نوشته‌ها

startups Property

مهم ترین ویژگی استارت آپ ها

 

استارت آپها واحدهای نوپایی هستند که با فناوریهای-سطح-بالا ایده آنها شکل خواهد گرفت و هدف آنها تولید محصولات فناورانه سطح بالا برای تأمین نیازهای جدید و دانش بنیان و یا نیازهای معمول به روشی مبتنی بر دانش های جدید است. این واحدهای اقتصادی با واحدهای کوچک و زود بازده تفاوت اساسی دارند. در ذیل به ویژگی استارت آپ ها اشاره میشود:

هنگام شکل گیری به این نیت شکل دهی می شوند که در آینده یک شرکت بزرگ در کلاس جهانی شوند، هر چند ممکن است در ابتدا جثه کوچک و چابکی داشته باشند.

  • برای بازارهای جدید و روی محصولات جدید متمرکز می شوند.
  • در فرایند بلوغ آنها بازارهای-جهانی هدف اصلی است.
  • در زمان بلوغ روی تولید هزاران شغل متمرکز خواهند شد.
  • آینده و نیازهای-آینده محور تمرکز آنها روی خلق-ارزش و تأمین-نیاز است.
  • ابزار اصلی هویت بخشی و توسعه و رشد آنها تکنولوژی ها و دانش-های-نو است.
  • استعداد و خلاقیت محور تشکیل و توسعه آنهاست و لذا روی جذب کارکنانی با ظرفیت بالای استعداد و خلاقیت متمرکز خواهند بود.
  • حجم سرمایه-بری بالایی دارند ولی ممکن است در ابتدا با سرمایه محدودی شروع کنند.
  • هر چند میتوانند صرفاً در حوزه فناوری-اطلاعات و ارتباطات بنا شوند ولی اگر فناوری های دیگری عنصر اصلی و بنیادی و هسته مقاوم آنهاست، ضرورتاً باید از فناوری اطلاعات و ارتباطات استفاده مناسب و شایسته ای داشته باشند.
  • یک ایده خوب برای استارت آپ باید ایده*زمان*مکان*تیم*تأمین مالی*پایش و مراقبت مستمر را در چارچوب مدل کسب و کاری خود نهادینه کرده باشد تا بتواند موفق شود
  • ریسک-بالا ویژگی ساختاری استارت آپ ها است. اما این ریسک بالا نتیجه وجود ریسک در همه ارکان استارت آپ ها است. یعنی ایده آنها نو است، محصول-جدیدی را برای تأمین نیازجدیدی در نظر گرفته است، حتی اگر به صورت مستقیم محصول رقیبی نداشته باشند، اما به صورت غیر مستقیم میتوان رقبای مشخصی برای آنها در نظر گرفت که قوی هستند؛ اجرا و پذیرش آنها نیاز به وجود قدرت پذیرش تغییرات در مصرف کنندگان محصول آنها دارد، زمان انتخاب برای شروع به شدت حساس است و اگر زمان و مکان صحیح انتخاب نشده باشد، احتمال شکست بالاست، تیم همکاران به شدت مهم است و اگر حتی یک نفر در تیم نامناسب باشد ممکن است عامل شکست ایده شود و در نهایت موضوع تأمین مالی به شدت مهم است وباید از نوع سرمایه-خطرپذیر و البته کافی و مناسب باشد، آخرین موضوع پایش مستمر و اصلاحات جریانی و سریع است که بدون مراقبت و پایش مستمر و سپس اصلاح سریع و صحیح نمیتوان انتظار موفقیت ایده را داشت. این عوامل وقتی در کنار هم قرار میگیرند حجم نااطمینانی نسبت به آینده طرح و ایده را بالا برده و ریسک بالایی را با طرح همراه میکنند.
  • استارت آپ ها به شدت نیاز به مربی و منتور دارند. کسانی که دارای تجربه کافی در راه اندازی و اداره ایده ها و طرحهای مشابه هستند. استارت آپ ها باید آزمون خطای مرسوم را کاهش دهند. این امکان پذیر نیست مگر از طریق همکاری مربیان و مشاوران و منتورهای تحصیلکرده مرتبط و البته دارای تجارب کسب و کاری مناسب و مرتبط. منتورهای استارت آپ ها باید علاوه بر تجارب بالای بازاری، توانایی بالای تخصصی و دانشهای جدید و همراستا و سازگار را داشته باشند. این موضوع باعث میشود تا نوعی از مشاوره، راهنمایی و راهبری دقیق در اختیار ایده قرار گیرد. تفاوت آخر موضوع مربیگری و راهبری استارت آپها این است که بهترین نمونه همراهی مربی و منتور و مشاور این است که این فرد یا افراد خود سرمایه گذار مستقیم در طرح بوده و یا در گروه سرمایه گذاران این حوزه مشارکت مستقیم داشته باشند.
  • استارت آپ ها بهتر است تا ابتدا توسط شتاب-دهنده ها انتخاب و پس از طی مرحله پیش رشد، به مرحله سرمایه پذیری عام برسند و سپس با استقرار در مراکزرشدفناوری و پارکهای-علم-وفناوری مراحل-رشد و توسعه خود را طی نمایند. مرحله-پیش-رشد شامل تعریف دقیق مدل-کسب-وکاری، مدل-فناوری و تولید محصول نیمه-صنعتی و حتی محصول نهایی، تعریف دقیق مدل حقوقی و تشکیلاتی وجودی، تعیین دقیق سایز و مقیاس شروع و فازهای ساخت و توسعه، تعیین دقیق مدل تخصصی و همکاران فنی و تخصصی، تعیین دقیق اندازه سرمایه و تنوع آن، اخذ مجوزهای قانونی و تعیین دقیق محدودیتهای فعالیت خواهد بود.
تاثیر شبکه های اجتماعی بر استارتاپ ها

تاثیر شبکه های اجتماعی بر استارتاپ ها موضوع استارتاپونه پنجم

مجله خبری مشهور thenextweb، اخیرا در گزارشی به بررسی اهمیت شبکه های اجتماعی یا همان community های آنلاین در توسعه و گسترش فعالیت های شرکت های نوپا Start-Up پرداخته و پیشنهاداتی ارائه می کند.

شبکه های اجتماعی در فضای مجازی، یک قدرت بی همتا برای معرفی، تبلیغ و بازاریابی اینترنتی گسترده محصولات و خدمات در دهکده جهانی اینترنت هستند. دهکده ای که بزودی بر اساس بررسی ها، به بیش از ۳ میلیارد کاربر خواهد رسید و بزرگ ترین رسانه تاریخ بشر را هم چنان به سمت و سوی افق های متنوع و پر فرصتی سوق می دهد. شهروندان دنیای دیجیتال عصر ما، شهروندانی هستند باسواد و آنلاین که می توانند در قالب اجتماع های مجازی، کمپین های تبلیغاتی فوق العاده برای معرفی و تبلیغ جهانی محصولات و خدمات باشند. مجله خبری اینترنتی نکست وب، در گزارشی که اخیرا منتشر کرده است، به بررسی معجزه بزرگ کامیونیتی های دنیای وب در توسعه و رشد استارت آپ ها یا شرکت های نوپا پرداخته و پیشنهاداتی برای علاقمندان به این عرصه، ارائه کره است.

به گزارش سرویس دیجیتال پرتال برترین ها، متیو کلادر، محقق شبکه اینترنتی و تحلیلی نکست وب در جدیدترین گزارش خود با عنوان : چرا هر استارت آپی نیازمند یک جامعه مخاطبان برای توسعه خود هست، اهمیت روز افزون نقش شبکه های اجتماعی را در تقویت کسب و کارهای دیجیتالی مورد بررسی قرار داده است. وی در این گزارش، جامعه مخاطبان را برای یک شرکت نوپا (استارت آپ) همانند نقش بازاریابان غیر مستقیم یا influencer marketing می داند که می توانند ابزاری برای تبلیغ و معرفی گسترده یک محصول یا خدمت به طیف متنوعی از مخاطبان بالقوه یا بالفعل در سراسر جهان باشند. این گزارش، نقش شبکه های اجتماعی اینترنت مانند اینستاگرام و فیسبوک را در گسترش ظرفیت های اطلاع رسانی و بازاریابی غیر مستقیم شرکت های نوپا در عصر امروز مورد تاکید قرار داده و به دنبال پاسخ به این پرسش است که آیا واقعا همه استارت آپ، نیازمند جامعه مخاطبان مجازی برای توسعه کسب و کار خود هستند؟ نویسنده گزارش، پرسش خود را با پاسخ “بله” همراه کرده است و می کوشد تا دلایل خود را در این زمینه برای مخاطبان ارائه کند.

