نوشته‌ها

خلاقیت در شبکه های اجتماعی

خلاقیت در شبکه های اجتماعی موضوع جلسه استارتاپونه سوم

چگونه یک ذهن خلاق داشته باشیم؟

راههای خلاقیت در شبکه های اجتماعی

 

اسلایدر استارتاپ استارتاپونه چهارم

استارتاپ چیست؟

استارت آپ (به انگلیسی: Startup یا Start-up) را به فارسی به شرکت نوپا ترجمه کرده‌اند.

استارتاپ به یک کسب‌و‌کار نوپا گفته می‌شود که با هدف پیدا کردن مدل کسب‌و‌کار راه‌اندازی می‌شود و هیچ تضمینی برای به موفقیت رسیدن آن وجود ندارد.

استارتاپ یا استارت‌آپ یک سرمایه‌گذاری به شکل کارآفرینی است که طی آن یک شرکت نوپا ایده‌ی جدیدی برایکسب‌و‌کار ارائه می‌دهد.

اگر چه در تعریف استارت آپ بر این مسئله تاکیدی وجود ندارد که حتماً فعالیت آن در حوزه تکنولوژی یا فن آوری اطلاعات باشد، اما به دلیل اینکه بسیاری از استارت آپ ها در سالهای اخیر، حول این زمینه‌ها شکل گرفته‌اند، گاهی در تعریف استارت آپ به این مسئله هم اشاره می‌شود که استارت آپ باید در حوزه فن آوری‌های نوین فعال باشد.

در اینجا چند تعریف استارت آپ را با هم مرور می‌کنیم:

تعریف استارت آپ به عنوان یک واژه انگلیسی در دیکشنری وبستر

استارت آپ یک کسب و کار جدید است (A New Business) (منبع)

تعریف استارت آپ توسط مرکز کسب و کارهای کوچک آمریکا (USSBA)

کسب و کاری که عموماً حول محور تکنولوژی شکل گرفته و پتانسیل رشد بالایی دارد. (منبع)

تعریف استارت آپ توسط استیو بلنک

سازمانی که در جستجوی یک مدل کسب و کار که قابل تکرار و مقیاس پذیر باشد شکل گرفته است. (منبع)

تعریف استارت آپ توسط اریک ریس

استارت آپ یک نهاد انسانی است که برای ارائه یک محصول یا خدمت جدید در شرایطی که ابهام بالایی وجود دارد به وجود آمده است.

البته اختلاف ‌بر سر تعریف استارتاپ زیاد است؛ اما نکته‌ی مشترک در همه‌ی آن‌ها این است که بر اساس یک ایده‌ی خلاقانه و جدید فعالیت آن‌ها آغاز می‌شود. این ایده‌ها بازار نیازمندی‌ها را هدف قرار می‌دهند و با ارائه‌ی یک محصول یا خدمات جدید و استفاده از تکنولوژی، خیلی سریع رشد پیدا می‌کنند.

از آنجایی که هدف از راه‌اندازی یک استارتاپ پیدا کردن مدل کسب‌و‌کار است ؛ عمر آن نمی‌تواند طولانی باشد و معمولا بعد از گذشت چند سال به موفقیت می‌رسد یا بودجه‌ی آن تمام می‌شود و شکست می‌خورد. استارتاپ‌ها برای شروع فعالیت خود لزوما نیازی به ثبت شدن شرکت ندارند و از هرجا و با هر تعداد بنیان‌گذار می‌توانند فعالیت خودشان را آغاز کنند. بودجه‌ی راه‌اندازی استارتاپ‌های معمولا کم است؛ اما اگر ایده‌ی خوبی داشته باشند خیلی زود می‌توانند مورد حمایت سرمایه‌گذاران قرار بگیرند.

اصطلاحات رایج در استارتاپ

افرادی که با استارتاپ‌ها درگیر هستند معمولا از اصطلاحات خاصی برای بیان مقاصد خود استفاده می‌کنند. در ادامه به معرفی چند نمونه از این اصطلاحات می‌پردازیم.

lean startup

نوپای ناب (Lean Startup)

متودولوژی لین استارتاپ (Lean Startup) یا نوپای ناب به شما یاد می‌دهد که چگونه یک استارتاپ را هدایت کنید، چه موقع آن را تغییر دهید و از چه راه‌هایی برای رشد آن استفاده کنید. لین استارتاپ یک رویکرد علمی برای ساختن و مدیریت کردن استارتاپ‌ به شما می‌دهد و کمک می‌کند که محصول خودتان را سریع‌تر به دست مشتری برسانید. بسیاری از استارتاپ‌ها با ایده‌ی ساختن محصول مورد نیاز مردم راه‌اندازی می‌شوند. آن‌ها ماه‌ها و حتی سال‌ها زمان صرف می‌کنند که محصول خود را به بهترین نحو شکل دهند بدون اینکه آن را به مشتری نشان بدهند. همین موضوع باعث شکست خوردن بسیاری از آن‌ها می‌شود. زیرا آن‌ها با مشتری‌ها صحبت نمی‌کنند و در مورد محصولات خود از آن‌ها بازخورد نمی‌گیرند. زمانی که مشتری‌ها نتوانند با یک استارتاپ ارتباط برقرار کنند، به ایده‌ی آن اهمیتی نمی‌دهند و درنتیجه استارتاپ شکست می‌خورد.

 

استارتاپ تک شاخ (Unicorn Startup)

استارتاپ تک شاخ یا یونیکورن استارتاپ (Unicorn Startup) به استارتاپ‌هایی گفته می‌شود که رشد سریعی دارند و به ارزش بیش از ۱ میلیارد دلار می‌رسند. این لغت اولین بار در سال ۲۰۱۳ توسط سرمایه‌گذاری به نام آیلین لی ارائه شد و او از میان حیوانات افسانه‌ای، تک شاخ را به‌عنوان نماد این مدل استارتاپ‌ انتخاب کرد. ازجمله بزرگ‌ترین استارتاپ‌هایی که در این دسته جا می‌گیرند می‌توان به Uber ،Xiaomi ،Airbnb ،Dropbox وPinterest اشاره کرد.

 

بنیان‌گذار استارتاپ (Founder)

به شخصی که استارتاپ را راه‌اندازی می‌کند بنیان‌گذار گفته می‌شود. این اشخاص معمولا علاقه‌ای به کار کردن برای دیگران ندارند و باور دارند که می‌توانند با تلاش‌های بی‌وقفه‌ی خود دنیا را تغییر دهند. این افراد می‌توانند با تعدادی از دوستان خود در این راه شریک شوند و وظایف سنگین را بین خودشان تقسیم کنند. راه‌اندازی یک استارتاپ به هیچ عنوان کار راحتی نیست و در طی آن، به بنیان‌گذاران آن فشار زیادی وارد خواهد شد. اما اگر فعالیته‌های آن‌ها موفقیت‌آمیز باشد، نتیجه‌ی آن هم از نظر احساسی و هم از نظر مالی بسیار خوب خواهد بود.

 

شتاب‌دهنده‌ی استارتاپ (Startup Accelerators)

شتاب‌دهنده‌ها شرکت‌هایی هستند که روی استارتاپ‌هایی با ایده‌های جالب و البته کاربردی سرمایه‌گذاری می‌کنند. این شرکت‌ها درصدی از مالکیت استارتاپ را می‌گیرند؛ اما در عوض خدماتی مانند آموزش توسط مربی‌ها و آشنا کردن آن‌ها با سرمایه‌گذاران و متخصصان آن رشته را برایشان فراهم می‌کنند. درواقع این شرکت‌ها شانس موفقیت استارتاپ‌ها و پیدا کردن سرمایه‌ی بالقوه برای فعالیت‌هایشان را بالا می‌برند.

 

startup

 

استارتاپ ویکند (Startup Weekend)

استارتاپ ویکند یک رویداد آموزشی-تجربی ۵۴ ساعته است که معمولا در آخر هفته برگزار می‌شود. در این رویداد افراد مختلفی مانند علاقه‌مندان به استارتاپ، توسعه‌دهندگان، برنامه‌نویسان، مدیران کسب‌و‌کارها، بازاریاب‌ها و طراحان گرافیک حضور دارند. ایده‌ها در این رویداد مطرح می‌شوند و افراد گروه تشکیل می‌دهند تا طرح اولیه یا دموی ایده‌ی خود را پیاده‌سازی کنند.

 

استارتاپ گرایند (Startup Grind)

استارتاپ گرایند یک برنامه‌ی جهانی است که در آن از کارآفرینان موفق دعوت می‌شود تا داستان موفقیت‌ و چالش‌های استارتاپ خود را با دیگران به اشتراک بگذارند. افراد می‌توانند در این برنامه با پروژه‌های یکدیگر آشنا شوند و از تجربیات هم استفاده کنند.

 

تجارت B2B

این اصطلاح کوتاه شده‌ی عبارت Business to Business است و به کسب‌و‌کاری گفته می‌شود که محصولات و خدمات خود را به یک کسب‌و‌کار دیگر ارائه می‌دهد. این نوع تجارت در مقابل تجارت بی تو سی (B2C) قرار دارد.

 

تجارت B2C

تجارت B2C مخفف عبارت Business to customers است و به کسب‌و‌کارهایی گفته می‌شود که محصولات و خدمات خود را به مشتری‌های عرضه می‌کنند.

 

تجارت C2C

نوعی از سرویس است که کاربران با استفاده از آن، خدمات و کالاهای خود را به دیگر کاربران عرضه می‌کنند. وب‌سایت‌ها و سرویس‌های خرید و فروش اجناس دست دوم، از نمونه‌های تجارت Customer to Customer هستند.

 

سرمایه‌ی بذری (Seed Funding)

همان‌طور که یک گیاه از یک بذر شروع به رشد می‌کند، یک استارتاپ نیز از یک سرمایه‌ی اولیه شروع می‌شود. به سرمایه‌ای که در مرحله‌ی اولیه راه‌اندازی استارتاپ در اختیارش قرار می‌گیرد، سرمایه‌ی بذری گفته می‌شود.

 

startup

 

واگذاری (Vesting)

به نوعی تخصیص سهامی گفته می‌شود که طی آن بعد از گذشت مدت زمانی، مقدار سهم تعیین‌شده به کارمندان داده می‌شود. به‌عنوان مثال اگر به یک کارمند ۲۰۰ سهام طی ۱۰ سال داده شود، یعنی بعد از گذشت هر سال ۲۰ سهم به او اختصاص پیدا می‌کند. این کار به کارمندان انگیزه می‌دهد که عملکرد خوبی داشته باشند و برای مدت زمان زیادی در شرکت کار کنند.

 

بنچمارک (Benchmark)

به فرآیندی گفته می‌شود که یک استارتاپ برای اندازه‌گیری موفقیت فعلی خود از آن استفاده می‌کند. سرمایه‌گذاران میزان موفقت استارتاپ‌ها را بر اساس بنچمارک‌ها می‌سنجند. به‌عنوان مثال وقتی می‌گوییم شرکت A به بنچمارک درآمد X در طی ۲ سال رسیده است یعنی این استارتاپ توانسته است طی ۲ سال میزان فروش خود را به X برساند.

 

بوت‌استرپ (Bootstrapped)

زمانی که گفته می‌شود یک شرکت بوت‌استرپ است، یعنی بودجه‌ی آن توسط خود کارآفرین یا بودجه‌ی خود شرکت تأمین شده است.

 

وام موقت (Bridge loan)

این نوع وام به Swing loan نیز معروف است و به مساعده‌هایی گفته می‌شود که بر اساس میزان درآمد به یک شخص داده می‌شود و فاصله‌ی بین درآمدهای عمده‌ را پر می‌کند.

 

startup

 

فروش (Buyout)

یک استراتژی معمول برای خروج است که طی آن سهام شرکت به فروش می‌رسد و به خریداران آن اجازه‌ی کنترل شرکت داده می‌شود.

 

سرمایه (Capital)

به دارایی‌های مالی گفته می‌شود که در حال حاضر برای استفاده در دسترس هستند. کارآفرینان از سرمایه برای آغاز استارتاپ استفاده می‌کنند و مقدار آن را افزایش می‌دهند تا به رشد استارتاپ کمک کنند.

 

دو دلیجنس (Due diligence)

به ارزیابی و تحلیل سرمایه‌گذاران از وضعیت و پتانسیل‌های سرمایه‌گذاری گفته می‌شود. این ارزیابی می‌تواند شامل بررسی سوابق مالی و اندازه‌گیری ROI باشد.

 

بازده سرمایه‌گذاری یا بازگشت سرمایه (ROI)

همان‌طور که از نامش پیدا است، برگشت سرمایه را مورد بررسی قرار می‌دهد. درواقع به پولی گفته می‌شود که به یک سرمایه‌گذار به‌عنوان درصدی از سرمایه‌‌گذاری خود در استارتاپ برگشت داده می‌شود. به‌عنوان مثال اگر یک سرمایه‌گذار مبلغ ۲ میلیون دلار برای خرید ۲۰ درصد سهام یک شرکت خرج کند و شرکت با مبلغ ۴۰ میلیون دلار به فروش برسد، این یعنی آن سرمایه‌گذار مبلغ ۸ میلیون دلار از فروش شرکت دریافت خواهد کرد.

 

startup

 

خروج (Exit)

برخی بنیان‌گذاران و سرمایه‌گذاران استارتاپ این‌گونه پولدار می‌شوند؛ Exit به متدی گفته می‌شود که یک سرمایه‌گذار و یک کارآفرین سرمایه‌ی خودشان را از شرکت خارج می‌کنند. خروج معمولا در زمان IPO و M&A اتفاق می‌افتد.

آی‌پی‌او (IPO)

زمانی است که یک استارتاپ سهام خودش را در یک فراخوان بورس برای فروش به مردم پیشنهاد می‌دهد. در این حالت یک شرکت خصوصی تبدیل به سهامی عام می‌شود و دیگر یک استارتاپ نیست.

 مالکیت و ادغام (Merge & Acquisition)

زمانی است که استارتاپ توسط یک شرکت بزرگ‌تر خریداری یا با آن ادغام می‌شود. این اتفاق به صورت دوستانه (همراه با توافقنامه) یا خصمانه (بدون توافقنامه) صورت می‌گیرد.

توافقنامه عدم ‌افشاگری (NDA)

NDA مخفف عبارت Non-disclosure agreement است و به توافقنامه‌ای گفته می‌شود که طی آن هر ۲ طرف از اطلاعات حساس و محرمانه مانند اسرار تجارت محافظت می‌کنند و آن را با شخص سوم به اشتراک نمی‌گذارند.

 

startup

 

پیوت (Pivot)

زمانی است که استارتاپ جهت استراتژی‌های خودش را سریعا تغییر می‌دهد. معمولا این تغییرات به دلیل عدم بازدهی اتفاق می‌افتند و طی آن بر ویژگی‌های دیگر محصولات یا مشتری‌ها تمرکز می‌شود.

مذاکره در آسانسور (Elevator Pitch)

فرض کنید در یک آسانسور با یک سرمایه‌گذار هم مسیر شده‌اید و تنها ۳۰ تا ۱۲۰ ثانیه فرصت دارید او را متقاعد کنید که روی ایده‌ی شما سرمایه‌گذاری کند. به ‌عبارتی شما باید در این چند ثانیه مشکل، راه‌حل آن و بازار مشتری‌ها را برای سرمایه‌گذار توضیح بدهید و او را متقاعد کنید.

نرم‌افزار به‌عنوان سرویس (SaaS)

به یک محصول نرم‌افزاری گفته می‌شود که از راه دور به وسیله‌ی اینترنت یا سیستم رایانش ابری کنترل می‌شود.

 

 

مقاله چگونه استارتاپ خود را راه اندازی کنیم

چگونه استارتاپ خود را راه اندازی کنیم؟

دنیای استارتاپ پر از آدم‌هایی است که می‌خواهند موفق شوند و در این راستا تلاش بسیار زیادی می‌کنند، اما دستِ آخر نمی‌توانند کسب‌وکار خود را به‌درستی راه‌اندازی کنند. چرا چنین چیزی اتفاق می‌افتد؟ بخش زیادی از دلایل به این موضوع باز می‌گردند که بسیاری از کارآفرین‌ها، چگونگی راه اندازی استارتاپ و رساندن کسب‌وکار خود از «نقطه‌ی الف» به «نقطه‌ی ب» را نمی‌دانند. «نقطه‌ی الف» جایی است که ایده یا ایده‌‌ های استارتاپی فوق‌العاده‌ در ذهن کارآفرین وجود دارد و «نقطه‌ی ب» جایی است که استارتاپ به امنیت، ثبات و رشدی نسبی در بازار رسیده است و کسب درآمد می‌کند.

از زمانی که ایده شروع یک استارت آپ به ذهن می رسد تا مرحله سوددهی باید مراحلی را طی کرد که مثل یک بازی می ماند. این بازی اینگونه است : مرحله بعد زمانی شروع می شود که مرحله قبل به پایان رسیده باشد .

مراحل ساخت استارتاپ

۱. فقط شروع کنید

بنا‌بر تجربه‌ی ما، در دنیای کسب‌وکار، شروع سریع مهم‌تر از شروع دقیق است. به این واقعیت فکر کنید که اگر کسب‌وکار خود را آغاز نکنید، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. باید قادر باشید تا هر چیزی را که شما را از شروع کردن باز می‌دارد، از چیزهای خیلی کوچک گرفته تا مهم‌ترین‌ها، نادیده بگیرید یا به‌سرعت آنها را برطرف کنید و سپس :

  • اولین خط از کد خود را بنویسید؛
  • دامنه‌ی سایت موردنظر خود را ثبت کنید؛
  • محصول خود را روی کاغذ بکشید؛
  • نمونه‌ی اولیه‌ای از محصول خود را طراحی و پیاده‌سازی کنید.

هیچ چیز جز خودتان مانع شروع استارتاپ شما نیست. اولین چیزهایی را که برای شروع نیاز دارید انجام دهید.

 

۲. ایده و تیم :

این مرحله را اصطلاحا مرحله ایده یا کشت گوییم. نیازسنجی، شناخت رقبا و تحلیل بازار از مهمترین کارهایی است که باید مدنظر قرار بگیرد. چندین مورد از استارت آپ های مشابه ایده خود را ببینید،‌ تحلیل و بررسی کرده و بدنبال کاری که زیاد انجام شده است نروید. نگاه به موفق ترین ها در این حوزه و استفاده از فرصت هایی که بوجود می آید، کمک بزرگی در رشد ایده شما خواهد کرد. بعنوان مثال فیلتر بودن یوتیوب فرصتی را برای پیدایش آپارات بوجود آورد و یا جهش بزرگ ای نتورک(Anetwork) که با فیلترینگ تصادفی گوگل ادسنس (Google Adsense) رخ داد، از جمله مثال هایی بود که اهمیت استفاده از فرصت ها را بیان می کرد.

توجه داشته باشید اینگونه کارها به تنهایی انجام پذیر نیست،‌ پس به فکر یک تیم کوچک باشید.

۳. نمونه اولیه  : 

یک نام برای طرح خود انتخاب کرده  و آن را نهایی کنید . نامی که تلفظش راحت و مردم آن را بخاطر بسپارند .

نوشتن طرح کسب و کار(Business Plan) که شامل تمام موارد مالی، سود و زیان ها، مجوزها ، برنامه نویسی اپلیکیشن اندروید و جزئیات دیگرباشد، اجباری است چراکه راه اندازی یک استارت آپ نیاز به سرمایه دارد و اگر بدنبال یک سرمایه گذار خارجی باشید بدون داشتن بیزینس پلن موفق نخواهید شد.

تولید یک (MVP (Minimum Viable Product که به عنوان حداقل محصول پذیرفتنی شناخته میشود در این مرحله جهت آزمایش تهیه میشود. نکته مهم اینجاست که نه روی MVP1 (اولین محصول) زیاد بمانید و نه در طول مدت زمان کوتاهی به MVP20  برسید.

