نوشته‌ها

نکات استارتاپ ها و بازاریابی آنها

نکات ضروری درباره استارتاپ ها و بازاریابی آنها

شما تصمیم گرفته اید قدم اول را بردارید و رویاهایتان را دنبال کنید. به خاطر ایده خلاقانه اتان به وجد آمده اید، چرا که کسی قبل از شما آن ایده به نظرش نرسیده است. بنابراین شما آماده هستید تا رئیس خودتان شوید. اکنون از کار خود اخراج شده اید و آماده ی کسب عنوان ” کارآفرین” هستید و می دانید که برای این لحظه به دنیا آمده اید.

 

ولی واقعیت مانند سیلی از آجر به شما ضربه می زند. واژگانی مانند نشان تجاری، حق انحصاری، ثبت نام، ثبت دفتر و پرداخت مالیات اعتماد به نفس شما را کاهش می دهد.

 

وقتی شما به اطراف خود نگاه می کنید و افرادی را که تجارت خودشان را اداره می کنند، می بینید؛ به نظر می رسد که آن هامی دانند چه کار می کنند و شما با خود فکر می کنید:” من از کجا باید شروع کنم؟”

 

به عنوان یک موسس استارتاپ، می توانم این احساس را توصیف کنم؛ در ابتدا ممکن است کار هایی که باید انجام پذیرد سنگین به نظر برسد. اما درک کلی از این که برای داشتن استارتاپی موفق در ابتدا چه قدم هایی باید بردارید، می تواند تغییراتی را ایجاد کند و زمان و هزینه قابل توجهی را برایتان ذخیره کند.

 

پس می خواهید بدانید از کجا باید شروع کنید؟ به عنوان یک کارآفرین جدید، شما باید کاری کنید که در هر لحظه به واقعیت نزدیک شوید. برای انجام آن در ادامه چند نکته ضروری که یک کارآفرین باید بداند، را بخوانید.

با مقالات استارتاپونه همراه ما باشید:

  1. راه اندازی یک وب سایت خوب

در دنیای امروزی، داشتن یک وب سایت خوب و حضور آنلاین نیز موفقیتی بی صدا برای هر فرد کاسب است. همان گونه که مطالعات نشان می دهد مشتریان قبل از خرید یک کالا، نخست آن را در اینترنت جست و جو می کنند.

 

ایجاد یک وب سایت شما را قادر می سازد تا برای مشتری های شخصی در دسترس باشید و مشتری ها را ترغیب می کنید تا با شما همکاری کنند.

 

هم چنین وب سایت شما باید شامل سرویس های ارائه شده توسط شرکت شما، سیاست گذاری های خصوصی و … باشد. به ویژه اگر پرداخت های آنلاین را می پذیرد.

 

مزایا: یک وب سایت خوب، تعهدات مشتری های خصوصی را افزایش می دهد به گونه ای که اطمینانی را در برند شما به وجود می آورد. وب سایت شما باید چهره ی اصلی شما را به جهان نشان دهد به صورتی که مردم بتوانند اطلاعات مطمئنی را در رابطه با کارهای شما پیدا کنند. به علاوه این که ایجاد یک وب سایت بهینه به شما کمک می کند تا بصیرت های مهمی را برای داشتن اوضاعی خوب کسب کنید.

 

  1. درک نقش هم تیمی هایتان

وقتی شما به عنوان مؤسس یا تیم مؤسس کنار هم می آیید، یکی از ابتدایی ترین چیزها که شما باید انجام دهید این است که مهارت های متفاوت اعضای تیم را بشناسید و براساس آن تصمیم بگیرید که هر کسی بهتر است انجام کدام کارها را بر عهده بگیرد.

 

به عنوان یک تیم، شما باید مشخصا یک چارچوب کاری از نقش ها و مسئولیت ها، سهم هر نفر و… مشخص نمایید. هدف از این امر، آن است که با اعضای تیم خود، گفت وگوهای حقیقی و آزاد در رابطه با تأثیرتان در موفقیت شرکت داشته باشید. این کلید رفع محاسبات اشتباهی است که ممکن است بعداً رخ دهد.

 

مزایا: وجود شفافیت در نقش ها و مسئولیت ها در همان مراحل ابتدایی، مزایای متعددی دارد. مثلا شما می توانید قدرت هایتان را در تیم بزرگ نمایی کنید. داشتن درک روشن از مهارت های گوناگونی که هریک دارد، گاهی اوقات می تواند در حل مشکلاتی که پیش می آید، لازم باشد. موفقیت استارتاپ شما به همان اندازه که به تیم مؤسس مربوط می شود به سایر تیم های شرکت نیز مربوط می شود.

 

 

  1. ثبت شرکت به عنوان شرکتی خصوصی

اگر می خواهید یک کسب وکار قابل قیاس با شرکت های بزرگ راه اندازی کنید، قبل از این که به دنبال بودجه باشید، ثبت شرکت به صورت خصوصی الزامی است.

 

مزایا: بسیاری از استارتاپ ها و تجارت های در حال توسعه، شرکت خود را به عنوان یک شرکت محدود و شخصی به ثبت می رسانند چرا که باعث می شود بودجه های خارج از شرکت خیلی راحت افزایش پیدا کند و از تعهد سهام داران بکاهد. سپس آن ها را وادار می سازد برای جذب مستعدترین ها سهام کارمندان را پیشنهاد دهند. با انجام آن، شرکت شما می تواند هم چنین ضمانت کند که با اعتبار و اعتماد بیشتر از گذشته این کار صورت می گیرد.

 

 

  1. تفاهم نامه میان مؤسسان

هنگامی که شرکت به ثبت رسید، بر اساس گفت وگوهای صورت گرفته از قبل درمورد نقش ها و مسئولیت های هر یک از اعضا، یک تفاهم نامه میان مؤسسان بنویسید.

 

تفاهم نامه میان مؤسسان، نقش ها و مسئولیت های متعددی را نشان می دهد و باید میان هر کدام از نقش ها عدالت برقرار باشد. این یک تفاهم نامه ی گسترش یافته است که جوانب گوناگون را در برمی گیرد.

 

مزایا: داشتن یک تفاهم نامه می تواند همه چیز را شفاف سازد؛ به دلیل آنکه خیلی از موارد میان مؤسسان شرکت مورد بحث قرار نمی گیرد. این موافقت نامه، به اعضای اولیه ی تیم این شانس را می دهد که این موارد را مورد بحث قرار دهند، برای روابط بهتر در مدت زمان طولانی شک و تردید ها را برطرف سازند. هم چنین به اعضا این امکان را می دهد که نقش هایشان را در شرکت شفاف سازند و به هر عضو درک درستی از کارهای سایر اعضا می دهد.

 

 

 

 

 ۵.تفاهم نامه میان سهام داران و سرمایه گذاران

تفاهم نامه میان سهام داران به طور ساده یک تفاهم نامه است که روابط میان سهام داران شرکت را بیان می کند. این تفاهم نامه شامل حقوق و وظایف سهام داران، انتقال سهام، نحوه ی مدیریت شرکت و تصمیم گیری های مهم است.

 

مزایا: این تفاهم نامه، همه ی توانایی ها و حقوق یک سهام دار را مشخص می کند. هم چنین تفاهم نامه مانند یک قاعده برای روابط میان سهام داران کوچک و بزرگ عمل می کند. تفاهم نامه سهام داران برای استارتاپ های کوچک که نمی خواهند برای هر تغییر کوچکی، اصلاحات رسمی را اجرا کنند، بسیار خوب است.

 

 

  1. نامتان را نشان تجاری خود کنید.

Think Tide, Nike  یا Mc Donald’s . آیا شما نیز می خواهید فعالیتتان، شناسه ی خاصی داشته باشد؟ نشان تجاری یک امتیاز محسوس است که می تواند بسیار ارزشمند باشد.

 

نشان تجاری لزوماً کاراکتر برند شماست. اگر شما در مورد استفاده از نام یک برند خاص برای مدت زمان طولانی اطمینان دارید، به ثبت رساندن آن امری ضروری است.

 

مزایا: داشتن نشان تجاری به ثبت رسیده باعث می شود شرکت شما حفاظت قانونی و به دور از زیر پا گذاشته شدن حقوقش داشته باشد به ویژه در قسمت هایی که دزدی یا کپی برداری فراوان است. بنابراین ثبت نشان تجاری کار شما را برای دفاع از حقتان در دادگاه ساده می کند. ثبت نشان تجاری هم چنین اولین گام برای اطمینان بخشیدن به مشتریان از محصولات یا سرویس هایی است که ویژه برند شما است.

 

 

  1. درخواست ارزش افزوده بر مالیات یا ثبت سرویس مالیات

غالباً استارتاپ هایی که برند خود را برای حساب مالی می سازند، مالیات را فراموش می کنند. اکنون ممکن است فکر کنید که برعکس، اکثر استارتاپ ها به آن چه اهمیت دارد توجه دارند؛ اما بسیاری از آن ها در نهایت با شکست مواجه می شوند چرا که هنگامی که به پول نیاز است، با مشکل مالی مواجه هستند.

 

مزایا: بایگانی مالیات می تواند به شما کمک کند که پولتان را ذخیره کنید. بنابراین وقتی به آن نیاز شدید دارید می توانید از آن استفاده کنید.

مهمترین نکات در بازاریابی استارتاپ‌ها

این روزها بازاریابی درست و اصولی لازمه‌ی شناخته شدن، رشد و پیشرفت و تضمین موفقیت کسب و کاری نوپاست. هرچند ممکن است در شروع کار، امکان تخصیص هزینه‌ی کافی برای بازاریابی استارتاپ‌ها مقدور نباشد اما در واقع مهمترین بخش اجرایی شدن یک ایده، پس از جذب سرمایه‌گذار، مرحله‌ی بازاریابی آن است که بدون آن، فرآیند جذب مشتری و افزایش فروش محصولات دچار ناکامی می‌شود.

در این مطلب سعی بر آن شده تا چند نکته مهم و حیاتی که می‌تواند در رشد و پیشرفت استارتاپ‌ها نقش اساسی ایفا کند و موفقیت آن را تا حد زیادی تضمین نماید را مورد بررسی قرار دهیم. لازم به ذکر است که توجه به این نکات به هنگام کمبود بودجه نیز می‌تواند در پیشبرد استراتژی‌های بازاریابی کسب و کارهای نوپا بسیار مفید و کاربردی باشد.

 

برندسازی یا برندینگ

 

مهترین نکته پیش از شروع بازاریابی یک استارتاپ برندسازی یا برندینگ است. در واقع کلید اصلی فروش صحیح ایجاد ذهنیت مثبت در مشتری و جلب اعتماد آن‌ها است. به این معنی که صاحبان کسب و کارهای نوپا باید تمام تلاش خود را بکنند تا تصویر شفاف و درستی از کسب و کار و محصولات خود را به مشتریان و مخاطبان خود ارائه کنند. در این میان پررنگ کردن ویژگی‌های منحصر به فرد و امتیازات محصولات و برند خود از سایر رقبا بسیار حائز اهمیت است.

 

شفاف‌سازی و تعیین هدف

 

با وجود اینکه هدف از هر کسب و کار ایجاد درآمد و سودآوری است اما هدف از بازاریابی یک استارتاپ نباید تنها درآمدزایی و تولید ثروت باشد. چرا که در مسیر موفقیت یک استارتاپ سودآوری آن نیز میسر می‌گردد. بنابراین برای رسیدن به موفقیت و در نهایت تولید ثروت، تشخیص و تعریف اهداف کلیدی می‌تواند گام موثری باشد و مانع از بیهوده ماندن تلاش و سردرگمی اعضای تیم می‌شود. بنابراین برای موفقیت بیشتر بهتر است که هر کسب و کاری هدفمند و با برنامه پیش رود.

 

نوآوری در روش کسب و کار

 

در این مدل بازاریابی معمولاً به اشتباه از استراتژی‌های سایر کسب و کارها تقلید می‌گردد. اما توجه به این نکته ضروری است که هر چند ممکن است زمینه فعالیت کسب و کارها مشابه هم باشد. اما این تشابه به این معنی نیست که باید از استراتژی‌های بازاریابی یکسانی نیز استفاده شود.  خلق نگاه جدید در روش‌های بازاریابی و تدوین استراتژی استارتاپ‌ها یکی از اصلی‌ترین رموز موفقیت آن‌ها است. در نتیجه در نظر گرفتن خلاقیت در روش‌های کسب و کار ضروری است.

 

خلاقیت

 

بین بازاریابی و تبلیغات ارتباط بسیار نزدیکی برقرار است. به این معنی که در کنار استراتژی‌های مناسب برای بازاریابی باید از روش‌های خلاقانه تبلیغات نیز استفاده گردد. به مفهومی دیگر داشتن خلاقیت و نوآوری را می‌توان مکمل یکدیگر و یکی از مهمترین رموز موفقیت استارتاپ ها دانست. به طور مثال هدایای تبلیغاتی می‌تواند یکی از روش‌های خلاقیت در ایده‌های بازاریابی باشد.

 

بررسی و شناسایی بازار هدف

 

چنانچه در راه‌اندازی کسب ‌وکار نوپا بازار هدف به درستی شناسایی نگردد هر چقدر هم که آن استارتاپ ایده‌ی موفق و فوق‌العاده‌ای داشته باشد دچار شکست می‌شود. بنابراین موفقیت بازاریابی استارتاپ ها در شناخت صحیح بازار هدف، مخاطبان و درک نیاز آن‌ها است. در نتیجه چنانچه استارتاپی در زمینه‌ای فعالیت می‌کند که مشتریان خاص خود را دارد باید در تدوین استراتژی بازاریابی استارتاپ خود این افراد را در اولویت قرار دهد.

 

درک نیاز مشتری

 

نکته بسیار مهمی دیگری که کسب و کارهای نوپا در بازاریابی خود همواره باید مورد توجه قرار دهند توجه به مشتری و درک نیازهای او است. چرا که در نهایت مشتری تعیین کننده موفقیت یا شکست هر کسب و کاری است. همچنین بازخورد مشتری نسبت به محصولات استارتاپ‌ها در جهت بهبود محصولات و خدمات نیز باید مد نظر قرار گیرند.

 

نقش شبکه‌های اجتماعی و بازاریابی دیجیتال

 

همانطور که میدانیم امروزه شبکه‌های اجتماعی بخشی جدایی ناپذیر از زندگی مردم هستند. به همین دلیل به بازاریابی در شبکه‌های اجتماعی به عنوان یکی از مهمترین مباحث بازاریابی استارتاپ ها پرداخته شده است. ارتباط  با مشتریان از طریق این شبکه‌ها می‌تواند با جلب اعتماد مشتری میزان فروش را تا حد بسیار زیادی افزایش دهد. مانند اکانت‌های پرطرفدار اینستاگرامی. از این رو کسب و کارهای نوپا می‌توانند با صرف هزینه‌ی کمتر و بهبود بازاریابی دیجیتال خود به جذب مشتری بپردازند.

 

بازاریابی ایمیلی

 

یکی از روشهای نوین و کلیدی برای موفقیت و گسترش سهم بیشتر در بازار استفاده از بازاریابی ایمیلی است. از این روش در جهت نفوذ در تصمیم گیری مخاطبین و ترغیب به خرید استفاده می‌شود. این روش در رفتار مشتریان بسیار تاثیر‌گذار است و به طریقی آنها را متقاعد می‌کند تا برای کسب اطلاعات بیشتر و یا خرید به سایت مراجعه کنند. ایمیل مارکتینگ به عنوان یکی از قدرتمندترین ابزار‌های بازاریابی، بسیار مقرون به صرفه و قابل دسترس برای کسب‌وکارهای نوپا است.

 

خلاقیت در شبکه های اجتماعی

خلاقیت در شبکه های اجتماعی موضوع جلسه استارتاپونه سوم

چگونه یک ذهن خلاق داشته باشیم؟

راههای خلاقیت در شبکه های اجتماعی

 

اسلایدر استارتاپ استارتاپونه چهارم

استارتاپ چیست؟

استارت آپ (به انگلیسی: Startup یا Start-up) را به فارسی به شرکت نوپا ترجمه کرده‌اند.

استارتاپ به یک کسب‌و‌کار نوپا گفته می‌شود که با هدف پیدا کردن مدل کسب‌و‌کار راه‌اندازی می‌شود و هیچ تضمینی برای به موفقیت رسیدن آن وجود ندارد.

استارتاپ یا استارت‌آپ یک سرمایه‌گذاری به شکل کارآفرینی است که طی آن یک شرکت نوپا ایده‌ی جدیدی برایکسب‌و‌کار ارائه می‌دهد.

اگر چه در تعریف استارت آپ بر این مسئله تاکیدی وجود ندارد که حتماً فعالیت آن در حوزه تکنولوژی یا فن آوری اطلاعات باشد، اما به دلیل اینکه بسیاری از استارت آپ ها در سالهای اخیر، حول این زمینه‌ها شکل گرفته‌اند، گاهی در تعریف استارت آپ به این مسئله هم اشاره می‌شود که استارت آپ باید در حوزه فن آوری‌های نوین فعال باشد.

در اینجا چند تعریف استارت آپ را با هم مرور می‌کنیم:

تعریف استارت آپ به عنوان یک واژه انگلیسی در دیکشنری وبستر

استارت آپ یک کسب و کار جدید است (A New Business) (منبع)

تعریف استارت آپ توسط مرکز کسب و کارهای کوچک آمریکا (USSBA)

کسب و کاری که عموماً حول محور تکنولوژی شکل گرفته و پتانسیل رشد بالایی دارد. (منبع)

تعریف استارت آپ توسط استیو بلنک

سازمانی که در جستجوی یک مدل کسب و کار که قابل تکرار و مقیاس پذیر باشد شکل گرفته است. (منبع)

تعریف استارت آپ توسط اریک ریس

استارت آپ یک نهاد انسانی است که برای ارائه یک محصول یا خدمت جدید در شرایطی که ابهام بالایی وجود دارد به وجود آمده است.

البته اختلاف ‌بر سر تعریف استارتاپ زیاد است؛ اما نکته‌ی مشترک در همه‌ی آن‌ها این است که بر اساس یک ایده‌ی خلاقانه و جدید فعالیت آن‌ها آغاز می‌شود. این ایده‌ها بازار نیازمندی‌ها را هدف قرار می‌دهند و با ارائه‌ی یک محصول یا خدمات جدید و استفاده از تکنولوژی، خیلی سریع رشد پیدا می‌کنند.

از آنجایی که هدف از راه‌اندازی یک استارتاپ پیدا کردن مدل کسب‌و‌کار است ؛ عمر آن نمی‌تواند طولانی باشد و معمولا بعد از گذشت چند سال به موفقیت می‌رسد یا بودجه‌ی آن تمام می‌شود و شکست می‌خورد. استارتاپ‌ها برای شروع فعالیت خود لزوما نیازی به ثبت شدن شرکت ندارند و از هرجا و با هر تعداد بنیان‌گذار می‌توانند فعالیت خودشان را آغاز کنند. بودجه‌ی راه‌اندازی استارتاپ‌های معمولا کم است؛ اما اگر ایده‌ی خوبی داشته باشند خیلی زود می‌توانند مورد حمایت سرمایه‌گذاران قرار بگیرند.

اصطلاحات رایج در استارتاپ

افرادی که با استارتاپ‌ها درگیر هستند معمولا از اصطلاحات خاصی برای بیان مقاصد خود استفاده می‌کنند. در ادامه به معرفی چند نمونه از این اصطلاحات می‌پردازیم.

lean startup

نوپای ناب (Lean Startup)

متودولوژی لین استارتاپ (Lean Startup) یا نوپای ناب به شما یاد می‌دهد که چگونه یک استارتاپ را هدایت کنید، چه موقع آن را تغییر دهید و از چه راه‌هایی برای رشد آن استفاده کنید. لین استارتاپ یک رویکرد علمی برای ساختن و مدیریت کردن استارتاپ‌ به شما می‌دهد و کمک می‌کند که محصول خودتان را سریع‌تر به دست مشتری برسانید. بسیاری از استارتاپ‌ها با ایده‌ی ساختن محصول مورد نیاز مردم راه‌اندازی می‌شوند. آن‌ها ماه‌ها و حتی سال‌ها زمان صرف می‌کنند که محصول خود را به بهترین نحو شکل دهند بدون اینکه آن را به مشتری نشان بدهند. همین موضوع باعث شکست خوردن بسیاری از آن‌ها می‌شود. زیرا آن‌ها با مشتری‌ها صحبت نمی‌کنند و در مورد محصولات خود از آن‌ها بازخورد نمی‌گیرند. زمانی که مشتری‌ها نتوانند با یک استارتاپ ارتباط برقرار کنند، به ایده‌ی آن اهمیتی نمی‌دهند و درنتیجه استارتاپ شکست می‌خورد.

 

استارتاپ تک شاخ (Unicorn Startup)

استارتاپ تک شاخ یا یونیکورن استارتاپ (Unicorn Startup) به استارتاپ‌هایی گفته می‌شود که رشد سریعی دارند و به ارزش بیش از ۱ میلیارد دلار می‌رسند. این لغت اولین بار در سال ۲۰۱۳ توسط سرمایه‌گذاری به نام آیلین لی ارائه شد و او از میان حیوانات افسانه‌ای، تک شاخ را به‌عنوان نماد این مدل استارتاپ‌ انتخاب کرد. ازجمله بزرگ‌ترین استارتاپ‌هایی که در این دسته جا می‌گیرند می‌توان به Uber ،Xiaomi ،Airbnb ،Dropbox وPinterest اشاره کرد.

 

بنیان‌گذار استارتاپ (Founder)

به شخصی که استارتاپ را راه‌اندازی می‌کند بنیان‌گذار گفته می‌شود. این اشخاص معمولا علاقه‌ای به کار کردن برای دیگران ندارند و باور دارند که می‌توانند با تلاش‌های بی‌وقفه‌ی خود دنیا را تغییر دهند. این افراد می‌توانند با تعدادی از دوستان خود در این راه شریک شوند و وظایف سنگین را بین خودشان تقسیم کنند. راه‌اندازی یک استارتاپ به هیچ عنوان کار راحتی نیست و در طی آن، به بنیان‌گذاران آن فشار زیادی وارد خواهد شد. اما اگر فعالیته‌های آن‌ها موفقیت‌آمیز باشد، نتیجه‌ی آن هم از نظر احساسی و هم از نظر مالی بسیار خوب خواهد بود.

 

شتاب‌دهنده‌ی استارتاپ (Startup Accelerators)

شتاب‌دهنده‌ها شرکت‌هایی هستند که روی استارتاپ‌هایی با ایده‌های جالب و البته کاربردی سرمایه‌گذاری می‌کنند. این شرکت‌ها درصدی از مالکیت استارتاپ را می‌گیرند؛ اما در عوض خدماتی مانند آموزش توسط مربی‌ها و آشنا کردن آن‌ها با سرمایه‌گذاران و متخصصان آن رشته را برایشان فراهم می‌کنند. درواقع این شرکت‌ها شانس موفقیت استارتاپ‌ها و پیدا کردن سرمایه‌ی بالقوه برای فعالیت‌هایشان را بالا می‌برند.

 

startup

 

استارتاپ ویکند (Startup Weekend)

استارتاپ ویکند یک رویداد آموزشی-تجربی ۵۴ ساعته است که معمولا در آخر هفته برگزار می‌شود. در این رویداد افراد مختلفی مانند علاقه‌مندان به استارتاپ، توسعه‌دهندگان، برنامه‌نویسان، مدیران کسب‌و‌کارها، بازاریاب‌ها و طراحان گرافیک حضور دارند. ایده‌ها در این رویداد مطرح می‌شوند و افراد گروه تشکیل می‌دهند تا طرح اولیه یا دموی ایده‌ی خود را پیاده‌سازی کنند.

 

استارتاپ گرایند (Startup Grind)

استارتاپ گرایند یک برنامه‌ی جهانی است که در آن از کارآفرینان موفق دعوت می‌شود تا داستان موفقیت‌ و چالش‌های استارتاپ خود را با دیگران به اشتراک بگذارند. افراد می‌توانند در این برنامه با پروژه‌های یکدیگر آشنا شوند و از تجربیات هم استفاده کنند.

 

تجارت B2B

این اصطلاح کوتاه شده‌ی عبارت Business to Business است و به کسب‌و‌کاری گفته می‌شود که محصولات و خدمات خود را به یک کسب‌و‌کار دیگر ارائه می‌دهد. این نوع تجارت در مقابل تجارت بی تو سی (B2C) قرار دارد.

 

تجارت B2C

تجارت B2C مخفف عبارت Business to customers است و به کسب‌و‌کارهایی گفته می‌شود که محصولات و خدمات خود را به مشتری‌های عرضه می‌کنند.

 

تجارت C2C

نوعی از سرویس است که کاربران با استفاده از آن، خدمات و کالاهای خود را به دیگر کاربران عرضه می‌کنند. وب‌سایت‌ها و سرویس‌های خرید و فروش اجناس دست دوم، از نمونه‌های تجارت Customer to Customer هستند.

 

سرمایه‌ی بذری (Seed Funding)

همان‌طور که یک گیاه از یک بذر شروع به رشد می‌کند، یک استارتاپ نیز از یک سرمایه‌ی اولیه شروع می‌شود. به سرمایه‌ای که در مرحله‌ی اولیه راه‌اندازی استارتاپ در اختیارش قرار می‌گیرد، سرمایه‌ی بذری گفته می‌شود.

 

startup

 

واگذاری (Vesting)

به نوعی تخصیص سهامی گفته می‌شود که طی آن بعد از گذشت مدت زمانی، مقدار سهم تعیین‌شده به کارمندان داده می‌شود. به‌عنوان مثال اگر به یک کارمند ۲۰۰ سهام طی ۱۰ سال داده شود، یعنی بعد از گذشت هر سال ۲۰ سهم به او اختصاص پیدا می‌کند. این کار به کارمندان انگیزه می‌دهد که عملکرد خوبی داشته باشند و برای مدت زمان زیادی در شرکت کار کنند.

 

بنچمارک (Benchmark)

به فرآیندی گفته می‌شود که یک استارتاپ برای اندازه‌گیری موفقیت فعلی خود از آن استفاده می‌کند. سرمایه‌گذاران میزان موفقت استارتاپ‌ها را بر اساس بنچمارک‌ها می‌سنجند. به‌عنوان مثال وقتی می‌گوییم شرکت A به بنچمارک درآمد X در طی ۲ سال رسیده است یعنی این استارتاپ توانسته است طی ۲ سال میزان فروش خود را به X برساند.

 

بوت‌استرپ (Bootstrapped)

زمانی که گفته می‌شود یک شرکت بوت‌استرپ است، یعنی بودجه‌ی آن توسط خود کارآفرین یا بودجه‌ی خود شرکت تأمین شده است.

 

وام موقت (Bridge loan)

این نوع وام به Swing loan نیز معروف است و به مساعده‌هایی گفته می‌شود که بر اساس میزان درآمد به یک شخص داده می‌شود و فاصله‌ی بین درآمدهای عمده‌ را پر می‌کند.

 

startup

 

فروش (Buyout)

یک استراتژی معمول برای خروج است که طی آن سهام شرکت به فروش می‌رسد و به خریداران آن اجازه‌ی کنترل شرکت داده می‌شود.

 

سرمایه (Capital)

به دارایی‌های مالی گفته می‌شود که در حال حاضر برای استفاده در دسترس هستند. کارآفرینان از سرمایه برای آغاز استارتاپ استفاده می‌کنند و مقدار آن را افزایش می‌دهند تا به رشد استارتاپ کمک کنند.

 

دو دلیجنس (Due diligence)

به ارزیابی و تحلیل سرمایه‌گذاران از وضعیت و پتانسیل‌های سرمایه‌گذاری گفته می‌شود. این ارزیابی می‌تواند شامل بررسی سوابق مالی و اندازه‌گیری ROI باشد.

 

بازده سرمایه‌گذاری یا بازگشت سرمایه (ROI)

همان‌طور که از نامش پیدا است، برگشت سرمایه را مورد بررسی قرار می‌دهد. درواقع به پولی گفته می‌شود که به یک سرمایه‌گذار به‌عنوان درصدی از سرمایه‌‌گذاری خود در استارتاپ برگشت داده می‌شود. به‌عنوان مثال اگر یک سرمایه‌گذار مبلغ ۲ میلیون دلار برای خرید ۲۰ درصد سهام یک شرکت خرج کند و شرکت با مبلغ ۴۰ میلیون دلار به فروش برسد، این یعنی آن سرمایه‌گذار مبلغ ۸ میلیون دلار از فروش شرکت دریافت خواهد کرد.

 

startup

 

خروج (Exit)

برخی بنیان‌گذاران و سرمایه‌گذاران استارتاپ این‌گونه پولدار می‌شوند؛ Exit به متدی گفته می‌شود که یک سرمایه‌گذار و یک کارآفرین سرمایه‌ی خودشان را از شرکت خارج می‌کنند. خروج معمولا در زمان IPO و M&A اتفاق می‌افتد.

آی‌پی‌او (IPO)

زمانی است که یک استارتاپ سهام خودش را در یک فراخوان بورس برای فروش به مردم پیشنهاد می‌دهد. در این حالت یک شرکت خصوصی تبدیل به سهامی عام می‌شود و دیگر یک استارتاپ نیست.

 مالکیت و ادغام (Merge & Acquisition)

زمانی است که استارتاپ توسط یک شرکت بزرگ‌تر خریداری یا با آن ادغام می‌شود. این اتفاق به صورت دوستانه (همراه با توافقنامه) یا خصمانه (بدون توافقنامه) صورت می‌گیرد.

توافقنامه عدم ‌افشاگری (NDA)

NDA مخفف عبارت Non-disclosure agreement است و به توافقنامه‌ای گفته می‌شود که طی آن هر ۲ طرف از اطلاعات حساس و محرمانه مانند اسرار تجارت محافظت می‌کنند و آن را با شخص سوم به اشتراک نمی‌گذارند.

 

startup

 

پیوت (Pivot)

زمانی است که استارتاپ جهت استراتژی‌های خودش را سریعا تغییر می‌دهد. معمولا این تغییرات به دلیل عدم بازدهی اتفاق می‌افتند و طی آن بر ویژگی‌های دیگر محصولات یا مشتری‌ها تمرکز می‌شود.

مذاکره در آسانسور (Elevator Pitch)

فرض کنید در یک آسانسور با یک سرمایه‌گذار هم مسیر شده‌اید و تنها ۳۰ تا ۱۲۰ ثانیه فرصت دارید او را متقاعد کنید که روی ایده‌ی شما سرمایه‌گذاری کند. به ‌عبارتی شما باید در این چند ثانیه مشکل، راه‌حل آن و بازار مشتری‌ها را برای سرمایه‌گذار توضیح بدهید و او را متقاعد کنید.

نرم‌افزار به‌عنوان سرویس (SaaS)

به یک محصول نرم‌افزاری گفته می‌شود که از راه دور به وسیله‌ی اینترنت یا سیستم رایانش ابری کنترل می‌شود.

 

 

مقاله چگونه استارتاپ خود را راه اندازی کنیم

چگونه استارتاپ خود را راه اندازی کنیم؟

دنیای استارتاپ پر از آدم‌هایی است که می‌خواهند موفق شوند و در این راستا تلاش بسیار زیادی می‌کنند، اما دستِ آخر نمی‌توانند کسب‌وکار خود را به‌درستی راه‌اندازی کنند. چرا چنین چیزی اتفاق می‌افتد؟ بخش زیادی از دلایل به این موضوع باز می‌گردند که بسیاری از کارآفرین‌ها، چگونگی راه اندازی استارتاپ و رساندن کسب‌وکار خود از «نقطه‌ی الف» به «نقطه‌ی ب» را نمی‌دانند. «نقطه‌ی الف» جایی است که ایده یا ایده‌‌ های استارتاپی فوق‌العاده‌ در ذهن کارآفرین وجود دارد و «نقطه‌ی ب» جایی است که استارتاپ به امنیت، ثبات و رشدی نسبی در بازار رسیده است و کسب درآمد می‌کند.

از زمانی که ایده شروع یک استارت آپ به ذهن می رسد تا مرحله سوددهی باید مراحلی را طی کرد که مثل یک بازی می ماند. این بازی اینگونه است : مرحله بعد زمانی شروع می شود که مرحله قبل به پایان رسیده باشد .

مراحل ساخت استارتاپ

۱. فقط شروع کنید

بنا‌بر تجربه‌ی ما، در دنیای کسب‌وکار، شروع سریع مهم‌تر از شروع دقیق است. به این واقعیت فکر کنید که اگر کسب‌وکار خود را آغاز نکنید، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. باید قادر باشید تا هر چیزی را که شما را از شروع کردن باز می‌دارد، از چیزهای خیلی کوچک گرفته تا مهم‌ترین‌ها، نادیده بگیرید یا به‌سرعت آنها را برطرف کنید و سپس :

  • اولین خط از کد خود را بنویسید؛
  • دامنه‌ی سایت موردنظر خود را ثبت کنید؛
  • محصول خود را روی کاغذ بکشید؛
  • نمونه‌ی اولیه‌ای از محصول خود را طراحی و پیاده‌سازی کنید.

هیچ چیز جز خودتان مانع شروع استارتاپ شما نیست. اولین چیزهایی را که برای شروع نیاز دارید انجام دهید.

 

۲. ایده و تیم :

این مرحله را اصطلاحا مرحله ایده یا کشت گوییم. نیازسنجی، شناخت رقبا و تحلیل بازار از مهمترین کارهایی است که باید مدنظر قرار بگیرد. چندین مورد از استارت آپ های مشابه ایده خود را ببینید،‌ تحلیل و بررسی کرده و بدنبال کاری که زیاد انجام شده است نروید. نگاه به موفق ترین ها در این حوزه و استفاده از فرصت هایی که بوجود می آید، کمک بزرگی در رشد ایده شما خواهد کرد. بعنوان مثال فیلتر بودن یوتیوب فرصتی را برای پیدایش آپارات بوجود آورد و یا جهش بزرگ ای نتورک(Anetwork) که با فیلترینگ تصادفی گوگل ادسنس (Google Adsense) رخ داد، از جمله مثال هایی بود که اهمیت استفاده از فرصت ها را بیان می کرد.

توجه داشته باشید اینگونه کارها به تنهایی انجام پذیر نیست،‌ پس به فکر یک تیم کوچک باشید.

۳. نمونه اولیه  : 

یک نام برای طرح خود انتخاب کرده  و آن را نهایی کنید . نامی که تلفظش راحت و مردم آن را بخاطر بسپارند .

نوشتن طرح کسب و کار(Business Plan) که شامل تمام موارد مالی، سود و زیان ها، مجوزها ، برنامه نویسی اپلیکیشن اندروید و جزئیات دیگرباشد، اجباری است چراکه راه اندازی یک استارت آپ نیاز به سرمایه دارد و اگر بدنبال یک سرمایه گذار خارجی باشید بدون داشتن بیزینس پلن موفق نخواهید شد.

تولید یک (MVP (Minimum Viable Product که به عنوان حداقل محصول پذیرفتنی شناخته میشود در این مرحله جهت آزمایش تهیه میشود. نکته مهم اینجاست که نه روی MVP1 (اولین محصول) زیاد بمانید و نه در طول مدت زمان کوتاهی به MVP20  برسید.

 

۴. بازتولید و راه اندازی :

زمان آن رسیده که ایده به مرحله تولید و راه اندازی برسد. با افرادی که می توانند به شما کمک کنند مشورت کنید. برای هر بخش یک متخصص انتخاب کنید. به یاد داشته باشید همکاری تیمی رمز موفقیت شماست. استارتاپ خود را پس از تولید از جنبه های مختلف بررسی کنید و خود را همیشه به جای کسانی قرار دهید که می خواهند از استارتاپ شما استفاده کنند

وقتی کسب‌وکاری را شروع می‌کنید، به‌طور حتم پاسخ تمام سؤالات خود را نمی‌دانید. مثلا می‌خواهید شرکت خود را ثبت کنید. اما آیا باید مسئولیت محدود باشد یا تعاونی و ….؟

شما باید برای پیدا کردن پاسخ خود از مؤسسات ثبت شرکت یا وکیلی کمک بخواهید و آن مؤسسه یا شخص، شما را راهنمایی می‌کند و می‌گوید که چه نوع شرکتی برای استارتاپ شما مناسب است. اما بعد چه؟ شما باید از آنها بخواهید تا برایتان کار ثبت شرکت را انجام دهند. به این ترتیب شما به‌سرعت توانسته‌اید تا فرد خبره‌ای را در ازای مبلغ کمی در استارتاپ خود به کار بگمارید. این مبلغ را از کجا بیاورید؟ شما می‌توانید با دادن بخشی از سهام خود به شخص موردنظر یا پرداخت به‌صورت چک یا معوقه، این موضوع را حل کنید.

وقتی مشکلی ایجاد می‌شود و شما پاسخ آن را نمی‌دانید، کسی را پیدا کنید که راه‌حل آن مشکل را می‌داند. سپس آن متخصص به شما راه‌حلی را پیشنهاد می‌کند، در هر زمینه از کسب‌وکار خود این عمل را انجام دهید. از مراحل تولید گرفته تا طراحی لوگو یا حسابداری و … از آن شخص بخواهید تا این کارها را برای شما انجام دهد.

استارتاپ شما بیش از آنچه خودتان در چنته دارید، به کمک‌های مختلف، دانش و مهارت‌های حرفه‌ای احتیاج دارد. از افراد بخواهید تا برای شما کار کنند.

 

 ۵. رشد و اندازه گیری

برای رشد برند خود از قدرت شبکه های اجتماعی غافل نشوید و تا جای ممکن سعی در مطرح کردن خود در این حوزه باشید. یک کارآفرین موفق خستگی ناپذیر است و در کارش استمرار دارد.

هنر کسب و کار این است که بتوانید ارزیابی عملکرد و پیمایش پیشرفت را بررسی و سنجش کنید. استفاده از نمودارهای پینگ و داشبوردهای مدیریتی کمک شایانی به شما خواهد کرد.

رشد به معنای شکافتن، دگرگونی، فروش و انجام کارهایی بیش از درخواست پول است. اگر شما در کسب‌وکار خود راه جدیدی ایجاد کرده‌اید، این نشانه‌ی واقعی رشد شما خواهد بود.

 

۶. بودجه و قانون

همانطور که شناخت حقوق و قوانین و مجوز های لازم برای فعالیت کسب و کار های اینترنتی در همه کسب و کارها نیاز است،‌ راه اندازی استارتاپ نیز در این زمینه مستثنی نیست و دانستن آن مهم است. در مراحل بعدی نیاز به گسترش تیم حس خواهد شد لذا داشتن تیم کارامد و بودجه تبلیغات به پول وسرمایه نیاز دارد. این مرحله را کشت ایده یا سید فاندینگ‌ (Seed Funding) گویند. این سرمایه را یا خودتان باید فراهم کنید یا به سراغ مراکز رشد انکوباتور(ّIncubator)  و شتاب دهنده ها بروید که به آن ها سرمایه گذاران ریسک پذیر(VC:Venture Capital)  گویند.

“انکوباتور (Incubator)  یک ابزار آزمایشگاهی است که در آزمایشگاههای بیولوژی برای رشد دادن نمونه های زنده مانند سلول ها یا میکروب ها بکار می رود“

LLC (شرکت های با مسئولیت محدود) یکی از محبوبترین گزینه ها برای استارتاپ ها است.

در پاسخ به چگونگی راه اندازی استارتاپ به چیزی فراتر از سخت کوشی و اشتیاق نیاز دارید. الهام و کمک گرفتن از مهارت‌های یک هم‌بنیان‌گذار، در این مسیر به شما کمک خواهد کرد. افرادی که سرمایه گذاری جسورانه انجام می‌دهند، به جای سرمایه گذاری بر افراد، بیشتر علاقه‌‌مند سرمایه‌گذاری روی استارتاپ‌هایی هستند که به‌صورت تیمی فعالیت دارند. حتی داشتن سه هم‌بنیان‌گذار هم موضوع عجیبی نیست، زیرا می‌توان فرض کرد که شما سلسله‌مراتب واضحی برای تصمیم گیری دارید.

هم‌بنیان‌گذاران مهارت‌های ناقص شما را کامل می‌کنند و اینگونه حتی فراتر از چیزی که فکر می‌کنید پیش خواهید رفت.

 

۷. استخدام و تیم‌

شما در مرحله ای قرار دارید که باید تیم خود را کامل کنید و مسئولیت ها را تقسیم بندی کنید پس یک نقشه کلی از وظایف تهیه کنید و بنا به نیازها شروع به استخدام مناسبترین ها کنید. توجه کنید دیگر نیاز به شریک و سهام دار ندارید و صرفا روی استخدام تمرکز داشته باشید.

کارفرما شدن به معنای حجم بالایی از کارها و مسئولیت‌هایی است که باید به‌سرعت به پایان برسانید. هرچند چنین موضوعی سرعت استارتاپ شما را پایین می‌آورد و افراد کمی هستند که مایل به غرق شدن در راه‌ اندازی استارتاپ و کار کردن به‌صورت دائمی باشند.

به‌جای استخدام کارمند، از نیروی قراردادی استفاده کنید. در این صورت از هر شخصی براساس استعداد و توانایی‌‌هایش کمک خواهید گرفت و در مسیر انجام کارها، همه چیز را تا پایان کار در اختیار دیگران نخواهید‌ گذاشت و کنترل بهتری برای به نتیجه رساندن کارها خواهید داشت. اینگونه پاسخ به سؤالات ذهنی‌تان برای چگونگی راه اندازی استارتاپ شفاف‌تر و واضح‌تر خواهد بود.

با کسی کار کنید که شما را به سوی عملکردی فوق‌العاده سوق می‌دهد

یکی از دلایلی که استیو جابز توانست شرکت اپل را به یکی از خلاق‌ترین و باارزش‌ترین برند های دنیا تبدیل کند، این بود که او می‌توانست افراد را به سمت فعالیت بیشتر سوق دهد.

او می‌گوید: «کار من آسان‌گیری به افراد نیست. کار من این است که از آنها افراد بهتری بسازم. کار من این است که بخش‌های مختلف شرکت را به همکاری با یکدیگر وا دارم و راه را برای این موضوع هموار و شفاف کنم و منابع را برای پروژه‌های کلیدی آماده سازم. ما برای این منظور، افراد فوق‌العاده‌ای را در اختیار داریم و سعی می‌کنیم که آنها را تشویق کنیم تا همواره بهتر از پیش باشند و با دیدگاهی تهاجمی با چگونگی انجام کارهای خود مواجه شوند.»

بله، استیو جابز شخصیتی تهاجمی و حتی غیرمهربان داشت، اما درمورد چگونگی راه اندازی استارتاپ او این توانایی را داشت تا از افراد، عملکردی بهتر از آنچه خودشان فکر می‌کرده‌اند، دریافت کند. شما می‌توانید چنین ویژگی‌هایی را در هم‌بنیان‌گذار خود، شریک تجاری، دوست و مربی یا کارمندتان پیدا کنید و از این مهم‌تر می‌توانید سطح انتظار مشابهی از اعضای تیم خود داشته باشید. همانطور که استیو جابز گفته است: «با داشتن توقع از افراد برای انجام فوق‌العاده‌ی کارها، می‌توانید آنها را به سمت کارهای عالی و داشتن عملکردی فوق‌العاده سوق دهید.»

 

۸. ساخت شرکت

استارتاپ شما زمانی رسمیت پیدا می کند که در چاچوب یک مکان فیزیکی نیز قرار بگیرد و مجوزهای لازم را کسب کند. با مسائل اداری بیشترآشنا شوید و به کسب و کار خود رنگ و بوی تازه ای بدهید. یادگیری مسائل اقتصادی و امور حسابداری را در برنامه کاری روزانه تان قرار دهید .

در پاسخ به چگونگی راه اندازی استارتاپ یکی از بهترین توصیه‌ها این است که صرفا نگران این موضوع که درآمد شما از کجا خواهد آمد، نباشید. یک محصول یا خدمت خوب همیشه راه خود را برای کسب درآمد می‌یابد.

این موضوع درست است. تمرکز نزدیک‌بینانه بر کسب درآمد و پول، شما را به‌طور کلی از مسیر کسب‌وکار خارج می‌کند. فرقی نمی‌کند که با سرمایه شروع کرده‌اید یا وام گرفته‌اید یا مدل قیمت گذاری فوق‌العاده‌ای دارید، ذهن خود را از این موضوعات خالی کنید و بگذارید تا استارتاپ‌تان مراحل رشد خود را طی کند. رشد همیشه مساوی با افزایش سرمایه‌ی استارتاپ نیست. رشد به معنای شکافتن، دگرگونی، فروش و انجام کارهایی بیش از درخواست پول است. اگر شما در کسب‌وکار خود راه جدیدی ایجاد کرده‌اید، این نشانه‌ی واقعی رشد شما خواهد بود.

 

۹. بازاریابی و فروش

هر کسب و کاری در نهایت به فروش و درامدزایی می اندیشد و هدفش کسب سود است. در اینجا بحث تبلیغات و بازاریابی مطرح می شود. اهمیت تبلیغات و اثربخشی آن به اندازه ای بالاست که عده ای معتقدند ۹۸٪ از درآمد باز هم باید صرف تبلیغات شود. پس اول فکرکنید،‌ بعد تبلیغ. دقت کنید امروزه یکی از پرطرفدارترین رشته های دانشگاهی بازاریابی و بازرگانی است پس یا با علم وارد شوید یا از افرادی در تیم خود استفاده کنید که در این خصوص خبره باشند.

بازاریابی، یکی از بهترین چیزهایی است که باید برای استارتاپ خود انجام دهید. وقتی برای محصول یا خدمت خود بازاری پیدا می‌کنید، درمقابل افرادی قرار خواهید گرفت که مایل هستند از شما خرید کنند. بازاریابی تلف کردن زمان نیست و یکی از بهترین سرمایه‌گذاری‌ها در ابتدای راه‌اندازی استارتاپ شما خواهد بود.

 

۱۰. موفقیت و مشاوره

تبریک . رسالت شما به پایان رسید. ولی این پایان راه نیست. جذب مشتری یک پروسه سخت است و نگه داشتن و افزایش آن سخت تر و با مطالعه، مشاوره و بروز بودن به کسب و کار خود رونق دهید.

استارتاپ تنها در ذهن خود کارآفرین وجود ندارد. استارتاپ در چشم‌انداز مشتریان فعلی و بالقوه نیز وجود دارد.

اگر مردم بخواهند که محصول شما را خریداری یا استفاده کنند، شما باید هرچیزی را که می‌توانید درباره‌ی مشتریان خود یاد بگیرید. بقا یا نابودی استارتاپ شما به میزان پذیرش محصول و خدمات شما وابسته است.

هرچه سریع‌تر درباره‌ی افکار مشتریان‌تان نسبت به محصولات و خدمات خود بدانید، زودتر می‌توانید مسیر خود را اصلاح کنید و خدمات و محصولات‌تان را به‌شکل بهتری به آنها ارائه دهید.

منابع : چطور – تابان شهر

گیمفیکیشن در استارتاپونه دوم

گیمیفیکیشن موضوع جلسه دوم استارتاپونه

گیمیفیکیشن (بازیوارسازی) استفاده از خصوصیت‌ها و تفکرات بازی گونه است در زمینه‌هایی که ماهیت بازی ندارند. انگار کردن کار به بازی یا بازی انگاری را می‌توان مفهومی قدیمی دانست که چند سالی است دیدگاهی آکادمیک و منسجم گرفته. مفهوم اولیه بازی انگاری را می‌توان اینطور بیان کرد: استفاده کردن از انگیزاننده‌های طبیعی برای به حرکت درآوردن مخاطب. از آنجا که یکی از انگیزاننده‌های جذاب برای انسان تفریح و بازی است، این نقطه را می‌توان همان نقطهٔ آغازین مفهوم بازی انگاری دانست.

تعریف رسمی

تاکنون تعریف استاندارد و رسمی ای برای بازی انگاری ارائه نشده و اغلب افراد فعال در این زمینه این مفهوم را با اندکی تفاوت بکار می‌برند، ولی در بین همهٔ آنها تعریفی که بیشترین مقبولیت را داراست همان تعریف فوق به معنای انگاشتن کار به بازی می‌باشد: استفاده از خصوصیت‌ها و تفکرات بازی گونه، در زمینه‌هایی که ماهیت بازی ندارند.

 

گیمفیکیشن جلسه دوم استارتاپونه

 

زمینه‌های پرکاربرد

مفهوم بازی انگاری را هم اکنون می‌توان در بسیاری از زمینه‌های تجاری و محصولات، آموزشهای اجتماعی، پزشکی، درمان اختلالات فکر و ذهنی، درمان فراموشی یا حتی آموزش‌های نظامی مشاهده کرد، و چیزی که در همهٔ آنها مشترک می‌باشد سعی در بیشینه کردن یادگیری و درگیر ساختن کاربر با محصول (و یا مفهوم مورد نظر) است. در حقیقت، از بازی انگاری می‌توان جهت ایجاد جذابیت در یادگیری، انجام فرایندهای تکراری یا کارهای غیر جذاب برای مقاصد غیر بازی گونه استفادهٔ نمود، و این خاصیت را می‌توان مهمترین دلیل فراگیری این زمینه جدید در عرصه‌های مختلف دانست.

 

قابلیت ها

گیمیفیکیشن به صورت گسترده‌ای در بازاریابی استفاده می‌شود. بیشتر از ۷۰ درصد از لیست شرکتهای Forbes Global 2000 طرحی برای استفاده از گیمیفیکیشن برای اهداف بازاریابی و حفظ مشتری دارند. برای مثال در نوامبر ۲۰۱۱ شریک استرالیایی شرکت یاهو در زمینه پخش رسانه‌های آنلاین نرم‌افزار موبایل خود با نام Fango را اجرا کرده‌است که در آن تماشاگرهای تلویزیون از این برنامه استفاده می‌کنند تا با برنامه‌های اجرا شده از طریق تکنیک‌هایی مانند بررسی و بج (Badge) تعامل کنند. در فوریه ۲۰۱۲ برنامه بالغ بر ۲۰۰٫۰۰۰ بار اجرا شده‌است. گیمیفیکیشن همچنین برای برنامه‌های مشتریان وفادار نیز به کار می‌آید. در سال ۲۰۱۰ استارباک (برند آمریکایی فروش قهوه) یک سری بج به برنامه Foursquare داد تا این برنامه بتواند تخفیف‌هایی را برای شهرداران هر منطقه در نظر بگیرد (شهردار در این برنامه به افرادی اطلاق می‌شود که به غنای محتوایی برنامه در محل خودشان کمک کنند). همچنین طرحهایی برای استفاده از گیمیفیکیشن برای هوش رقابتی و ترغیب مردم برای پر کردن نظرسنجی‌ها و در تحقیقات بازار برای بازشناسی برندها وجود دارد. گیمیفیکیشن همچنین با نرم‌افزارهای پشتیبانی (Help Desk) نیز تلفیق شده‌است. در سال ۲۰۱۲ Freshdesk به عنوان یک نرم‌افزار خدمات به مشتری قابلیت‌های گیمیفیکیشن را به برنامه‌های خود افزود که در آنها به عوامل براساس کارایی شان بج‌هایی تعلق می‌گرفت.

گیمیفیکیشن همچنین به عنوان ابزاری برای ترغیب مشتری و دلگرم کردن رفتارهای مورد نیاز در بعضی از سایت‌ها نیز به کار می‌رود. به علاوه گیمیفیکیشن به سادگی برای افزایش ترغیب در سایتهایی که براساس سرویس‌های شبکه‌های اجتماعی ساخته شدند نیز به کار می‌رود.

 

چارچوب های پیاده سازی گیمیفیکیشن

چارچوب های پیاده سازی گیمیفیکیشن یا اصطلاحا Framework ها روش های برای پیاده سازی گیمیفیکیشن هستند چند مورد از چارچوب های مطرح به شرح ذیل می باشند :

  1. چارچوب ورباخ
  2. چارچوب زیکرمن
  3. چارچوب یوکای چو

کاربرد گیمیفیکیشن در بازاریابی محتوا

برای استفاده از راهبردهای بازی‌گونه در بازاریابی محتوایی، نیازی نیست که حتما بخشی از یک سازمان بزرگ باشید یا بودجه بازاریابی کلانی در دست داشته باشید. از بازی وار سازی تقریبا برای هر محصول و خدماتی می‌توان استفاده کرد و با هر بودجه‌ای قابل انطباق است. در این بخش توصیه‌هایی برای کمک به شما در استفاده از بازی وار سازی در بازاریابی محتوایی ارائه می‌شود.

 

بازی وارسازی در تجارت الکترونیک

در دنیای جدید که صدها فروشگاه آنلاین هر روزه ظاهر می‌شوند، در صدر بودن کار بسیار سختی است.

این یعنی باید به سختی کار کنید، با موضوعات داغ بازاریابی حرکت کرده و تکنیکهای جدید را پیاده‌سازی نمایید. تب خرید از فروشگاه‌های آنلاین به شدت در حال شیوع بوده و فروشگاه‌های آنلاین در ایران رو به رشد می‌باشند. این بازار نوپا در حال حاضر مشتریان بالقوهٔ بسیار زیادی دارد اما نکتهٔ مهم این است که در آینده‌ای بسیار نزدیک، بازار اشباع شده و این فروشگاه‌ها شروع به رقابت برای جذب مشتریان یکدیگر می‌نمایند. این همان نقطه‌ای است که ابزاری مانند گیمفیکیشن بشدت با اهمیت خواهد شد. اگر چه سیاست درست این است که یک فروشگاه آنلاین از ابتدا با پیاده‌سازی گیمیفیکیشن، وفاداری مشتریان به سایت را افزایش دهد.

 

گیمیفیکیشن در آموزش

دسترسی به آموزش‌های پیشرفته، مخصوصاً برای مردم کشورهای در حال توسعه، به‌طور بازدارنده ای گران و تنها برای نخبگان و ثروتمندان جامعه قابل استفاده است. بازی کاری با شماری از روندها که اشتیاق و درگیری دانش آموزان نسبت به یادگیری را تغییر می‌دهند، ادغام شده و دسترسی به آموزش و شناسایی استعدادها را تسهیل نموده‌است.

یکی از جدیدترین این راهکارها استفاده از مفاهیم مرتبط با بازی در طراحی دوره‌های آموزشی است. استفاده از این مفهوم روز به روز در حال گسترش است. این موضوع باعث ایجاد یک فرصت عالی برای افزایش بازدهی آموزش و یادگیری افراد می‌شود. کاربست مفاهیم بازی در آموزش اجازه می‌دهد که به جای کلاس‌های خشک و خسته کننده از روش‌های جذاب و نوین و مبتنی بر فعالیت‌های ادامه‌دار و تکمیل شونده در داخل و خارج از محیط کار استفاده شود. مزیت بازی‌ها در آموزش این است که بسیار سرگرم‌کننده، ساده، قابل فهم، قابل جابجایی و بدون محدودیت زمانی و مکانی و فردی هستند. پژوهش‌ها نشان داده‌است که استفاده از عناصر بازی در محیط آموزشی انگیزه افراد را افزایش می‌دهد. همچنین استفاده از مفاهیم بازی در طراحی آموزش در مشارکت افراد در فعالیت‌های مختلف تأثیر مثبتی دارد و استفاده از جایزه‌ها و امتیازهای مجازی باعث همکاری بیشتر افراد می‌شود. استفاده از گیمیفیکیشن در آموزش باعث افزایش رضایت کاربران، تسهیل تعاملات اجتماعی، افزایش توانایی حل مسئله و حمایت کاربران از روند آموزش می‌شود. یکی از مهم‌ترین دلایل استفاده از گیمیفیکیشن، تبدیل آموزش به سرگرمی و تشویق نوآوری و خلاقیت می‌باشد.

در سایت های بین المللی و مشهوری چون Coursera ، Udemy که از برترین وب سایت ها در حوزه آموزش آنلاین میباشند از این مفهوم استفاده شده است.در کشور ایران نیز پلتفرم های مختلفی چون فرانش، وب یاد، پاد و کلاسور از اِلمان های گوناگون گیمیفیکیشن برای افزایش تعامل مخاطبین و کاربران استفاده کرده اند.

 

گیمیفیکیشن در بازاریابی

برای بازاریابان، گیمیفیکیشن راهی برای به کارگیری حس عمیق برنده شدن در معامله فروش یک محصول یا خدمت است. استفاده از گیمیفیکیشن برای مصرف کننده شما به یادماندنی است و می تواند این حس خوب را درباره جزئیات بازیگونه با دوستان اجتماعی خود به اشتراک گذارد.

به کارگیری گیمیفیکیشن جهت افزایش دفعات استفاده مصرف کننده ازنرم افزار شما می تواند سطح جذب شدن آنها به نام تجاری شما را به شدت افزایش دهد. این رویکرد می تواند تصمیمات خرید آینده آنها را به صورت مثبت مورد تاثیر قرار دهد. در ادامه با بعضی نکات که می توان از گیمیفیکیشن در پیاده سازی استراتژی بازاریابی خود استفاده کرد آشنا می شویم.

از دیگر استفاده های گیمیفیکیشن، افزایش ترافیک سایت و تعیین رفتارهای موردعلاقه کاربر، مانند امتیاز گرفتن، بازشدن مراحل یا خدماتی پس از بازدید های متوالی و با فاصله های زمانی مشخص میباشد که مجموعه این فعالیت ها باعث افزایش ترافیک، رتبه سایت و رتبه الکسا برای سایت موردنظر خواهد شد.

 

تاریخچه گیمیفیکیشن

واژه گیمیفیکیشن اولین بار در سال ۲۰۰۲ ابداع شد، ولی تا سال ۲۰۱۰ چندان مورد استقبال قرار نگرفت. این مفهوم در سال ۲۰۰۸ در زمینه رسانه‌های دیجیتال مطرح شد و با انتشار کتاب چگونگی استفاده از مکانیزم‌های بازی رواج پیدا کرد. در سال ۲۰۱۱ این رویکرد مورد توجه شرکت‌های سرمایه‌گذاری قرار گرفت و همزمان تحقیقات و مطالعات دانشگاهی فراوانی دربارهٔ آن آغاز شد. شرکت‌های متعدد با درک فرصت ایجاد شده به واسطه این نگاه تازه، در این حوزه سرمایه‌گذاری کردند و به ارائه خدمات بازی آفرینی به آنها پرداختند.

قبل از استفاده از اصطلاح بازی آفرینی، بسیاری از طراحان و محققان در مورد نقش شادی و بازی در برنامه‌های کامپیوتری تحقیق می کردند. دراپر در اواخر دهه ۹۰ تحقیقی با عنوان «بررسی شادی به عنوان یک عنصر در طراحی نرم‌افزار» انجام داد. با اهمیت روزافزون تجربه کاربری، تحقیقات و پروژه‌های متعددی در مورد سنجش نقش لذت، شادی و بازی در تجربه کاربری انجام شد. ایده ای که در پس استفاده از سرگرمی در نرم‌افزار وجود داشت نه تنها ساده‌تر کردن رابط کاربری، بلکه گنجاندن لذت در استفاده از آن بود که باعث بروز احساسات مثبت در کاربر از طریق چیزهایی مانند صدا، تصاویر، چالش و… می‌شد و از این طریق تجربه استفاده کاربر از نرم‌افزار را بهبود می‌داد.

در سال ۲۰۱۰، اصطلاح “بازی کاری” روز به روز محبوب‌تر شد و توسط شرکت‌هایی مانند بانچبال (Bunchball) و بج ویل (Badgville) برای تشریح پلتفرم‌هایی به کار رفت که برای استفاده از المان‌های بازی در وب سایت‌ها، تولید کرده بودند. سایت‌های بسیاری مانند Win Epic با استفاده از این مفهوم شروع به کار کردند.

کسب وکار آنلاین استارتاپونه

چرا باید کسب و کار آنلاین راه اندازی کنیم؟

یکی از سوالاتی که به شدت فکر افرادی که قصد راه اندازی کسب و کار آنلاین دارند را مشغول میکند این است که چرا باید کسب و کار آنلاین راه اندازی کنیم؟ و اصلا چرا ما باید به سمت آنلاین شدن کسب و کار برویم. در این مقاله به صورت کامل و دقیق به این سوال پاسخ خواهم داد و سعی میکنم با دلایل منطقی و واقعی جواب این چرایی را دهم.
چرا باید کسب و کار آنلاین راه اندازی کنیم؟ یک جمله معروف میگوید تا ۵ سال دیگه دو نوع کسب و کار وجود دارد :

  • کسب و کارهایی که الکترونیک شده اند
  • کسب و کارهایی که وجود ندارند

با خواندن این جمله واقعا میتوان به ارزش و مهم بودن راه اندازی کسب و کار آنلاین پی برد و میتوان گفت تا چند سال آینده دیگر کسب و کاری وجود ندارد که به صورت اینترنتی و آنلاین ارائه نشود. در این مقاله ۲۰ دلیل در جواب سوال چرا باید کسب و کار آنلاین راه اندازی کنیم؟ ذکر میکنیم تا شما بتوانید به راحتی تصمیم بگیرید، پس با لاین استور همراه باشید تا این دلایل رو مورد بررسی قرار دهیم.

۲۰ دلیل راه اندازی کسب و کار آنلاین

  1. سرمایه بسیار کم
  2. بازار هدف فوق العاده بزرگ
  3. صرفه جویی در هزینه ها
  4. زمان در اختیار شماست
  5. عدم محدودیت جغرافیایی
  6. آنلاین شدن کسب و کارها
  7. می‌توانید همزمان دارای چند شغل باشید
  8. لذت فوق العاده از کار کردن
  9. در خواب درآمد داشته باشید
  10. دسترسی مردم به اینترنت
  11. افزایش روز به روز گرایش مردم به خرید اینترنتی
  12. مشتریان فرا منطقه ای
  13. ارائه خدمات ۲۴ ساعته
  14. سرعت بالا
  15. حذف کاغذ بازی
  16. ارتباط پیوسته با مشتری
  17. مدیریت راحت تر و جامع تر
  18. تبلیغات و جذب مشتری با هزینه ی کمتر
  19. ارائه ی خدمات در حجم انبوه
  20. چند برابر کردن درآمد


سرمایه بسیار کم

یکی از بهترین مزیت های کسب و کارهای آنلاین، امکان راه اندازی آن با هزینه ای بسیار کمتر از کسب و کارهای سنتی است. در این روش شما میتوانید حتی با سرمایه ی کمتر از ۱۰۰ هزار تومان، کسب و کار آنلاین خود را راه اندازی کنید. اگر بخواهیم یک کسب و کار سنتی و فیزیکی راه اندازی کنیم باید هزینه بسیار بالایی متحمل شویم. مثلا برای راه اندازی یک فروشگاه موبایل سنتی باید حداقل سرمایه ای بین ۱۰۰۰ تا ۴۰۰ میلیون داشته باشیم ولی در حالت آنلاین احتیاج به این جور سرمایه ای نیست.

بازار هدف فوق العاده بزرگ

در کسب و کار سنتی نهایت بازار شما همان منطقه یا شهری است که در آن زندگی میکنید و مشتری بیشتری ندارید ولی در حالت آنلاین شما با بازاری باور نکردنی روبرو هستید. مثلا یک فروشگاه موبایل درکسب و کار سنتی نهایت بتواند به مردم شهرش گوشی موبایل بفروشد ولی در حالت آنلاین میتواند به تمام ایران گوشی موبایل بفروشد.

