمام سؤالات خود را نمی‌دانید. مثلا می‌خواهید شرکت خود را ثبت کنید. اما آیا باید مسئولیت محدود باشد یا تعاونی و ….؟

شما باید برای پیدا کردن پاسخ خود از مؤسسات ثبت شرکت یا وکیلی کمک بخواهید و آن مؤسسه یا شخص، شما را راهنمایی می‌کند و می‌گوید که چه نوع شرکتی برای استارتاپ شما مناسب است. اما بعد چه؟ شما باید از آنها بخواهید تا برایتان کار ثبت شرکت را انجام دهند. به این ترتیب شما به‌سرعت توانسته‌اید تا فرد خبره‌ای را در ازای مبلغ کمی در استارتاپ خود به کار بگمارید. این مبلغ را از کجا بیاورید؟ شما می‌توانید با دادن بخشی از سهام خود به شخص موردنظر یا پرداخت به‌صورت چک یا معوقه، این موضوع را حل کنید.

وقتی مشکلی ایجاد می‌شود و شما پاسخ آن را نمی‌دانید، کسی را پیدا کنید که راه‌حل آن مشکل را می‌داند. سپس آن متخصص به شما راه‌حلی را پیشنهاد می‌کند، در هر زمینه از کسب‌وکار خود این عمل را انجام دهید. از مراحل تولید گرفته تا طراحی لوگو یا حسابداری و … از آن شخص بخواهید تا این کارها را برای شما انجام دهد.

استارتاپ شما بیش از آنچه خودتان در چنته دارید، به کمک‌های مختلف، دانش و مهارت‌های حرفه‌ای احتیاج دارد. از افراد بخواهید تا برای شما کار کنند.

 

 ۵. رشد و اندازه گیری

برای رشد برند خود از قدرت شبکه های اجتماعی غافل نشوید و تا جای ممکن سعی در مطرح کردن خود در این حوزه باشید. یک کارآفرین موفق خستگی ناپذیر است و در کارش استمرار دارد.

هنر کسب و کار این است که بتوانید ارزیابی عملکرد و پیمایش پیشرفت را بررسی و سنجش کنید. استفاده از نمودارهای پینگ و داشبوردهای مدیریتی کمک شایانی به شما خواهد کرد.

رشد به معنای شکافتن، دگرگونی، فروش و انجام کارهایی بیش از درخواست پول است. اگر شما در کسب‌وکار خود راه جدیدی ایجاد کرده‌اید، این نشانه‌ی واقعی رشد شما خواهد بود.

 

۶. بودجه و قانون

همانطور که شناخت حقوق و قوانین و مجوز های لازم برای فعالیت کسب و کار های اینترنتی در همه کسب و کارها نیاز است،‌ راه اندازی استارتاپ نیز در این زمینه مستثنی نیست و دانستن آن مهم است. در مراحل بعدی نیاز به گسترش تیم حس خواهد شد لذا داشتن تیم کارامد و بودجه تبلیغات به پول وسرمایه نیاز دارد. این مرحله را کشت ایده یا سید فاندینگ‌ (Seed Funding) گویند. این سرمایه را یا خودتان باید فراهم کنید یا به سراغ مراکز رشد انکوباتور(ّIncubator)  و شتاب دهنده ها بروید که به آن ها سرمایه گذاران ریسک پذیر(VC:Venture Capital)  گویند.

“انکوباتور (Incubator)  یک ابزار آزمایشگاهی است که در آزمایشگاههای بیولوژی برای رشد دادن نمونه های زنده مانند سلول ها یا میکروب ها بکار می رود“

LLC (شرکت های با مسئولیت محدود) یکی از محبوبترین گزینه ها برای استارتاپ ها است.

در پاسخ به چگونگی راه اندازی استارتاپ به چیزی فراتر از سخت کوشی و اشتیاق نیاز دارید. الهام و کمک گرفتن از مهارت‌های یک هم‌بنیان‌گذار، در این مسیر به شما کمک خواهد کرد. افرادی که سرمایه گذاری جسورانه انجام می‌دهند، به جای سرمایه گذاری بر افراد، بیشتر علاقه‌‌مند سرمایه‌گذاری روی استارتاپ‌هایی هستند که به‌صورت تیمی فعالیت دارند. حتی داشتن سه هم‌بنیان‌گذار هم موضوع عجیبی نیست، زیرا می‌توان فرض کرد که شما سلسله‌مراتب واضحی برای تصمیم گیری دارید.

هم‌بنیان‌گذاران مهارت‌های ناقص شما را کامل می‌کنند و اینگونه حتی فراتر از چیزی که فکر می‌کنید پیش خواهید رفت.

 

۷. استخدام و تیم‌

شما در مرحله ای قرار دارید که باید تیم خود را کامل کنید و مسئولیت ها را تقسیم بندی کنید پس یک نقشه کلی از وظایف تهیه کنید و بنا به نیازها شروع به استخدام مناسبترین ها کنید. توجه کنید دیگر نیاز به شریک و سهام دار ندارید و صرفا روی استخدام تمرکز داشته باشید.

کارفرما شدن به معنای حجم بالایی از کارها و مسئولیت‌هایی است که باید به‌سرعت به پایان برسانید. هرچند چنین موضوعی سرعت استارتاپ شما را پایین می‌آورد و افراد کمی هستند که مایل به غرق شدن در راه‌ اندازی استارتاپ و کار کردن به‌صورت دائمی باشند.

به‌جای استخدام کارمند، از نیروی قراردادی استفاده کنید. در این صورت از هر شخصی براساس استعداد و توانایی‌‌هایش کمک خواهید گرفت و در مسیر انجام کارها، همه چیز را تا پایان کار در اختیار دیگران نخواهید‌ گذاشت و کنترل بهتری برای به نتیجه رساندن کارها خواهید داشت. اینگونه پاسخ به سؤالات ذهنی‌تان برای چگونگی راه اندازی استارتاپ شفاف‌تر و واضح‌تر خواهد بود.

با کسی کار کنید که شما را به سوی عملکردی فوق‌العاده سوق می‌دهد

یکی از دلایلی که استیو جابز توانست شرکت اپل را به یکی از خلاق‌ترین و باارزش‌ترین برند های دنیا تبدیل کند، این بود که او می‌توانست افراد را به سمت فعالیت بیشتر سوق دهد.

او می‌گوید: «کار من آسان‌گیری به افراد نیست. کار من این است که از آنها افراد بهتری بسازم. کار من این است که بخش‌های مختلف شرکت را به همکاری با یکدیگر وا دارم و راه را برای این موضوع هموار و شفاف کنم و منابع را برای پروژه‌های کلیدی آماده سازم. ما برای این منظور، افراد فوق‌العاده‌ای را در اختیار داریم و سعی می‌کنیم که آنها را تشویق کنیم تا همواره بهتر از پیش باشند و با دیدگاهی تهاجمی با چگونگی انجام کارهای خود مواجه شوند.»

بله، استیو جابز شخصیتی تهاجمی و حتی غیرمهربان داشت، اما درمورد چگونگی راه اندازی استارتاپ او این توانایی را داشت تا از افراد، عملکردی بهتر از آنچه خودشان فکر می‌کرده‌اند، دریافت کند. شما می‌توانید چنین ویژگی‌هایی را در هم‌بنیان‌گذار خود، شریک تجاری، دوست و مربی یا کارمندتان پیدا کنید و از این مهم‌تر می‌توانید سطح انتظار مشابهی از اعضای تیم خود داشته باشید. همانطور که استیو جابز گفته است: «با داشتن توقع از افراد برای انجام فوق‌العاده‌ی کارها، می‌توانید آنها را به سمت کارهای عالی و داشتن عملکردی فوق‌العاده سوق دهید.»

 

۸. ساخت شرکت

استارتاپ شما زمانی رسمیت پیدا می کند که در چاچوب یک مکان فیزیکی نیز قرار بگیرد و مجوزهای لازم را کسب کند. با مسائل اداری بیشترآشنا شوید و به کسب و کار خود رنگ و بوی تازه ای بدهید. یادگیری مسائل اقتصادی و امور حسابداری را در برنامه کاری روزانه تان قرار دهید .

در پاسخ به چگونگی راه اندازی استارتاپ یکی از بهترین توصیه‌ها این است که صرفا نگران این موضوع که درآمد شما از کجا خواهد آمد، نباشید. یک محصول یا خدمت خوب همیشه راه خود را برای کسب درآمد می‌یابد.

این موضوع درست است. تمرکز نزدیک‌بینانه بر کسب درآمد و پول، شما را به‌طور کلی از مسیر کسب‌وکار خارج می‌کند. فرقی نمی‌کند که با سرمایه شروع کرده‌اید یا وام گرفته‌اید یا مدل قیمت گذاری فوق‌العاده‌ای دارید، ذهن خود را از این موضوعات خالی کنید و بگذارید تا استارتاپ‌تان مراحل رشد خود را طی کند. رشد همیشه مساوی با افزایش سرمایه‌ی استارتاپ نیست. رشد به معنای شکافتن، دگرگونی، فروش و انجام کارهایی بیش از درخواست پول است. اگر شما در کسب‌وکار خود راه جدیدی ایجاد کرده‌اید، این نشانه‌ی واقعی رشد شما خواهد بود.

 

۹. بازاریابی و فروش

هر کسب و کاری در نهایت به فروش و درامدزایی می اندیشد و هدفش کسب سود است. در اینجا بحث تبلیغات و بازاریابی مطرح می شود. اهمیت تبلیغات و اثربخشی آن به اندازه ای بالاست که عده ای معتقدند ۹۸٪ از درآمد باز هم باید صرف تبلیغات شود. پس اول فکرکنید،‌ بعد تبلیغ. دقت کنید امروزه یکی از پرطرفدارترین رشته های دانشگاهی بازاریابی و بازرگانی است پس یا با علم وارد شوید یا از افرادی در تیم خود استفاده کنید که در این خصوص خبره باشند.

بازاریابی، یکی از بهترین چیزهایی است که باید برای استارتاپ خود انجام دهید. وقتی برای محصول یا خدمت خود بازاری پیدا می‌کنید، درمقابل افرادی قرار خواهید گرفت که مایل هستند از شما خرید کنند. بازاریابی تلف کردن زمان نیست و یکی از بهترین سرمایه‌گذاری‌ها در ابتدای راه‌اندازی استارتاپ شما خواهد بود.

 

۱۰. موفقیت و مشاوره

تبریک . رسالت شما به پایان رسید. ولی این پایان راه نیست. جذب مشتری یک پروسه سخت است و نگه داشتن و افزایش آن سخت تر و با مطالعه، مشاوره و بروز بودن به کسب و کار خود رونق دهید.

استارتاپ تنها در ذهن خود کارآفرین وجود ندارد. استارتاپ در چشم‌انداز مشتریان فعلی و بالقوه نیز وجود دارد.

اگر مردم بخواهند که محصول شما را خریداری یا استفاده کنند، شما باید هرچیزی را که می‌توانید درباره‌ی مشتریان خود یاد بگیرید. بقا یا نابودی استارتاپ شما به میزان پذیرش محصول و خدمات شما وابسته است.

هرچه سریع‌تر درباره‌ی افکار مشتریان‌تان نسبت به محصولات و خدمات خود بدانید، زودتر می‌توانید مسیر خود را اصلاح کنید و خدمات و محصولات‌تان را به‌شکل بهتری به آنها ارائه دهید.

منابع : چطور – تابان شهر