 

۴. بازتولید و راه اندازی :

زمان آن رسیده که ایده به مرحله تولید و راه اندازی برسد. با افرادی که می توانند به شما کمک کنند مشورت کنید. برای هر بخش یک متخصص انتخاب کنید. به یاد داشته باشید همکاری تیمی رمز موفقیت شماست. استارتاپ خود را پس از تولید از جنبه های مختلف بررسی کنید و خود را همیشه به جای کسانی قرار دهید که می خواهند از استارتاپ شما استفاده کنند

وقتی کسب‌وکاری را شروع می‌کنید، به‌طور حتم پاسخ تمام سؤالات خود را نمی‌دانید. مثلا می‌خواهید شرکت خود را ثبت کنید. اما آیا باید مسئولیت محدود باشد یا تعاونی و ….؟

شما باید برای پیدا کردن پاسخ خود از مؤسسات ثبت شرکت یا وکیلی کمک بخواهید و آن مؤسسه یا شخص، شما را راهنمایی می‌کند و می‌گوید که چه نوع شرکتی برای استارتاپ شما مناسب است. اما بعد چه؟ شما باید از آنها بخواهید تا برایتان کار ثبت شرکت را انجام دهند. به این ترتیب شما به‌سرعت توانسته‌اید تا فرد خبره‌ای را در ازای مبلغ کمی در استارتاپ خود به کار بگمارید. این مبلغ را از کجا بیاورید؟ شما می‌توانید با دادن بخشی از سهام خود به شخص موردنظر یا پرداخت به‌صورت چک یا معوقه، این موضوع را حل کنید.

وقتی مشکلی ایجاد می‌شود و شما پاسخ آن را نمی‌دانید، کسی را پیدا کنید که راه‌حل آن مشکل را می‌داند. سپس آن متخصص به شما راه‌حلی را پیشنهاد می‌کند، در هر زمینه از کسب‌وکار خود این عمل را انجام دهید. از مراحل تولید گرفته تا طراحی لوگو یا حسابداری و … از آن شخص بخواهید تا این کارها را برای شما انجام دهد.

استارتاپ شما بیش از آنچه خودتان در چنته دارید، به کمک‌های مختلف، دانش و مهارت‌های حرفه‌ای احتیاج دارد. از افراد بخواهید تا برای شما کار کنند.

 

 ۵. رشد و اندازه گیری

برای رشد برند خود از قدرت شبکه های اجتماعی غافل نشوید و تا جای ممکن سعی در مطرح کردن خود در این حوزه باشید. یک کارآفرین موفق خستگی ناپذیر است و در کارش استمرار دارد.

هنر کسب و کار این است که بتوانید ارزیابی عملکرد و پیمایش پیشرفت را بررسی و سنجش کنید. استفاده از نمودارهای پینگ و داشبوردهای مدیریتی کمک شایانی به شما خواهد کرد.

رشد به معنای شکافتن، دگرگونی، فروش و انجام کارهایی بیش از درخواست پول است. اگر شما در کسب‌وکار خود راه جدیدی ایجاد کرده‌اید، این نشانه‌ی واقعی رشد شما خواهد بود.

 

۶. بودجه و قانون

همانطور که شناخت حقوق و قوانین و مجوز های لازم برای فعالیت کسب و کار های اینترنتی در همه کسب و کارها نیاز است،‌ راه اندازی استارتاپ نیز در این زمینه مستثنی نیست و دانستن آن مهم است. در مراحل بعدی نیاز به گسترش تیم حس خواهد شد لذا داشتن تیم کارامد و بودجه تبلیغات به پول وسرمایه نیاز دارد. این مرحله را کشت ایده یا سید فاندینگ‌ (Seed Funding) گویند. این سرمایه را یا خودتان باید فراهم کنید یا به سراغ مراکز رشد انکوباتور(ّIncubator)  و شتاب دهنده ها بروید که به آن ها سرمایه گذاران ریسک پذیر(VC:Venture Capital)  گویند.

“انکوباتور (Incubator)  یک ابزار آزمایشگاهی است که در آزمایشگاههای بیولوژی برای رشد دادن نمونه های زنده مانند سلول ها یا میکروب ها بکار می رود“

LLC (شرکت های با مسئولیت محدود) یکی از محبوبترین گزینه ها برای استارتاپ ها است.

در پاسخ به چگونگی راه اندازی استارتاپ به چیزی فراتر از سخت کوشی و اشتیاق نیاز دارید. الهام و کمک گرفتن از مهارت‌های یک هم‌بنیان‌گذار، در این مسیر به شما کمک خواهد کرد. افرادی که سرمایه گذاری جسورانه انجام می‌دهند، به جای سرمایه گذاری بر افراد، بیشتر علاقه‌‌مند سرمایه‌گذاری روی استارتاپ‌هایی هستند که به‌صورت تیمی فعالیت دارند. حتی داشتن سه هم‌بنیان‌گذار هم موضوع عجیبی نیست، زیرا می‌توان فرض کرد که شما سلسله‌مراتب واضحی برای تصمیم گیری دارید.

هم‌بنیان‌گذاران مهارت‌های ناقص شما را کامل می‌کنند و اینگونه حتی فراتر از چیزی که فکر می‌کنید پیش خواهید رفت.

 

۷. استخدام و تیم‌

شما در مرحله ای قرار دارید که باید تیم خود را کامل کنید و مسئولیت ها را تقسیم بندی کنید پس یک نقشه کلی از وظایف تهیه کنید و بنا به نیازها شروع به استخدام مناسبترین ها کنید. توجه کنید دیگر نیاز به شریک و سهام دار ندارید و صرفا روی استخدام تمرکز داشته باشید.

کارفرما شدن به معنای حجم بالایی از کارها و مسئولیت‌هایی است که باید به‌سرعت به پایان برسانید. هرچند چنین موضوعی سرعت استارتاپ شما را پایین می‌آورد و افراد کمی هستند که مایل به غرق شدن در راه‌ اندازی استارتاپ و کار کردن به‌صورت دائمی باشند.

به‌جای استخدام کارمند، از نیروی قراردادی استفاده کنید. در این صورت از هر شخصی براساس استعداد و توانایی‌‌هایش کمک خواهید گرفت و در مسیر انجام کارها، همه چیز را تا پایان کار در اختیار دیگران نخواهید‌ گذاشت و کنترل بهتری برای به نتیجه رساندن کارها خواهید داشت. اینگونه پاسخ به سؤالات ذهنی‌تان برای چگونگی راه اندازی استارتاپ شفاف‌تر و واضح‌تر خواهد بود.

با کسی کار کنید که شما را به سوی عملکردی فوق‌العاده سوق می‌دهد

یکی از دلایلی که استیو جابز توانست شرکت اپل را به یکی از خلاق‌ترین و باارزش‌ترین برند های دنیا تبدیل کند، این بود که او می‌توانست افراد را به سمت فعالیت بیشتر سوق دهد.

او می‌گوید: «کار من آسان‌گیری به افراد نیست. کار من این است که از آنها افراد بهتری بسازم. کار من این است که بخش‌های مختلف شرکت را به همکاری با یکدیگر وا دارم و راه را برای این موضوع هموار و شفاف کنم و منابع را برای پروژه‌های کلیدی آماده سازم. ما برای این منظور، افراد فوق‌العاده‌ای را در اختیار داریم و سعی می‌کنیم که آنها را تشویق کنیم تا همواره بهتر از پیش باشند و با دیدگاهی تهاجمی با چگونگی انجام کارهای خود مواجه شوند.»

بله، استیو جابز شخصیتی تهاجمی و حتی غیرمهربان داشت، اما درمورد چگونگی راه اندازی استارتاپ او این توانایی را داشت تا از افراد، عملکردی بهتر از آنچه خودشان فکر می‌کرده‌اند، دریافت کند. شما می‌توانید چنین ویژگی‌هایی را در هم‌بنیان‌گذار خود، شریک تجاری، دوست و مربی یا کارمندتان پیدا کنید و از این مهم‌تر می‌توانید سطح انتظار مشابهی از اعضای تیم خود داشته باشید. همانطور که استیو جابز گفته است: «با داشتن توقع از افراد برای انجام فوق‌العاده‌ی کارها، می‌توانید آنها را به سمت کارهای عالی و داشتن عملکردی فوق‌العاده سوق دهید.»

 

۸. ساخت شرکت

استارتاپ شما زمانی رسمیت پیدا می کند که در چاچوب یک مکان فیزیکی نیز قرار بگیرد و مجوزهای لازم را کسب کند. با مسائل اداری بیشترآشنا شوید و به کسب و کار خود رنگ و بوی تازه ای بدهید. یادگیری مسائل اقتصادی و امور حسابداری را در برنامه کاری روزانه تان قرار دهید .

در پاسخ به چگونگی راه اندازی استارتاپ یکی از بهترین توصیه‌ها این است که صرفا نگران این موضوع که درآمد شما از کجا خواهد آمد، نباشید. یک محصول یا خدمت خوب همیشه راه خود را برای کسب درآمد می‌یابد.

این موضوع درست است. تمرکز نزدیک‌بینانه بر کسب درآمد و پول، شما را به‌طور کلی از مسیر کسب‌وکار خارج می‌کند. فرقی نمی‌کند که با سرمایه شروع کرده‌اید یا وام گرفته‌اید یا مدل قیمت گذاری فوق‌العاده‌ای دارید، ذهن خود را از این موضوعات خالی کنید و بگذارید تا استارتاپ‌تان مراحل رشد خود را طی کند. رشد همیشه مساوی با افزایش سرمایه‌ی استارتاپ نیست. رشد به معنای شکافتن، دگرگونی، فروش و انجام کارهایی بیش از درخواست پول است. اگر شما در کسب‌وکار خود راه جدیدی ایجاد کرده‌اید، این نشانه‌ی واقعی رشد شما خواهد بود.

 

۹. بازاریابی و فروش

هر کسب و کاری در نهایت به فروش و درامدزایی می اندیشد و هدفش کسب سود است. در اینجا بحث تبلیغات و بازاریابی مطرح می شود. اهمیت تبلیغات و اثربخشی آن به اندازه ای بالاست که عده ای معتقدند ۹۸٪ از درآمد باز هم باید صرف تبلیغات شود. پس اول فکرکنید،‌ بعد تبلیغ. دقت کنید امروزه یکی از پرطرفدارترین رشته های دانشگاهی بازاریابی و بازرگانی است پس یا با علم وارد شوید یا از افرادی در تیم خود استفاده کنید که در این خصوص خبره باشند.

بازاریابی، یکی از بهترین چیزهایی است که باید برای استارتاپ خود انجام دهید. وقتی برای محصول یا خدمت خود بازاری پیدا می‌کنید، درمقابل افرادی قرار خواهید گرفت که مایل هستند از شما خرید کنند. بازاریابی تلف کردن زمان نیست و یکی از بهترین سرمایه‌گذاری‌ها در ابتدای راه‌اندازی استارتاپ شما خواهد بود.

 

۱۰. موفقیت و مشاوره

تبریک . رسالت شما به پایان رسید. ولی این پایان راه نیست. جذب مشتری یک پروسه سخت است و نگه داشتن و افزایش آن سخت تر و با مطالعه، مشاوره و بروز بودن به کسب و کار خود رونق دهید.

استارتاپ تنها در ذهن خود کارآفرین وجود ندارد. استارتاپ در چشم‌انداز مشتریان فعلی و بالقوه نیز وجود دارد.

اگر مردم بخواهند که محصول شما را خریداری یا استفاده کنند، شما باید هرچیزی را که می‌توانید درباره‌ی مشتریان خود یاد بگیرید. بقا یا نابودی استارتاپ شما به میزان پذیرش محصول و خدمات شما وابسته است.

هرچه سریع‌تر درباره‌ی افکار مشتریان‌تان نسبت به محصولات و خدمات خود بدانید، زودتر می‌توانید مسیر خود را اصلاح کنید و خدمات و محصولات‌تان را به‌شکل بهتری به آنها ارائه دهید.

منابع : چطور – تابان شهر