صرفه جویی در هزینه ها

مزیتی که باعث می شود خیلی از مردم به سمت کسب و کار آنلاین بیایند و جذب شوند کم هزینه بودن این کسب و کار است. در حالت آنلاین خیلی از هزینه ها به شدت کاهش پیدا میکند و شما نیاز نیست هزینه عجیب و غریبی کنید ولی در حالت سنتی باید هزینه های زیادی رو متحمل شوید تا یک کسب و کار آنلاین راه اندازی کنید. در بخش بالا گفتیم برای راه اندازی یک فروشگاه موبایل باید حداقل ۱۰۰ میلیون سرمایه داشته باشید ولی در حالت آنلاین اصلا نیاز به این جور هزینه هایی نیست.

زمان در اختیار شماست

در حالت آنلاین شما میتوانید هر زمان که دوست دارید کار کنید میخواهید ۲ شب کار کنید، میخواهید ۷ صبح کار کنید یا اصلا ۶ عصر کار کنید واقعا در کسب و کار آنلاین زمان در اختیار شماست و هر وقتی دوست دارید میتوانید کار کنید.

عدم محدودیت جغرافیایی

یکی از بهترین مزیت هایی که کسب و کارهای آنلاین دارند این است محدود به مکان خاصی نیست کافی است شما یک خط اینترنت و کامپیوتر داشته باشید و کارهایتان را انجام دهید. مثلا در روستا هستید به راحتی میتوانید کسب و کار آنلاین راه اندازی کنید و جای هیچ نگرانی نیست. اما در روش های سنتی متاسفانه این طور نیست.

آنلاین شدن کسب و کارها

اگه توجه کرده باشید در حال حاضر خیلی از کسب و کارها به سمت آنلاین شدن میروند این یعنی خیلی ها متوجه شده اند درآمد در این بخش است و میتوانند درآمد فوق العاده ای کسب کنند.

می‌توانید همزمان دارای چند شغل باشید

اختیار برنامه ریزی و زمانبندی، امکان خودکارسازی فعالیت ها، کاهش بالاسری‌ها و هزینه‌ها به ما این امکان را می‌دهد که بتوانیم چندین کسب و کار اینترنتی را هم زمان اداره کنیم و این به معنای داشتن چندین منبع درآمدی است و دریافت پول بیشتر است. البته به یاد داشته باشیم که با یک دست بیش از یک هنداونه بر نداریم و اول فقط با یک کسب و کار اینترنتی شروع کنیم. بعد از مدتی که آن کار سر و سامان گرفت و نیاز کمتری به حضور ما داشت آن وقت کسب و کار دوم را شروع کنیم و همین طور الی آخر. طبیعتا این کار نیز نا محدود نیست و یک نفر نمی‌تواند در آن واحد تعداد زیادی کسب و کار اینترنتی را درست اداره کند ولی نسبت به مشاغل سنتی دیگر در تعداد بیش‌تر می‌توان انجام داد.

لذت فوق العاده از کار کردن

لذت فوق العاده از کار کردن، یکی از بهترین مزیت های کسب و کارهای آنلاین است چون اکثر مردم به شغلی مشغول هستند که آن را دوست ندارند و روی اجبار آن را انجام می دهند. (حتما در اطراف خود دیده اید) ولی کسب و کارهای اینترنتی بر اساس علاقه و توانمندی های افراد شکل می‌گیرند که اگر غیر از این باشند محکوم به شکست هستند. بنابراین همواره مشغول کاری هستیم که عاشق آن هستیم.

در خواب درآمد داشته باشید

یکی از بهترین و جالبترین مزیت های های کسب و کارهای آنلاین این است وقتی شما خواب هستید میتوانید کسب درآمد کنید. میتوان گفت تقریبا امکان خودکار سازی همه فعالیت‌ها در یک کسب و کار اینترنتی وجود دارد. و این باعث می‌شود که حضور شما عمدتا محدود به تولید محتوا ، برنامه ریزی، راه‌اندازی و پیگیری‌ها شود. چیزی شبیه خلبان خودکار که فقط برای بلند شدن و نشستن نیاز به حضور خلبان هست و باقی مدت پرواز توسط سیستم ها هواپیما هدایت می‌شود.
بنابراین وقتی در محل کسب و کار خود حضور نداریم، مسافرتیم یا حتی در خواب هستیم مشتری به سایت مراجعه کرده محصولات ما را می‌بیند، سفارش خود را می دهد، پول را پرداخت می کند و محصول را دریافت می دارد!

تصویر مرتبط

دسترسی مردم به اینترنت

بر اساس آمارها، بیش از ۷۰ درصد مردم ایران به اینترنت دسترسی دارند یعنی این که از ۸۰ میلیون ایرانی، ۵۶ میلیون داری اینترنت هستند یعنی یک بازار ۵۶ میلیونی وجود دارد که شما میتوانید محصولات و خدماتتان ر به آنها عرضه کنید.

افزایش روز به روز گرایش مردم به خرید اینترنتی

خدا رو شکر در چند سال اخیر استقبال مردم از فروشگاه های اینترنتی روز به روز در حال افزایش است و مردم بیشتر از سایت ها و فروشگاه های اینترنتی خرید میکنند مثلا خود دیجی کالا در یک جشنواره نزدیک ۱۰۰ هزار سفارش دریافت کرد در قالب یک الی دو روز که واقعا آمار فوق العاده ای است. علاوه بر گرایش مردم به خرید اینترنتی، اعتماد مردم به خرید اینترنتی به شدت افزایش پیدا کرده است طوری که مثلا در سایت دیجی کالا خودروهای ۳۰۰ میلیونی فروخته می شود.

مشتریان فرا منطقه ای

یکی از جالب ترین علل راه اندازی کسب و کار آنلاین ارائه خدمات فرا منطقه ای است یعنی شما مثلا در ایران هستید ولی به شخصی خدمات یا محصول می فروشید که در اتریش و لهستان است. مثلا خیلی از دوره های آنلاین ما در کشورهای آلمان، لهستان، اتریش و . . . فروش رفته اند. به ایرانی هایی که در خارج کشور زندگی میکنند یا دانشجو هستند.

ارائه خدمات ۲۴ ساعته

در کسب و کار آنلاین میتوانید در ۲۴ ساعت به مشتریان خدمات ارائه دهید و میتوانید بدون وقفه در دسترس باشید.

سرعت بالا

سرعت در خدمات یکی دیگر از علل راه اندازی کسب و کسب آنلاین است شما از طریق کسب و کار آنلاین، میتوانید در لحظه و بصورت آنی به مشتریان خود پاسخ دهید که این منجر به اعتماد و انگیزه ی بیشتر مشتری میشود.

حذف کاغذ بازی

در کسب و کار فیزیکی بحث کاغذ بازی به شدت رواج دارد اما در کسب و کار آنلاین تمام کارهای خود را بصورت دیجیتال انجام دهید.

ارتباط پیوسته با مشتری

یک عیب در کسب و کار فیزیکی این است که نمیتوانید با مشتری به صورت مستمر ارتباط برقرار کنید اما در کسب و کار آنلاین، شما می توانید بصورت مستمر با مشتری در ارتباط باشید و مشتری را پیگیری کنید که این باعث افزایش رضایتمندی مشتری میشود.

مدیریت راحت تر و جامع تر

شما به عنوان مدیر کسب و کار آنلاین ، میتوانید به سادگی برروی کل پروسه ی ارائه ی کالا یا خدمات نظارت مستقیم داشته باشید و به راحتی گزارشهای دقیق از عملکرد آن را دریافت کنید.

تبلیغات و جذب مشتری با هزینه ی کمتر

در کسب و کارهای سنتی و فیزیکی، مارکتینگ (بازاریابی) و جذب مشتری به شدت سخت و هزینه بر است اما در کسب و کارهای آنلاین مارکتینگ و جذب مشتری به مراتب با هزینه ی کمتری انجام میشود.

ارائه ی خدمات در حجم انبوه

در کسب و کار فیزیکی یا سنی شما به صورت همزمان نهایت بتوانید به چند نفر خدمات ارائه دهید ولی در کسب و کار آنلاین میتوانید به هزاران نفر خدمات بدید.

چند برابر کردن درآمد

در کسب و کار فیزیکی یا سنتی اگر بخواهید فروشگاه خود را بزرگتر کنید باید هزینه بسیار بالایی پرداخت کنید و به شدت زمانبر است اما در کسب و کار آنلاین میتوانید به راحتی و در کمترین زمان ممکن و با چند کلیک یک بخش جدید به فروشگاه اینترنتی خود اضافه کنید.

نتیجه تصویری برای چرا باید کسب و کار آنلاین راه اندازی کنیم؟

 

چرا باید کسب و کار آنلاین راه اندازی کنیم؟

سعی کردیم در این مقاله ۲۰ دلیل منطقی و درست بیاوریم که بیشتر با کسب و کار آنلاین آشنا شوید و جواب سوالچرا باید کسب و کار آنلاین راه اندازی کنیم؟ را داده باشیم و در کنار جواب این سوال انگیزه ای در شما برای راه اندازی کسب و کار آنلاین ایجاد کرده باشیم.