معجزه شبکه های اجتماعی اینترنت برای رشد Start - Up ها

یکی دیگر از مزایای استفاده از شبکه های اجتماعی برای کسب و کارها کاهش هزینه های بازاریابی است. در شبکه های اجتماعی از بودجه های سنگین تبلیغاتی و برندینگ از طریق رسانه های جمعی و چاپی خبری نخواهد بود.شناسایی واکنش و نیاز مخاطبان

استفاده از شبکه های اجتماعی این امکان را برای کسب و کار ها فراهم می کند که بتوانند به اطلاعات ارزشمندی از مخاطبان و بازدید کنندگان خود دست یافته و آنها را آنالیز و بررسی کنند. به عنوان مثال می توان فهمید که مخاطب چه علاقه مندی های داشته و یا نظر و دیدگاهش نسبت به محصولات و برند شما چگونه است. در نهایت با جمع آوری اطلاعات و بررسی آنها می توان دید مناسبی نسبت به مخاطبان خود بدست آورد و از نتایج آن در تصمیم گیری های مهم کسب و کار استفاده نمود.

نگاهی اجمالی به نقش رسانه های اجتماعی در کسب و کارها:

  1. ·        ارائه بهترین سکو جهت ارتباط جامع و موثر با مصرف کنندگان هدف.
  2. ·        رسانه های اجتماعی در تجارت آنلاین و در خلق مخاطبین مورد نظر و دانستن انتخاب ها و نیاز روزانه آن ها کمک می کنند.
  3. ·        در رسانه های اجتماعی هیچ قانون ملزم کننده و دست و پاگیری وجود ندارد. براحتی می توانند آن چه که شغل شما در جامعه احتیاج دارد را جستجو کنید.
  4. ·        راه های بسیار کم هزینه و موثر در زمینه کسب بالاتر روند تغییر و تحولات، تولید اصلی، خلق درآمدهای بسیار بالا و جذب ترافیک بالای صفحات اینترنتی برای وب سایت تجاری مشاغل شما را ارائه می دهد.
  5. ·        رسانه های اجتماعی برای شمار بیشمار مشتریان و کاربران اینترنتی بسیار واقع گرا بوده است. بنابراین تبلیغات برای مشاغل براحتی آن ها را متعصب می سازد. آن ها به پیشه تجارت شما اتکا می کنند و به موفقیت وب سایت تجاری شما می نگرند.
  6. ·        حتی آن دسته از مشتریان عادی شما که نمی دانند می توانند زیر چتر تجاری شما قرار بگیرند نیز به سوی شما جذب می شوند.
  7. ·        برخی از درگاه های رسانه های اجتماعی همچون Facebook، Twitter و LinkedIn در واقع به خوبی خرید کالا از منابع دیگر را برای مشاغل انجام می دهند. آن ها بازاریابی واقعی و موثری را مطابق با کسب و کار شما انجام می دهند و ابزارهای توسعه این شبکه های اجتماعی به عنوان یک ابزار جادویی برای جذب میلیون ها نفر در یک زمان به کار می روند.
  8. ·        رقابت های موجود برای بازاریابی در رسانه های گروهی قیمتی کمتر را به مشتری پیشنهاد می دهند تا مقدار بیشتری از پولشان پس انداز شود.

ولی کدام‌ یک از این شبکه های اجتماعی به شکل چشمگیری تقریبا همه‌ی‌ چیزهای اطراف‌مان را تغییر داده‌اند. با ظهور شبکه های اجتماعی ، هدف قرار دادن مشتریان بالقوه، آسان‌تر از گذشته شده است. برای کسب و کارها بهتر هستند؟ به منظور ایجاد استراتژی موفق اجتماعی، باید با نحوه‌ی کار آنها آشنا شوید.

تاثیر شبکه های اجتماعی بر کسب و کار

شبکه های اجتماعی با اینکه عمر خیلی زیادی ندارند اما در زندگی روزمره افراد نقش بسیار پررنگی داشته اند و بسیاری از کاربران روزانه حداقل یک بار به صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی که عضو هستند سر می زنند. به همین خاطر توجه به آنها از اهمیت فوق العاده زیادی برخوردار است. در ادامه به شبکه های اجتماعی محبوبی اشاره می کنیم که می توان برای بازاریابی کسب و کار و دستیابی به مشتریان جدید از آنها استفاده کرد.

۱- فیس بوک

فیس بوک با بیش از ۱/۵۹ میلیارد کاربر، بزرگ ترین ترکیب جمعیتی را در میان همه شبکه های اجتماعی تشکیل داده است. با ظهور شبکه های اجتماعی، هدف قرار دادن مشتریان بالقوه، آسان تر از گذشته شده است. فیس بوک ابزار فوق العاده ای را برای  کسب و کارتان فراهم کرده است که از طریق آن می توانید به مشتریان بالقوه تان در سراسر جهان متصل شوید و از جنبه تبلیغاتی نیز به آسان ترین شکل ممکن، قابل مدیریت است و به شما امکان می دهد تا به بهترین شکل، هدف گیری کنید.

۲- توییتر

ارزش توییتر در این قابلیت است که مطالب تان به سرعت (مثل ویروس) منتشر می شوند؛ هر چه آدم های بیشتری مطالب تان را به اشتراک بگذارند، (یعنی محتوای تان را ری توییت کنند)، به دنبال کنندگان بیشتری دست خواهید یافت. آخرین اخبار، مطالب روز و مقاله هایی را که در اختیار داریم، در رسانه های بزرگ به اشتراک می گذاریم. هشتگ ها تغییر بزرگی در حرکت و انتشار مطالب تان به وجود آورده اند، بنابراین به روند روز دقت کنید و هشتگ های مرتبط با مطالب روز ایجاد کنید. همچنین می توانیم مطالب آدم های معروفی را که دنبال کنندگان زیادی دارند، ری توییت کنیم تا بیشتر در معرض دید دنبال کنندگان شان قرار بگیریم.

۳- اینستاگرام

از این برنامه محبوب اشتراک گذاری عکس ها در رویدادهای خاص و نمایشگاه های بازرگانی استفاده می کنیم. هرگاه میزبان رویدادی باشیم، شرکت کنندگان را از طرق مختلف تشویق می کنیم تا با استفاده از هشتگ آن رویداد خاص، عکس هایی را که از آنجا گرفته اند، در اینستاگرام به اشتراک بگذارند. همچنین برای آنهایی که در این طرح شرکت کرده اند، جوایز و طرح های تشویقی در نظر می گیریم.

۴- یوتیوب

یوتیوب دومین موتور جست وجوگر بزرگ دنیا و متعلق به گوگل است. بنابراین، وقتی در مورد بهینه سازی موتور جست وجو صحبت می کنیم، باید به این نکته اشاره کنیم که در نتایج جست وجوها، معمولا ویدئوها در جایگاه بالاتری از سایر وبگاه ها قرار می گیرند. با اخذ مالکیت یوتیوب از جانب گوگل، دیگر می توانیم با استفاده از گوگل هنگ آوتس با نویسندگان و مدیران صنایع مصاحبه های ویدئویی ترتیب دهیم. همچنین می توانیم این مصاحبه ها را به صورت خودکار و تحت نام خودمان در یوتیوب قرار دهیم تا دیگران نیز بتوانند آنها را مشاهده کنند.

در عصر انفجار اطلاعات دیگر روابط عمومی سنتی جوابگوی نیازهای مخاطبان ومشتریان نیست. امروزه بهره گیری از وسایل ارتباط جمعی مدرن به خصوص شبکه های اجتماعی فضای مجازی و موبایل و اینترنت در حوزه ارتباطات یک نیاز ضروری به شمار می رود. شبکه های اجتماعی، یکی از انواع رسانه های اجتماعی به شمار می روند. رسانه های اجتماعی در سال های اخیر در زندگی آنلاین و آفلاین کاربران اینترنتی، آنچنان تأثیرگذار بوده اند که شکل های ارتباطات اجتماعی نیز از این رسانه های جدید تأثیر پذیرفته است.

شبکه های اجتماعی، به خصوص آنهایی که کاربردهای معمولی و غیرتجاری دارند، مکان هایی در دنیای مجازی هستند که مردم خود را به طور خلاصه معرفی می کنند و امکان برقراری ارتباط بین خود و همفکران شان را در زمینه های مختلف مورد علاقه فراهم می کنند.

نتایج کاربردی

– شبکه های اجتماعی ابزار قدرتمندی برای پیشبرد اهداف مسئولان روابط عمومی و بازاریابان هستند زیرا می توانند دسترسی به افراد تأثیر گذار را تسهیل کنند، به مشتریان پشتیبانی آنلاین بدهند و کاربران فعال را به یکی از منابع قدرتمند تبلیغات کسب و کار تبدیل کنند.

– امروزه وفاداری مشتریان، کلید موفقیت تجاری محسوب می شود. با افزایش وفاداری  مشتریان سهم بازار و میزان سوددهی بنگاه اقتصادی بالا می رود. درک بازار با برنامه ریزی و اتخاذ استراتژی های مناسب جهت وفادار سازی مشتریان و افزایش نرخ وفاداری آنها منافع  بلندمدت برای بنگاه های اقتصادی به وجود می آورد. توجه داشته باشید که بازاریابی شبکه های اجتماعی نوعی از بازاریابی است که تمرکز روی مخاطبان و برقراری ارتباط با آنها اولویت دارد نه روی فروش مستقیم محصولات و خدمات. شرکت ها باید از شبکه های اجتماعی به عنوان ابزاری قدرتمند برای برقراری ارتباط با مخاطبان خوداستفاده کنند و این یعنی وفادار سازی مشتریان.

– یکی دیگر از مزایای استفاده از شبکه های اجتماعی برای کسب و کارها، کاهش هزینه های بازاریابی است. در شبکه های اجتماعی از بودجه های سنگین تبلیغاتی و برندینگ از طریق رسانه های جمعی و چاپی خبری نخواهد بود. استفاده از شبکه های اجتماعی این امکان را برای کسب و کار ها فراهم می کند که بتوانند به اطلاعات ارزشمندی از مخاطبان و بازدیدکنندگان خود دست یافته و آنها را آنالیز و بررسی کنند.

– بازاریابی محتوا به صورت حرفه ای از طریق شبکه های اجتماعی روشی است که برای انتقال اطلاعات به مخاطبان و مشتریان استفاده می شود. اگر شما از این روش استفاده کنید باعث می شود با اطلاعاتی که در زمینه فعالیت تان منتشر می کنید به منبع اطلاعاتی مناسبی در آن صنعت تبدیل شوید. بدین صورت مخاطبان تان مطالب شما را نیز منتشر می کنند و افراد دیگر نیز علاقه مند می شوند با کسب و کار شما آشنا شوند.

اینفلوئنسر مارکتینگ شاخص

اینفلوئنسر مارکتینگ موضوع استارتاپونه ششم

اینفلوئنسر مارکتینگ چیست؟

اینفلوئنسر مارکتینگ به معنای برقراری ارتباط با افرادی است که میتوانند از طریق وبلاگ و شبکه های اجتماعی برای شما مخاطبانی بیابند، که شاید برند شما به تنهایی قادر به این کار نباشد. این استراتژی برای سالیان است که فعالیت میکند اما میتوان گفت در طی چند سال اخیر به صورت جدی مورد توجه بازاریابان حرفه ای آنلاین قرار گرفته است. برخی یک اینفلوئنسر را فقط به یک فرد مشهور به صرف داشتن تعداد فالوئر بالا، در نظر میگیرند. اما واقعیت این است که اینفلوئنسر هر شخصی است که میتواند مخاطب خود را تحت تاثیر قرار بدهد و محصول و یا سرویس شما را به صورتی تبلیغ کند که مخاطبان تبدیل به مشتریان شما بشوند.

به راستی که سال ۲۰۱۷ سال شکوفایی اینفلوئنسر مارکتینگ بوده است. برند های معتبر برای جذب اینفلوئنسرها در رقابت تنگاتنگی از یکدیگر برای تبلیغ هر چه بیشتر محصول و سرویس خود، پیشی میگیرند و به وضوح این روند در سال ۲۰۱۸ بیشتر مشاهده خواهد شد.

 

اما سوال این است که، ما از چه ترفند هایی در این زمینه میتوانیم استفاده کنیم که در سال ۲۰۱۸ نیز موفقییت آمیز و کارآمد باشند؟

 

اینفلوئنسر مارکتینگ

 

در اینجا نگاهی میاندازیم به ترفند های اینفلوئنسر مارکتینگ در سال ۲۰۱۸:

 

  1. از همکاری برند خود و اینفلوئنسرتان پرده بردارید.

اولین و مهم ترین نکته ای در اینفلوئنسر مارکتینگ در سال ۲۰۱۸ خواهید دید ، عیان تر شدن رابطه و همکاری بین اینفلئونسر ها و برند ها خواهد بود. در روزهای اولیه ظهور اینفلوئنسر مارکتینگ در شبکه های اجتماعی ، تعداد کمی از برند ها درباره همکاری با افراد مشهور مورد علاقه ما ، صحبت میکردند، نکته ای که اکنون برای این نوع کسب و کار آنلاین ضروری است.

در ابتدا بسیاری از اینفلوئنسر ها مطالبی در اینستاگرام و یا ویدئو یی در یوتیوب به اشتراک میگذاشتند بدون اینکه صحبتی از همکاری با آن برند بکنند. همانطور که میتوانید تصور کنید این یک اشتباه بزرگ بود.

در سال ۲۰۱۷ وزارت تجارت و صنایع آمریکا با تاکید بر روشن شدن رابطه ی یک اسپانسر و برند وارد این زمینه شد. اگر میخواهید همه چیز به طور قانونی پیش برود ، اینفلوئنسر شما باید همیشه این نکته را که برای شما تبلیغ میکند را متذکر شود و نشان دهد. این کار به سادگی با استفاده از هشتگ #تبلیغات و یا #اسپانسر، ممکن خواهد شد. علاوه بر این ، اینستاگرام این امکان را به شما میدهد که از گزینه ی محتوای تبلیغاتی استفاده کنید؛ ابزاری که در اینفلوئنسر مارکتینگ در اینستاگرام نقشی کلیدی را ایفا میکند.

راه های اینفلوئنسر مارکتینگ

 

در اینجا به چند نکته مهم در به روز بودن کمپین های اینفلوئنسر مارکتینگ میپردازیم:

  • در هر مطلب باید به همکاری خود با فرد اینفلوئنسر اشاره شود.

اگر شما قراردادی با یک اینفلوئنسر بسته اید که ماهانه در ۵ مطلب برای شما تبلیغ کند ، این بدین معناست که او باید در هر ۵ مطلب به همکاری با برند شما اشاره کند و نه فقط مطلب اول. حتی اگر یکی از مطالب به وضوح تبلیغی برای برند شماست ، او همچنان باید متذکر همکاریش با برند شما بشود.

  • هر مطلب اسپانسر شده را نظارت کنید.

فقط با این فرض که با یک اینفلوئنسر قرارداد بسته اید که زیر پست خود از هشتگ اسپانسر استفاده کند، نمیتوانید از روند موفق این کار اطمینان حاصل کنید. هر یک از مطالبی را که اسپانسر کرده اید را، به دقت نظارت کنید و مطمئن شوید که اینفلوئنسر به همکاریش با برند شما اشاره میکند ؛ در غیر این صورت تمام زحماتتان برای هیچ بوده است.

  • از نام برند خود در هشتگ استفاده کنید.

برندسازی با اینفلوئنسر مارکتینگ

 

از آنجایی که کاربران معمولا نظری منفی نسبت به تبلیغات در شبکه های اجتماعی دارند ، شما میتوانید از هشتگ هایی به غیر از # تبلیغات نیز استفاده کنید. برای مثال از این هشتگ میتوانید استفاده کنید: #نام برند همکاری #brandpartner))

 

  1. استفاده خود از اینفلوئنسر مارکتینگ را فقط به اینستاگرام محدود نکنید.

اگرچه که طبق نظر سنجی در سال ۲۰۱۷ ، بیش از ۹۲ درصد فعالییت ایتفلوئنسر ها در اینستاگرام شکل گرفته است ؛این بدین معنا نیست که شما دیگر شبکه های اجتماعی را نادیده بگیرید. همان نظر سنجی نشان داده بود که اینفلوئنسر ها در فیسبوک،اسنپ چت، تلگرام ، یوتیوب و پینترست نیز فعال هستند. اینفلوئنسر ها ممکن است به دلیل مخاطبان بیشتر در یک شبکه از شما هزینه ای بیشتری نسبت به فعالیت در شبکه دیگر تقاضا کنند. شما ممکن است به اندازه فعالیت در اینستاگرام مخاطب پیدا نکنید ولی با هزینه کمتر مخاطبانی در شبکه ی اجتماعیدیگری پیدا خواهید کرد. علاوه بر نکات بالا ، باید این نکته را در نظر داشته باشید که همه ی انفلوئنسر ها در اینستاگرام فعال نیستند برای مثال بسیاری از آنان در پینترست به تبلیغات میپردازند ؛ بنابراین از دیگر پلتفرم ها نیز بهره ببرید.

 

  1. میزان سود خالص حاصل از اینفلوئنسر مارکتینگ را تخمین بزنید.

آیا به راستی کمپین تبلیغاتی اینفلوئنسر شما سود آور است و به شما در رسیدن به اهدافتان کمک میکند؟ اگرچه کار با یک اینفلوئنسر پرستیژ خاصی به برند شما میبخشد؛ اگر این هزینه ها جبران نشوند ، زحمت و هزینه های صرف شده تان بی حاصل خواهد بود. در سال ۲۰۱۸ سعی کنید به دقت به میزان سودی که از این نوع تبلیغات آنلاین بدست می‌آورید نظارت داشته باشید. از پارامتر های UTM استفاده کنید تا بتوانید به درستی فعالییت هر مخاطب را بررسی کنید. گزینه ی دیگر دادن یک کد توسط اینفلوئنسر شما به مشتری ها خواهد بود؛ در این حالت هر بار که یک مشتری از آن کد استفاده میکند شما متوجه خواهید شد که این درآمد ،حاصل از فعالییت اینفلوئنسر شما بوده است.

اینفلوئنسر

 

  1. مطالب مفید و نه صرفا مطالب تبلیغاتی ، را به اشتراک بگذارید.

برخی از صاحبان برند ها تصور میکنند فقط به صرف اینکه در یک عکس اینفلوئنسر محصول شما را دست گرفته است و میگوید “من عاشق این محصول هستم” ؛ عمل بازاریابی انجام شده است. اگر صادقانه بخواهیم قضاوت کنیم این نوع تبلیغات تکراری و حوصله سر بر هستند. در سال ۲۰۱۸ کمپین های تبلیغات آنلاین شما از طریق اینفلوئنسر ها باید بر تولید محتوا تمرکز داشته باشند و نباید شبیه تبلیغات بی فکر اتوماتیک به نظر برسند. به بیان ساده تر اینفلوئنسر شما با محصولی که میخواهد تبلیغ کند باید همخوانی داشته باشد و در تبلیغ به درستی نحوه استفاده از آن محصول را نشان دهند. مثلا یک دندانپزشک میتواند به عنوان یک اینفلوئنسر مارکتینگ برای برند یک خمیردندان تبلیغ کند و نه تبلیغات برای یک برند ماشین!

پیشبینی میشود که در سال ۲۰۱۸ برند های کوچکتر نیز به بهره از بازار داغ اینفلوئنسر ها دست به ساخت ویدئو های تبلیغاتی و انتشار انها در یوبیوب خواهند کرد. بنابراین شما باید به فکر تولید محتوا و ویدئویی خلاق و متمایز از دیگر رقبایتان باشید.

اینفلوئنسر یعنی چی

کارشناسان حرفه ای تولید محتوا قادر به تحت تاثیر قرار دادن احساسات مخاطبان و متعاقبا بیشتر مشتاق کردن آنها میشوند. همیشه قبل از شروع همکاری با اینفلوئنسر خود، این سوالات را از خود بپرسید: چه موضوع جدیدی را میتوانید در این تبلیغ بگویید؟ چگونه میخواهید پیام خود را انتقال دهید؟ مخاطب شما چه نفعی از این محتوا خواهد برد؟

 

  1. دریای وسیع اینفلوئنسر ها

برند ها تنها کسانی نیستند که متوجه محبوببیت چشم گیر اینفلوئنسر ها شده اند. کارمندان معمولی نیز اکنون متوجه پتانسیل این حرفه برای فعالییت در زمینه بازاریابی اینترنتی شده اند و میتوان گفت هم اکنون این فعاییت به عنوان یک حرفه در نظر گرفته میشود! در گوگل برا ی مثال سوال : چگونه یک اینفلوئنسر بشویم ؟ روزانه افزایش می یابد. این دریای عظیم اینفلوئنسر ها و تبدیل شدن این فعاللیت به یک حرفه، میتواند دیوار عظیمی بین شما و اینفلوئنسر های برتر ایجاد کند اما به همین میزان، این امر باعث میشود که شما انتخاب های بیشتری داشته باشید. و فراموش نکنید که برتری یک اینفلوئنسر نسبت به دیگری نه به تعداد فالوئر های او بلکه بسته به توانایی اینفلوئنسر به جلب توجه مخاطبان میباشد.

اینفلوئنسر مارکتینگ در اینستاگرام

 

  1. یوتیوب را فراموش نکنید

همانطور که به خاطر دارید در سال ۲۰۱۷ بسیاری از برند ها از هزینه های تبلیغاتی خود در یوتیوب را کاهش دادند. این کاهش تبلیغات در یوتیوب به دلیل تولید محتوای بد نبود. در واقع مشکل برند ها نداشتن کنترل بر تبلیغاتشان بود. شما وقتی برای نمایش تبلیغتان هزینه ای میپردازید ؛طبیعی است که بدانید تبلیغ شما در کنار چه نوع ویدیئویی نمایش داده میشود. اما راه حل چیست؟ اینفلوئنسر ها با شناخت مخاطبان خود این قابلیت را برای شما فراهم میسازند تا بر پروسه تبلیغات خود نظارت داشته باشید.

یوتیوب به نیروی عظیم همکاری مستقیم اینفلوئنسر ها و برند ها کاملا آگاه است. به همین دلیل است که یوتیوب پلتفرم مارکتینگ خود را ساخته است به نام Famebit.

Marketing-Influencer

  1. با ارتباطات غیر مستقیم خداحافظی کنید.

ما در این مقاله به عبارت “کمپین اینفلوئنسر مارکتینگ” چندین بار اشاره کردیم. اما بهتر است دیدگاه شما نسبت به اینفلوئنسر خود رابطه ای دوستانه باشد. برای نتیجه هر چه بهتر سعی کنید با هر یک از اینفلوئنسر های خود رابطه ای دوستانه و طولانی مدت برقرار کنید. بسیاری از برند ها طبق قراردادی که با اینفلوئنسر خود بسته اند با او کار میکنند، هزینه ها را میپردازند و بعد این رابطه قطع میشود. اما در سال ۲۰۱۸ برند ها متوجه شده اند که برا ینتیجه گیری بهتر باید به اینقلوئنسر ها مانند شریک و همکار خود نگاه کنند. اگر شما این حس را به اینفلوئنسر خود انتقال دهید مطمئن شوید که آنها به برند شما وفادار خواهند ماند و با اشتیاق بیشتری به تبلیغ محصول و یا سرویس شما میپردازند. مطمئن باشید که مخاطب در نگاه اول متوجه خواهد شد که این اینفلوئنسر صرفا برای پول، برای یک محصول تبلیغ میکند و یا خود او صادقانه از برند شما حمایت میکند.

 

گیمیفیکیشن موضوع جلسه دوم استارتاپونه

اسلایدر استارتاپ استارتاپونه چهارم

استارتاپ چیست؟

استارت آپ (به انگلیسی: Startup یا Start-up) را به فارسی به شرکت نوپا ترجمه کرده‌اند.

استارتاپ به یک کسب‌و‌کار نوپا گفته می‌شود که با هدف پیدا کردن مدل کسب‌و‌کار راه‌اندازی می‌شود و هیچ تضمینی برای به موفقیت رسیدن آن وجود ندارد.

استارتاپ یا استارت‌آپ یک سرمایه‌گذاری به شکل کارآفرینی است که طی آن یک شرکت نوپا ایده‌ی جدیدی برایکسب‌و‌کار ارائه می‌دهد.

اگر چه در تعریف استارت آپ بر این مسئله تاکیدی وجود ندارد که حتماً فعالیت آن در حوزه تکنولوژی یا فن آوری اطلاعات باشد، اما به دلیل اینکه بسیاری از استارت آپ ها در سالهای اخیر، حول این زمینه‌ها شکل گرفته‌اند، گاهی در تعریف استارت آپ به این مسئله هم اشاره می‌شود که استارت آپ باید در حوزه فن آوری‌های نوین فعال باشد.

در اینجا چند تعریف استارت آپ را با هم مرور می‌کنیم:

تعریف استارت آپ به عنوان یک واژه انگلیسی در دیکشنری وبستر

استارت آپ یک کسب و کار جدید است (A New Business) (منبع)

تعریف استارت آپ توسط مرکز کسب و کارهای کوچک آمریکا (USSBA)

کسب و کاری که عموماً حول محور تکنولوژی شکل گرفته و پتانسیل رشد بالایی دارد. (منبع)

تعریف استارت آپ توسط استیو بلنک

سازمانی که در جستجوی یک مدل کسب و کار که قابل تکرار و مقیاس پذیر باشد شکل گرفته است. (منبع)

تعریف استارت آپ توسط اریک ریس

استارت آپ یک نهاد انسانی است که برای ارائه یک محصول یا خدمت جدید در شرایطی که ابهام بالایی وجود دارد به وجود آمده است.

البته اختلاف ‌بر سر تعریف استارتاپ زیاد است؛ اما نکته‌ی مشترک در همه‌ی آن‌ها این است که بر اساس یک ایده‌ی خلاقانه و جدید فعالیت آن‌ها آغاز می‌شود. این ایده‌ها بازار نیازمندی‌ها را هدف قرار می‌دهند و با ارائه‌ی یک محصول یا خدمات جدید و استفاده از تکنولوژی، خیلی سریع رشد پیدا می‌کنند.

از آنجایی که هدف از راه‌اندازی یک استارتاپ پیدا کردن مدل کسب‌و‌کار است ؛ عمر آن نمی‌تواند طولانی باشد و معمولا بعد از گذشت چند سال به موفقیت می‌رسد یا بودجه‌ی آن تمام می‌شود و شکست می‌خورد. استارتاپ‌ها برای شروع فعالیت خود لزوما نیازی به ثبت شدن شرکت ندارند و از هرجا و با هر تعداد بنیان‌گذار می‌توانند فعالیت خودشان را آغاز کنند. بودجه‌ی راه‌اندازی استارتاپ‌های معمولا کم است؛ اما اگر ایده‌ی خوبی داشته باشند خیلی زود می‌توانند مورد حمایت سرمایه‌گذاران قرار بگیرند.

اصطلاحات رایج در استارتاپ

افرادی که با استارتاپ‌ها درگیر هستند معمولا از اصطلاحات خاصی برای بیان مقاصد خود استفاده می‌کنند. در ادامه به معرفی چند نمونه از این اصطلاحات می‌پردازیم.

lean startup

نوپای ناب (Lean Startup)

متودولوژی لین استارتاپ (Lean Startup) یا نوپای ناب به شما یاد می‌دهد که چگونه یک استارتاپ را هدایت کنید، چه موقع آن را تغییر دهید و از چه راه‌هایی برای رشد آن استفاده کنید. لین استارتاپ یک رویکرد علمی برای ساختن و مدیریت کردن استارتاپ‌ به شما می‌دهد و کمک می‌کند که محصول خودتان را سریع‌تر به دست مشتری برسانید. بسیاری از استارتاپ‌ها با ایده‌ی ساختن محصول مورد نیاز مردم راه‌اندازی می‌شوند. آن‌ها ماه‌ها و حتی سال‌ها زمان صرف می‌کنند که محصول خود را به بهترین نحو شکل دهند بدون اینکه آن را به مشتری نشان بدهند. همین موضوع باعث شکست خوردن بسیاری از آن‌ها می‌شود. زیرا آن‌ها با مشتری‌ها صحبت نمی‌کنند و در مورد محصولات خود از آن‌ها بازخورد نمی‌گیرند. زمانی که مشتری‌ها نتوانند با یک استارتاپ ارتباط برقرار کنند، به ایده‌ی آن اهمیتی نمی‌دهند و درنتیجه استارتاپ شکست می‌خورد.

 

استارتاپ تک شاخ (Unicorn Startup)

استارتاپ تک شاخ یا یونیکورن استارتاپ (Unicorn Startup) به استارتاپ‌هایی گفته می‌شود که رشد سریعی دارند و به ارزش بیش از ۱ میلیارد دلار می‌رسند. این لغت اولین بار در سال ۲۰۱۳ توسط سرمایه‌گذاری به نام آیلین لی ارائه شد و او از میان حیوانات افسانه‌ای، تک شاخ را به‌عنوان نماد این مدل استارتاپ‌ انتخاب کرد. ازجمله بزرگ‌ترین استارتاپ‌هایی که در این دسته جا می‌گیرند می‌توان به Uber ،Xiaomi ،Airbnb ،Dropbox وPinterest اشاره کرد.

 

بنیان‌گذار استارتاپ (Founder)

به شخصی که استارتاپ را راه‌اندازی می‌کند بنیان‌گذار گفته می‌شود. این اشخاص معمولا علاقه‌ای به کار کردن برای دیگران ندارند و باور دارند که می‌توانند با تلاش‌های بی‌وقفه‌ی خود دنیا را تغییر دهند. این افراد می‌توانند با تعدادی از دوستان خود در این راه شریک شوند و وظایف سنگین را بین خودشان تقسیم کنند. راه‌اندازی یک استارتاپ به هیچ عنوان کار راحتی نیست و در طی آن، به بنیان‌گذاران آن فشار زیادی وارد خواهد شد. اما اگر فعالیته‌های آن‌ها موفقیت‌آمیز باشد، نتیجه‌ی آن هم از نظر احساسی و هم از نظر مالی بسیار خوب خواهد بود.

 

شتاب‌دهنده‌ی استارتاپ (Startup Accelerators)

شتاب‌دهنده‌ها شرکت‌هایی هستند که روی استارتاپ‌هایی با ایده‌های جالب و البته کاربردی سرمایه‌گذاری می‌کنند. این شرکت‌ها درصدی از مالکیت استارتاپ را می‌گیرند؛ اما در عوض خدماتی مانند آموزش توسط مربی‌ها و آشنا کردن آن‌ها با سرمایه‌گذاران و متخصصان آن رشته را برایشان فراهم می‌کنند. درواقع این شرکت‌ها شانس موفقیت استارتاپ‌ها و پیدا کردن سرمایه‌ی بالقوه برای فعالیت‌هایشان را بالا می‌برند.

 

startup

 

استارتاپ ویکند (Startup Weekend)

استارتاپ ویکند یک رویداد آموزشی-تجربی ۵۴ ساعته است که معمولا در آخر هفته برگزار می‌شود. در این رویداد افراد مختلفی مانند علاقه‌مندان به استارتاپ، توسعه‌دهندگان، برنامه‌نویسان، مدیران کسب‌و‌کارها، بازاریاب‌ها و طراحان گرافیک حضور دارند. ایده‌ها در این رویداد مطرح می‌شوند و افراد گروه تشکیل می‌دهند تا طرح اولیه یا دموی ایده‌ی خود را پیاده‌سازی کنند.

 

استارتاپ گرایند (Startup Grind)

استارتاپ گرایند یک برنامه‌ی جهانی است که در آن از کارآفرینان موفق دعوت می‌شود تا داستان موفقیت‌ و چالش‌های استارتاپ خود را با دیگران به اشتراک بگذارند. افراد می‌توانند در این برنامه با پروژه‌های یکدیگر آشنا شوند و از تجربیات هم استفاده کنند.

 

تجارت B2B

این اصطلاح کوتاه شده‌ی عبارت Business to Business است و به کسب‌و‌کاری گفته می‌شود که محصولات و خدمات خود را به یک کسب‌و‌کار دیگر ارائه می‌دهد. این نوع تجارت در مقابل تجارت بی تو سی (B2C) قرار دارد.

 

تجارت B2C

تجارت B2C مخفف عبارت Business to customers است و به کسب‌و‌کارهایی گفته می‌شود که محصولات و خدمات خود را به مشتری‌های عرضه می‌کنند.

 

تجارت C2C

نوعی از سرویس است که کاربران با استفاده از آن، خدمات و کالاهای خود را به دیگر کاربران عرضه می‌کنند. وب‌سایت‌ها و سرویس‌های خرید و فروش اجناس دست دوم، از نمونه‌های تجارت Customer to Customer هستند.

 

سرمایه‌ی بذری (Seed Funding)

همان‌طور که یک گیاه از یک بذر شروع به رشد می‌کند، یک استارتاپ نیز از یک سرمایه‌ی اولیه شروع می‌شود. به سرمایه‌ای که در مرحله‌ی اولیه راه‌اندازی استارتاپ در اختیارش قرار می‌گیرد، سرمایه‌ی بذری گفته می‌شود.

 

startup

 

واگذاری (Vesting)

به نوعی تخصیص سهامی گفته می‌شود که طی آن بعد از گذشت مدت زمانی، مقدار سهم تعیین‌شده به کارمندان داده می‌شود. به‌عنوان مثال اگر به یک کارمند ۲۰۰ سهام طی ۱۰ سال داده شود، یعنی بعد از گذشت هر سال ۲۰ سهم به او اختصاص پیدا می‌کند. این کار به کارمندان انگیزه می‌دهد که عملکرد خوبی داشته باشند و برای مدت زمان زیادی در شرکت کار کنند.

 

بنچمارک (Benchmark)

به فرآیندی گفته می‌شود که یک استارتاپ برای اندازه‌گیری موفقیت فعلی خود از آن استفاده می‌کند. سرمایه‌گذاران میزان موفقت استارتاپ‌ها را بر اساس بنچمارک‌ها می‌سنجند. به‌عنوان مثال وقتی می‌گوییم شرکت A به بنچمارک درآمد X در طی ۲ سال رسیده است یعنی این استارتاپ توانسته است طی ۲ سال میزان فروش خود را به X برساند.

 

بوت‌استرپ (Bootstrapped)

زمانی که گفته می‌شود یک شرکت بوت‌استرپ است، یعنی بودجه‌ی آن توسط خود کارآفرین یا بودجه‌ی خود شرکت تأمین شده است.

 

وام موقت (Bridge loan)

این نوع وام به Swing loan نیز معروف است و به مساعده‌هایی گفته می‌شود که بر اساس میزان درآمد به یک شخص داده می‌شود و فاصله‌ی بین درآمدهای عمده‌ را پر می‌کند.

 

startup

 

فروش (Buyout)

یک استراتژی معمول برای خروج است که طی آن سهام شرکت به فروش می‌رسد و به خریداران آن اجازه‌ی کنترل شرکت داده می‌شود.

 

سرمایه (Capital)

به دارایی‌های مالی گفته می‌شود که در حال حاضر برای استفاده در دسترس هستند. کارآفرینان از سرمایه برای آغاز استارتاپ استفاده می‌کنند و مقدار آن را افزایش می‌دهند تا به رشد استارتاپ کمک کنند.

 

دو دلیجنس (Due diligence)

به ارزیابی و تحلیل سرمایه‌گذاران از وضعیت و پتانسیل‌های سرمایه‌گذاری گفته می‌شود. این ارزیابی می‌تواند شامل بررسی سوابق مالی و اندازه‌گیری ROI باشد.

 

بازده سرمایه‌گذاری یا بازگشت سرمایه (ROI)

همان‌طور که از نامش پیدا است، برگشت سرمایه را مورد بررسی قرار می‌دهد. درواقع به پولی گفته می‌شود که به یک سرمایه‌گذار به‌عنوان درصدی از سرمایه‌‌گذاری خود در استارتاپ برگشت داده می‌شود. به‌عنوان مثال اگر یک سرمایه‌گذار مبلغ ۲ میلیون دلار برای خرید ۲۰ درصد سهام یک شرکت خرج کند و شرکت با مبلغ ۴۰ میلیون دلار به فروش برسد، این یعنی آن سرمایه‌گذار مبلغ ۸ میلیون دلار از فروش شرکت دریافت خواهد کرد.

 

startup

 

خروج (Exit)

برخی بنیان‌گذاران و سرمایه‌گذاران استارتاپ این‌گونه پولدار می‌شوند؛ Exit به متدی گفته می‌شود که یک سرمایه‌گذار و یک کارآفرین سرمایه‌ی خودشان را از شرکت خارج می‌کنند. خروج معمولا در زمان IPO و M&A اتفاق می‌افتد.

آی‌پی‌او (IPO)

زمانی است که یک استارتاپ سهام خودش را در یک فراخوان بورس برای فروش به مردم پیشنهاد می‌دهد. در این حالت یک شرکت خصوصی تبدیل به سهامی عام می‌شود و دیگر یک استارتاپ نیست.

 مالکیت و ادغام (Merge & Acquisition)

زمانی است که استارتاپ توسط یک شرکت بزرگ‌تر خریداری یا با آن ادغام می‌شود. این اتفاق به صورت دوستانه (همراه با توافقنامه) یا خصمانه (بدون توافقنامه) صورت می‌گیرد.

توافقنامه عدم ‌افشاگری (NDA)

NDA مخفف عبارت Non-disclosure agreement است و به توافقنامه‌ای گفته می‌شود که طی آن هر ۲ طرف از اطلاعات حساس و محرمانه مانند اسرار تجارت محافظت می‌کنند و آن را با شخص سوم به اشتراک نمی‌گذارند.

 

startup

 

پیوت (Pivot)

زمانی است که استارتاپ جهت استراتژی‌های خودش را سریعا تغییر می‌دهد. معمولا این تغییرات به دلیل عدم بازدهی اتفاق می‌افتند و طی آن بر ویژگی‌های دیگر محصولات یا مشتری‌ها تمرکز می‌شود.

مذاکره در آسانسور (Elevator Pitch)

فرض کنید در یک آسانسور با یک سرمایه‌گذار هم مسیر شده‌اید و تنها ۳۰ تا ۱۲۰ ثانیه فرصت دارید او را متقاعد کنید که روی ایده‌ی شما سرمایه‌گذاری کند. به ‌عبارتی شما باید در این چند ثانیه مشکل، راه‌حل آن و بازار مشتری‌ها را برای سرمایه‌گذار توضیح بدهید و او را متقاعد کنید.

نرم‌افزار به‌عنوان سرویس (SaaS)

به یک محصول نرم‌افزاری گفته می‌شود که از راه دور به وسیله‌ی اینترنت یا سیستم رایانش ابری کنترل می‌شود.

 

 

مقاله چگونه استارتاپ خود را راه اندازی کنیم

چگونه استارتاپ خود را راه اندازی کنیم؟

دنیای استارتاپ پر از آدم‌هایی است که می‌خواهند موفق شوند و در این راستا تلاش بسیار زیادی می‌کنند، اما دستِ آخر نمی‌توانند کسب‌وکار خود را به‌درستی راه‌اندازی کنند. چرا چنین چیزی اتفاق می‌افتد؟ بخش زیادی از دلایل به این موضوع باز می‌گردند که بسیاری از کارآفرین‌ها، چگونگی راه اندازی استارتاپ و رساندن کسب‌وکار خود از «نقطه‌ی الف» به «نقطه‌ی ب» را نمی‌دانند. «نقطه‌ی الف» جایی است که ایده یا ایده‌‌ های استارتاپی فوق‌العاده‌ در ذهن کارآفرین وجود دارد و «نقطه‌ی ب» جایی است که استارتاپ به امنیت، ثبات و رشدی نسبی در بازار رسیده است و کسب درآمد می‌کند.

از زمانی که ایده شروع یک استارت آپ به ذهن می رسد تا مرحله سوددهی باید مراحلی را طی کرد که مثل یک بازی می ماند. این بازی اینگونه است : مرحله بعد زمانی شروع می شود که مرحله قبل به پایان رسیده باشد .

مراحل ساخت استارتاپ

۱. فقط شروع کنید

بنا‌بر تجربه‌ی ما، در دنیای کسب‌وکار، شروع سریع مهم‌تر از شروع دقیق است. به این واقعیت فکر کنید که اگر کسب‌وکار خود را آغاز نکنید، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. باید قادر باشید تا هر چیزی را که شما را از شروع کردن باز می‌دارد، از چیزهای خیلی کوچک گرفته تا مهم‌ترین‌ها، نادیده بگیرید یا به‌سرعت آنها را برطرف کنید و سپس :

  • اولین خط از کد خود را بنویسید؛
  • دامنه‌ی سایت موردنظر خود را ثبت کنید؛
  • محصول خود را روی کاغذ بکشید؛
  • نمونه‌ی اولیه‌ای از محصول خود را طراحی و پیاده‌سازی کنید.

هیچ چیز جز خودتان مانع شروع استارتاپ شما نیست. اولین چیزهایی را که برای شروع نیاز دارید انجام دهید.

 

۲. ایده و تیم :

این مرحله را اصطلاحا مرحله ایده یا کشت گوییم. نیازسنجی، شناخت رقبا و تحلیل بازار از مهمترین کارهایی است که باید مدنظر قرار بگیرد. چندین مورد از استارت آپ های مشابه ایده خود را ببینید،‌ تحلیل و بررسی کرده و بدنبال کاری که زیاد انجام شده است نروید. نگاه به موفق ترین ها در این حوزه و استفاده از فرصت هایی که بوجود می آید، کمک بزرگی در رشد ایده شما خواهد کرد. بعنوان مثال فیلتر بودن یوتیوب فرصتی را برای پیدایش آپارات بوجود آورد و یا جهش بزرگ ای نتورک(Anetwork) که با فیلترینگ تصادفی گوگل ادسنس (Google Adsense) رخ داد، از جمله مثال هایی بود که اهمیت استفاده از فرصت ها را بیان می کرد.

توجه داشته باشید اینگونه کارها به تنهایی انجام پذیر نیست،‌ پس به فکر یک تیم کوچک باشید.

۳. نمونه اولیه  : 

یک نام برای طرح خود انتخاب کرده  و آن را نهایی کنید . نامی که تلفظش راحت و مردم آن را بخاطر بسپارند .

نوشتن طرح کسب و کار(Business Plan) که شامل تمام موارد مالی، سود و زیان ها، مجوزها ، برنامه نویسی اپلیکیشن اندروید و جزئیات دیگرباشد، اجباری است چراکه راه اندازی یک استارت آپ نیاز به سرمایه دارد و اگر بدنبال یک سرمایه گذار خارجی باشید بدون داشتن بیزینس پلن موفق نخواهید شد.

تولید یک (MVP (Minimum Viable Product که به عنوان حداقل محصول پذیرفتنی شناخته میشود در این مرحله جهت آزمایش تهیه میشود. نکته مهم اینجاست که نه روی MVP1 (اولین محصول) زیاد بمانید و نه در طول مدت زمان کوتاهی به MVP20  برسید.

 

۴. بازتولید و راه اندازی :

زمان آن رسیده که ایده به مرحله تولید و راه اندازی برسد. با افرادی که می توانند به شما کمک کنند مشورت کنید. برای هر بخش یک متخصص انتخاب کنید. به یاد داشته باشید همکاری تیمی رمز موفقیت شماست. استارتاپ خود را پس از تولید از جنبه های مختلف بررسی کنید و خود را همیشه به جای کسانی قرار دهید که می خواهند از استارتاپ شما استفاده کنند

وقتی کسب‌وکاری را شروع می‌کنید، به‌طور حتم پاسخ تمام سؤالات خود را نمی‌دانید. مثلا می‌خواهید شرکت خود را ثبت کنید. اما آیا باید مسئولیت محدود باشد یا تعاونی و ….؟

شما باید برای پیدا کردن پاسخ خود از مؤسسات ثبت شرکت یا وکیلی کمک بخواهید و آن مؤسسه یا شخص، شما را راهنمایی می‌کند و می‌گوید که چه نوع شرکتی برای استارتاپ شما مناسب است. اما بعد چه؟ شما باید از آنها بخواهید تا برایتان کار ثبت شرکت را انجام دهند. به این ترتیب شما به‌سرعت توانسته‌اید تا فرد خبره‌ای را در ازای مبلغ کمی در استارتاپ خود به کار بگمارید. این مبلغ را از کجا بیاورید؟ شما می‌توانید با دادن بخشی از سهام خود به شخص موردنظر یا پرداخت به‌صورت چک یا معوقه، این موضوع را حل کنید.

وقتی مشکلی ایجاد می‌شود و شما پاسخ آن را نمی‌دانید، کسی را پیدا کنید که راه‌حل آن مشکل را می‌داند. سپس آن متخصص به شما راه‌حلی را پیشنهاد می‌کند، در هر زمینه از کسب‌وکار خود این عمل را انجام دهید. از مراحل تولید گرفته تا طراحی لوگو یا حسابداری و … از آن شخص بخواهید تا این کارها را برای شما انجام دهد.

استارتاپ شما بیش از آنچه خودتان در چنته دارید، به کمک‌های مختلف، دانش و مهارت‌های حرفه‌ای احتیاج دارد. از افراد بخواهید تا برای شما کار کنند.

 

 ۵. رشد و اندازه گیری

برای رشد برند خود از قدرت شبکه های اجتماعی غافل نشوید و تا جای ممکن سعی در مطرح کردن خود در این حوزه باشید. یک کارآفرین موفق خستگی ناپذیر است و در کارش استمرار دارد.

هنر کسب و کار این است که بتوانید ارزیابی عملکرد و پیمایش پیشرفت را بررسی و سنجش کنید. استفاده از نمودارهای پینگ و داشبوردهای مدیریتی کمک شایانی به شما خواهد کرد.

رشد به معنای شکافتن، دگرگونی، فروش و انجام کارهایی بیش از درخواست پول است. اگر شما در کسب‌وکار خود راه جدیدی ایجاد کرده‌اید، این نشانه‌ی واقعی رشد شما خواهد بود.

 

۶. بودجه و قانون

همانطور که شناخت حقوق و قوانین و مجوز های لازم برای فعالیت کسب و کار های اینترنتی در همه کسب و کارها نیاز است،‌ راه اندازی استارتاپ نیز در این زمینه مستثنی نیست و دانستن آن مهم است. در مراحل بعدی نیاز به گسترش تیم حس خواهد شد لذا داشتن تیم کارامد و بودجه تبلیغات به پول وسرمایه نیاز دارد. این مرحله را کشت ایده یا سید فاندینگ‌ (Seed Funding) گویند. این سرمایه را یا خودتان باید فراهم کنید یا به سراغ مراکز رشد انکوباتور(ّIncubator)  و شتاب دهنده ها بروید که به آن ها سرمایه گذاران ریسک پذیر(VC:Venture Capital)  گویند.

“انکوباتور (Incubator)  یک ابزار آزمایشگاهی است که در آزمایشگاههای بیولوژی برای رشد دادن نمونه های زنده مانند سلول ها یا میکروب ها بکار می رود“

LLC (شرکت های با مسئولیت محدود) یکی از محبوبترین گزینه ها برای استارتاپ ها است.

در پاسخ به چگونگی راه اندازی استارتاپ به چیزی فراتر از سخت کوشی و اشتیاق نیاز دارید. الهام و کمک گرفتن از مهارت‌های یک هم‌بنیان‌گذار، در این مسیر به شما کمک خواهد کرد. افرادی که سرمایه گذاری جسورانه انجام می‌دهند، به جای سرمایه گذاری بر افراد، بیشتر علاقه‌‌مند سرمایه‌گذاری روی استارتاپ‌هایی هستند که به‌صورت تیمی فعالیت دارند. حتی داشتن سه هم‌بنیان‌گذار هم موضوع عجیبی نیست، زیرا می‌توان فرض کرد که شما سلسله‌مراتب واضحی برای تصمیم گیری دارید.

هم‌بنیان‌گذاران مهارت‌های ناقص شما را کامل می‌کنند و اینگونه حتی فراتر از چیزی که فکر می‌کنید پیش خواهید رفت.

 

۷. استخدام و تیم‌

شما در مرحله ای قرار دارید که باید تیم خود را کامل کنید و مسئولیت ها را تقسیم بندی کنید پس یک نقشه کلی از وظایف تهیه کنید و بنا به نیازها شروع به استخدام مناسبترین ها کنید. توجه کنید دیگر نیاز به شریک و سهام دار ندارید و صرفا روی استخدام تمرکز داشته باشید.

کارفرما شدن به معنای حجم بالایی از کارها و مسئولیت‌هایی است که باید به‌سرعت به پایان برسانید. هرچند چنین موضوعی سرعت استارتاپ شما را پایین می‌آورد و افراد کمی هستند که مایل به غرق شدن در راه‌ اندازی استارتاپ و کار کردن به‌صورت دائمی باشند.

به‌جای استخدام کارمند، از نیروی قراردادی استفاده کنید. در این صورت از هر شخصی براساس استعداد و توانایی‌‌هایش کمک خواهید گرفت و در مسیر انجام کارها، همه چیز را تا پایان کار در اختیار دیگران نخواهید‌ گذاشت و کنترل بهتری برای به نتیجه رساندن کارها خواهید داشت. اینگونه پاسخ به سؤالات ذهنی‌تان برای چگونگی راه اندازی استارتاپ شفاف‌تر و واضح‌تر خواهد بود.

با کسی کار کنید که شما را به سوی عملکردی فوق‌العاده سوق می‌دهد

یکی از دلایلی که استیو جابز توانست شرکت اپل را به یکی از خلاق‌ترین و باارزش‌ترین برند های دنیا تبدیل کند، این بود که او می‌توانست افراد را به سمت فعالیت بیشتر سوق دهد.

او می‌گوید: «کار من آسان‌گیری به افراد نیست. کار من این است که از آنها افراد بهتری بسازم. کار من این است که بخش‌های مختلف شرکت را به همکاری با یکدیگر وا دارم و راه را برای این موضوع هموار و شفاف کنم و منابع را برای پروژه‌های کلیدی آماده سازم. ما برای این منظور، افراد فوق‌العاده‌ای را در اختیار داریم و سعی می‌کنیم که آنها را تشویق کنیم تا همواره بهتر از پیش باشند و با دیدگاهی تهاجمی با چگونگی انجام کارهای خود مواجه شوند.»

بله، استیو جابز شخصیتی تهاجمی و حتی غیرمهربان داشت، اما درمورد چگونگی راه اندازی استارتاپ او این توانایی را داشت تا از افراد، عملکردی بهتر از آنچه خودشان فکر می‌کرده‌اند، دریافت کند. شما می‌توانید چنین ویژگی‌هایی را در هم‌بنیان‌گذار خود، شریک تجاری، دوست و مربی یا کارمندتان پیدا کنید و از این مهم‌تر می‌توانید سطح انتظار مشابهی از اعضای تیم خود داشته باشید. همانطور که استیو جابز گفته است: «با داشتن توقع از افراد برای انجام فوق‌العاده‌ی کارها، می‌توانید آنها را به سمت کارهای عالی و داشتن عملکردی فوق‌العاده سوق دهید.»

 

۸. ساخت شرکت

استارتاپ شما زمانی رسمیت پیدا می کند که در چاچوب یک مکان فیزیکی نیز قرار بگیرد و مجوزهای لازم را کسب کند. با مسائل اداری بیشترآشنا شوید و به کسب و کار خود رنگ و بوی تازه ای بدهید. یادگیری مسائل اقتصادی و امور حسابداری را در برنامه کاری روزانه تان قرار دهید .

در پاسخ به چگونگی راه اندازی استارتاپ یکی از بهترین توصیه‌ها این است که صرفا نگران این موضوع که درآمد شما از کجا خواهد آمد، نباشید. یک محصول یا خدمت خوب همیشه راه خود را برای کسب درآمد می‌یابد.

این موضوع درست است. تمرکز نزدیک‌بینانه بر کسب درآمد و پول، شما را به‌طور کلی از مسیر کسب‌وکار خارج می‌کند. فرقی نمی‌کند که با سرمایه شروع کرده‌اید یا وام گرفته‌اید یا مدل قیمت گذاری فوق‌العاده‌ای دارید، ذهن خود را از این موضوعات خالی کنید و بگذارید تا استارتاپ‌تان مراحل رشد خود را طی کند. رشد همیشه مساوی با افزایش سرمایه‌ی استارتاپ نیست. رشد به معنای شکافتن، دگرگونی، فروش و انجام کارهایی بیش از درخواست پول است. اگر شما در کسب‌وکار خود راه جدیدی ایجاد کرده‌اید، این نشانه‌ی واقعی رشد شما خواهد بود.

 

۹. بازاریابی و فروش

هر کسب و کاری در نهایت به فروش و درامدزایی می اندیشد و هدفش کسب سود است. در اینجا بحث تبلیغات و بازاریابی مطرح می شود. اهمیت تبلیغات و اثربخشی آن به اندازه ای بالاست که عده ای معتقدند ۹۸٪ از درآمد باز هم باید صرف تبلیغات شود. پس اول فکرکنید،‌ بعد تبلیغ. دقت کنید امروزه یکی از پرطرفدارترین رشته های دانشگاهی بازاریابی و بازرگانی است پس یا با علم وارد شوید یا از افرادی در تیم خود استفاده کنید که در این خصوص خبره باشند.

بازاریابی، یکی از بهترین چیزهایی است که باید برای استارتاپ خود انجام دهید. وقتی برای محصول یا خدمت خود بازاری پیدا می‌کنید، درمقابل افرادی قرار خواهید گرفت که مایل هستند از شما خرید کنند. بازاریابی تلف کردن زمان نیست و یکی از بهترین سرمایه‌گذاری‌ها در ابتدای راه‌اندازی استارتاپ شما خواهد بود.

 

۱۰. موفقیت و مشاوره

تبریک . رسالت شما به پایان رسید. ولی این پایان راه نیست. جذب مشتری یک پروسه سخت است و نگه داشتن و افزایش آن سخت تر و با مطالعه، مشاوره و بروز بودن به کسب و کار خود رونق دهید.

استارتاپ تنها در ذهن خود کارآفرین وجود ندارد. استارتاپ در چشم‌انداز مشتریان فعلی و بالقوه نیز وجود دارد.

اگر مردم بخواهند که محصول شما را خریداری یا استفاده کنند، شما باید هرچیزی را که می‌توانید درباره‌ی مشتریان خود یاد بگیرید. بقا یا نابودی استارتاپ شما به میزان پذیرش محصول و خدمات شما وابسته است.

هرچه سریع‌تر درباره‌ی افکار مشتریان‌تان نسبت به محصولات و خدمات خود بدانید، زودتر می‌توانید مسیر خود را اصلاح کنید و خدمات و محصولات‌تان را به‌شکل بهتری به آنها ارائه دهید.

منابع : چطور – تابان شهر