Exchange

تغییر مسیر مدیریت و استارتاپ

بررسی ها و پژوهش های مرکز مطالعات کسب و کار هاروارد، مسیر مدیریت استارتاپها ، کسب و کارها و بنگاه های اقتصادی را در معرض یک بازاندیشی بنیادی قرار داده است؛ به طوری که محور های این باز اندیشی تقریبا تمامی سرفصل های مدیریت را دستخوش دگرگونی قرار خواهند داد.

۱️⃣محور اول: آموزش مدیران و توسعه رهبری

بررسی های انجام شده بیانگر فاصله زیاد بین محیط آموزشی تربیت مدیران با محیط کار آنان است. این فاصله با برداشتی از بیگانگی مفاهیم آموخته شده با جنبه های کاربردی است. از ۲۰۰ میلیارد دلار هزینه های صرف شده سالانه شرکت های آمریکایی برای آموزش مدیر، فقط ۱۰ درصد آن دارای بازدهی مطلوب بوده است. باز اندیشی در این محور بر اساس ناکارآمدی دوره های MBA و آموزش های ضمن خدمتی است که نه تنها کفایت لازم را برای تربیت مدیر نداشته اند، بلکه به افزایش فاصله بین فضای کار و محیط آموزشی منجر شده است. راه حل در ایجاد یک مهارت جدید به نام “توسعه رهبری” است.

۲️⃣محور دوم: استراتژی

به جای آموزه های متداول ومرسوم استراتژی باید به راهبردهای تبدیل محصول و خدمت به پلت فرم اندیشید. کسب و کارهای سنتی برای ماندن در فضای فعلی کسب و کار جهانی، باید مسیر های پرفراز و نشیب پلت فرم سازی را آموخته و پیاده سازی کنند. تجربیات شرکت جنرال الکتریک و دیگر نمونه های مبارزه با هجوم اکوسیستم های دیجیتال، در یک خیز بزرگ برای رسیدن به پلت فرم، قابل تامل و ژرف اندیشی است.

۳️⃣محور سوم: حاکمیت و مدیریت

بازاندیشی در تعارضات بنیادی بین مفاهیم حاکمیت و مدیریت و واکاوی نظریات “نمایندگی” و “واحد تجاری” به طوری که مرزبندی های لازم میان مالکیت و سهامداری از یک طرف و مدیریت و اداره بنگاه از طرف دیگر را به هم ریخته و ضمن لحاظ نمودن مسئولیت های اجتماعی و تجدید نظر در مفهوم سودآوری، پدیده “مسئولیت” هم برای مالکان و هم برای مدیران را در معرض بازاندیشی قرار خواهد داد.

۴️⃣محور چهارم: سرمایه

سرمایه دیگر پول و دارایی های فیزیکی و منابع مالی نبوده و حتی فراتر از آن دارایی های نامشهود و سرمایه های انسانی نیز نخواهد بود. بازاندیشی در مفهوم سرمایه، ما را به سمت و سوی فراتر از پول خواهد برد. فراتر از پول منبعی است که دستیابی به آن فقط مختص کسب و کارهایی است که به صورت بنیادی با مفهوم نیروی انسانی خلاق و ارزش آفرین ارتباط برقرار کرده و آن دسته سرمایه های انسانی و فکری هستند که منشأ ایجاد ارزش های نوین و متحول کننده خواهند بود و مهم تر از همه این که این ادعا دیگر شعار و نمایش نیست!

۵️⃣محور پنجم: خلاقیت

خلاقیت مفهوم سنتی و مرسوم خود را نخواهد داشت و به نوعی از حیطه ذاتی بودن خارج و تبدیل به یک مهارت می شود. روان شناسی کسب و کار و تأثیرات پیشرفت علم نورولوژی در تغییر رفتار افراد و فراتر از آن آسیب های روان شناختی ناشی از عارضه های پردازش های ذهنی و مغزی و راه کارهای مقابله با آن ها، مدیران نوین را تبدیل به روبوت های خلاق خواهد کرد؛ که برای هر رویکرد و چالشی بی درنگ به جای پردازش های کلیشه ای ذهنی و غریزی، ازخلاقیت خود استفاده می نمایند.

۶️⃣محور ششم: نوآوری

هجوم ترفندهای دیجیتال موجب ربودن فرصت های کسب و کار از استارت آپ های جدید و کارآفرینان شده است. مفاهیم اثرات شبکه ای، تکنیک حذف واسطه ها در رقابت های دیجیتال، استفاده از تکنیک چند وجهی و مهم تر از همه تکنیک جهانی سازی شبکه در فروش های آنلاین، در ردیف واجب ترین سوژه های قابل یادگیری برای مدیران جوان و کارآفرینان نوین خواهد بود. اقتصاد جهانی در حال مغلوب شدن و قرار گرفتن در چنبره اکوسیستم های اقتصادی تبدیل شده به یک هاب است و اگر تاخیر کنید؛ نخواهید ماند.

۷️⃣محور هفتم: بوروکراسی

بوروکراسی یکی از بزرگترین آسیب های بنگاه های اقتصادی در حوزه سازماندهی در قرن بیست و یکم است. زیرا در حاکمیت بوروکراسی، اثری از خلاقیت، نوآوری، بازدهی مفید و مشتری مداری نیست و اگر هم بدست آید با خون جگر و کاهش بازدهی در مقیاس بدست خواهد آمد. تدابیر اندیشیده شده برای کاهش یا اصلاح آن چه برای کسب و کارهای سنتی و چه برای کسب و کارهای فن آوری و نوین بی اثر بوده است. تنها راه، یک انقلاب و عصیان است که بر علیه بوروکراسی چاره ساز خواهد بود. مدیران باید با مهارت های تکه تکه کردن سازمان برای حذف یکپارچگی، روی آوری به قراردادهای داخلی و ایجاد منافع برای کارکنان، باز اندیشی در مفاهیم انتصاب، اختیار و نظارت و نهایتا روش های برهم زدن قواعد جاری و مرسوم بوروکراسی را بیاموزند.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *