Forigner startups 1

سه درس برای یک استارتاپ

۱⃣ فردی از اوضاع زمانه خود نزد پیر خردمندی گلایه کرد و گفت: کارگرانم با من رو راست نیستند، بچه ها، همسرم و همه دنیا خیلی خودخواه شده اند…هیچکس کارش درست نیست و اوضاع خیلی خراب است!
پیر خردمند گفت: در روستایی یک اتاق بود که ۱۰۰۰ آیینه داشت. دختر بچه ای هر روز داخل آن می رفت، بازی می کرد و از اینکه هزاران بچه دیگر اطرافش بودند شاد بود! با هر کف زدن او، همه آن ۱۰۰۰ دختر بچه کف می زدند و او این اتاق را شاد ترین و زیباترین جایی می دانست که در دنیا وجود دارد! همین مکان یک بار میزبان مردی غمگین و افسرده شد! مرد ناگهان دید هزاران نفر عصبانی در چشمان او زل زده اند! ترسید و دستش را بلند کرد تا به آنها حمله کند و در پاسخ هزاران دست بلند شد تا او را بزنند! او با خود فکر کرد که آنجا بدترین نقطه عالم است و از آن اتاق فرار کرد!

دنیا هم مانند اتاقی است با ۱۰۰۰ آیینه در اطراف ما! هر چه ما انجام می دهیم؛ سزا/پاداش آنرا به ما عینا یا چند برابر پس می دهد! این دنیا مثل بهشت است یا جهنم! بسته به خود ما دارد که از آن چه بسازیم!

گر چه دیوار افکند سایهٔ دراز
باز گردد سوی او آن سایه باز
این جهان کوهست و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا
مولانا

۲⃣ او هرچه ثروت در زندگی می خواست بدست آورده بود. برای اینکه مبادا آنها را پس از مرگ از دست بدهد، آقای کانت سکارپا تصمیم گرفت اتومبیل بنتلی گرانقیمت دویست هزار دلاری خود را با الهام از فراعنه مصر در کاخش دفن کند و جهت پوشش خبری این مراسم تدفین! صدها خبرنگار و عکاس را به آنجا دعوت کرد.
ابتدا خودرو به داخل گودال برده شد و آقای اسکارپا بر سر مزار خودروی خود ایستاد…اما قبل از اینکه اولین تل خاک روی خودرو ریخته شود، دستور توقف داد و گفت: من دیوانه نیستم، البته که خودروی خود را دفن نخواهم کرد!

بعدا مشخص شد پشت این کار، ABTO یا همان سازمان انتقال عضو در برزیل قرار دارد که کمپین جدید خود را با شعار “دفن کردن چیزی با ارزش‌تر از بنتلی، احمقانه است” راه‌اندازی نموده است!

بسیاری به دلیل اینکه من می‌خواستم خودروی خود را دفن کنم، در موردم قضاوتِ بد کردند، اما اکثر مردم چیزی بسیار با ارزش‌تر از خودروی من را دفن می‌کنند. آنها قلب‌ها، کلیه‌ها، جگر‌ها، شش‌ها و چشم‌ها را به خاک می‌سپارند. حال که این کار احمقانه است زیرا بسیاری از مردم نیازمند اهداء عضو هستند. دفن شدن با ارگان‌های سالمی که می‌توانند جان بسیاری را نجات دهند بزرگترین زیان و خسران در این جهان است. ارزش بنتلی من حتی نزدیک به آن هم نیست. هیچ ثروتی هر چقدر هم زیاد، ارزشمندتر از یک ارگان بدن نیست زیرا هیچ چیز ارزشمندتر از زندگی نیست!

۳⃣ سه کارگر مشغول چیدن آجر و ساختن یک بنا بودند که رهگذری از آنها پرسید مشغول چه کاری هستند…
نفر اول: مگه نمی بینی؟! دارم یه لقمه نون در میارم!
نفر دوم: مگه نمی بینی؟! دارم آجر می چینم!
نفر سوم که با عشق و علاقه خاصی کار می کرد پاسخ داد: دارم یه اثر تاریخی زیبا بنا می کنم!
در واقع هر سه نفر مشغول انجام یک کار اما با سه رویکرد متفاوت بودند!

میکل آنژ روزهای زیادی با علاقه و صبر فراوان روی یک مجسمه سنگی کار می کرد و برای روتوش تمام جزئیات آن زمان طولانی را صرف می کرد. یک تماشاگر با خودش فکر کرد این همه کار تکمیلی چه اهمیتی دارد؟! و از مایکل پرسید چرا اینقدر برای آن خود را به زحمت می اندازد؟!
پاسخی که شنید این بود:
“Trifles make perfection and perfection is no trifle!”
کارهای جزئی و ناچیز؛ سازنده کمال اند و کمال هیچ یک از این کارهای جزئی و ناچیز نیست!

❇️ تعالی و ممتاز بودن یک کار زمانی رخ می دهد که عامل برای انجام آن به خود افتخار کند و یک اصل است که می گوید: کیفیت یک کار و کیفیت عامل آن؛ دو چیز جدا نشدنی اند!

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *