تقویت مهارت‌های رهبری برای موفقیت در یک استارتاپ

دست از کنترل دائمی اعضای تیم استارتاپ بکشید. به آن‌ها آزادی عمل بدهید. بگذارید همان طور که در مسیر پیشرفت می کنند، خودشان مسئولیت اقدامات و تصمیماتشان را به عهده بگیرند.

هر اطلاعاتی که لازم است را با اعضای تیم در میان بگذارید. آن‌ها هر چقدر بیشتر بدانند، اهداف و وظایف را بهتر درک خواهند کرد و احساس تعهد بیشتری خواهند داشت و وقتی خود را متعهد بدانند دست از سخت کوشی برنمی دارند.

برای کارمندانتان یادداشت‌های تشکر ارسال کنید. مدیرانی که از تلاش کارمندانشان قدردانی می کنند، به آنها انگیزه بیشتری می دهند.

 بهترین‌ها را برای اداره‌ استارتاپ انتخاب کنید و به اعضای تیم آزادی عمل بدهید، حتی اگر ممکن است مرتکب اشتباه شوند.

زندگی شخصی اعضای تیم را مورد کنکاش قرار دهید. بگذارید آن‌ها بدانند شما برای زندگی‌شان هم ارزش قائل هستید.

Founder Co-Founder

بنیانگذار (Founder Co-Founder)

بنیانگذار، موسس یا فاندر معمولا به کسی گفته میشه که به تنهایی یه کسب و کار یا استارتاپُ راه اندازی کرده باشه. این شخص می تونه یه بیزنس‌من، برنامه نویس، من، شما یا آنها باشه که همه مراحل ایجاد یه کسب و کار رو تنهایی طی میکنه، یا بعضی از کارارو برون سپاری میکنه یا یه سری ها رو استخدام میکنه که کاراشو انجام بدن.
اما هم بنیانگذار، هم موسس یا کوفاندر وقتی استفاده میشه که دو یا چند نفر با هم اقدام به راه اندازی یه استارتاپ می کنن. این افراد همگی با هم جزو موسسان به حساب میان، این افراد معمولا توانایی های مکمل دارن (برنامه نویس، صاحب ایده، بازاریاب یا بیزنس‌من) و بعضا هم توانایی های متفاوت تو زمینه های مختلف دارن.
یه حالت دیگه هم هست که شما یه کسب و کاریو راه میندازی به تنهایی و بعدِ مدتی به دلایل خاص به افراد دیگه ای نیاز داری. مثلا یکیُ وارد میکنی و بهش اختیارات زیادی می دی و علاوه بر اون براش سهم قابل توجهی از سهام استارتاپُ در نظر می گیری. این شخص بعنوان کوفاندر بحساب می‌یاد و شما که صاحب ایده‌اید میشید فاندر.

Product-Market Fit

همخوانی محصول بازار (Product Market Fit)

مارک اندریسن (Mark Andreessen)، همخوانی محصول- بازار را اینجوری تعریف می‌کنه:

«بودن در بازاری خوب با محصولی که می‌تواند آن بازار را راضی کند»

استیو بِلَنک هم میگه:

«ارزیابی مشتری، ثابت می‌کند که شما مجموعه‌ای از مشتریان و یک بازار را پیدا کرده‌اید که به محصول (شما) واکنش مثبت نشان می‌دهند: آن هم به وسیله‌ی خلاص کردن آن مشتریان از بخشی از پولشان».

گرچه تعریف همخوانی محصول- بازار ظاهرا بدیهی و روشن به نظر می‌رسه، اندازه‌گیری همخوانی محصول- بازار از دید میزان پذیرش بازار خیلی سخت‌تره. شان الیس (Sean Ellis) چنین دیدگاهی داره:

«همخوانی محصول- بازار نیازمند آن است که دست کم ٪۴۰ مشتریان بگویند که بدون محصول شما «خیلی مایوس» می‌شوند. روشن است که این آستانه قابل دستکاری است، اما من این را پس از بررسی بیش از ۱۰۰ شرکت نوپا تعیین کرده‌ام. آن‌هایی که برای ماندن دست‌وپا می‌زنند همیشه زیر ٪۴۰ هستند، در حالیکه بیشتر کسانی که مقبولیت زیادی کسب کرده‌اند از ٪۴۰ فراتر رفته‌اند.»

Getting Out of the Building

بیرون زدن از ساختمان (Getting Out of the Building)

این عبارت را استیو بِلَنک به عنوان استعاره‌‌ای از درست و حتمی ندانستن فرضیات کسب و کاری بیان می‌کنه. تو تولید ناب هم اصلاح ژاپنی Genchi Gembutsu (خودتان بروید و وضعیت را از نزدیک بررسی کنید) به‌کار برده می‌شه.
برید و با مشتریان زنده‌ای که نفس می‌کشن صحبت کنید (در صورت امکان رو در رو) تا اعتبار فرضیاتتون رو بسنجید. برای بسیاری از ما، صحبت کردن با مشتریا کار سختیِ، دنبال هر بهونه یا دلیل منطقی می‌گردن تا این کارو نکنن، مث نداشتن احساس خوب یا راحت نبودن صحبت تلفنی با غربیه‌ها و…، یه دلیل این سر باز زدن، ترس از پس زدنِ. بعضی کارآفرینا ترجیح می‌دن تا از دارایی شون (ایده بزرگی که شاید مفتم نمی ارزه) پرستاری کنن تا اینکه بفهمن برای ایده‌شون بازاری نیست.
بخشی از هدف «بیرون زدن از ساختمان» فهمیدن اینه که آیا ایده کسب و کارتون پذیرفتیه یا نه. اگه نه یا باید بهبودش بدید یا برید سراغ یه ایده دیگه. یادتون نره «بیرون زدن از ساختمان» یا حتی اعتبارسنجی ایده طراحی شده تا هزینه‌های فرصت و هزینه های واقعیتون را کمینه کنه. (با نساختن محصولی کسی نمی‌خواد).

the key to success in a startup

رمز موفقيت در یک استارتاپ

واینر مدیرعامل لینکدین می گوید: «وقتی مردم از من می پرسند چگونه می توانند احتمال موفقیتشان در استارتاپشان را به حداکثر برسانند یا مثلاً چطور به اهداف شغلی خود دست پیدا کنند (که این به نوعی بیش از اندازه ساده گرفتن موضوع است)، توصیه من به آنها این است که اول از همه با پرسیدن این سؤال از خودشان شروع کنند که:

در نهایت می خواهند به کجا برسند؟»

«جای تعجب است، وقتی با کسانی به گفتگو می نشینم که مثلاً پنج سال یا هفت سال است در گیر و دار زندگی شغلی خود هستند، می بینم اکثریت بزرگی از انسان ها از شغل یا موقعیت خود رضایت ندارند. اتفاقی که افتاده این بوده که درگیر جریانی خوش بینانه، یک موقعیت شغلی پرطرفدار، ترفیع شغلی، و یا کسب پول بیشتر شده اند، به جای اینکه بنشینند و از خودشان بپرسند واقعاً دوست دارند چه کاری انجام دهند».

واینر توضیح می دهد که وقتی کسی حوزه طلاییِ تلاقی علاقه و مهارت هایش را می یابد، هدف پیدا می کند. او می گوید: «کسانی که این سؤال را از خود می پرسند، بلافاصله مسیر زندگی شغلی خود را عوض می کنند و این خیلی جالب توجه است.

به محض اینکه به این ادراک سرنوشت ساز می رسند، شروع می کنند به نشان دادن آن، چه به صورت آشکارا و مستقیم و چه تلویحی و غیر مستقیم. این یک حس کاملاً واقعی است».

Non-cash assets of startups

مشکلات دارایی های غیر نقدی استارتاپ ها

اغلب مواقع بنیان‌گذاران استارتاپ‌ها جز دانش‌ فنی و یا دارایی فکری مانند:
اختراع، علامت‌تجاری، طرح‌صنعتی و دارایی‌هایی که تحت کپی‌رایت قابل حمایت است چون نرم‌افزار‌ها، قالب‌ها و کد‌ها و یا سایر دارایی‌ها نامحسوس همچون کاربران و لیست مشتریان و… آورده‌ی دیگری ندارند.

آیا این دارایی‌ها می‌تواند جزء آورده استارتاپ در شرکت منظور گردد و به ثبت برسد؟

هنگام تاسیس و ثبت شرکت به انواع شرکت‌های تجاری موجود در قانون ایران، نحوه شناسایی و برآورد این دارایی‌ها متفاوت است.
معمولا سرمایه‌گذاران به عنوان حامی مالی و معنوی، سرمایه‌ نقدی شرکت را هنگام ثبت تامین می‌کنند و با توجه به میزان حمایت و ارزش تجاری استارتاپ میان خود تقسیم سهام می‌نمایند.

اما آورده‌های‌ غیرنقدی استارتاپ که ارزش واقعی این شرکت را تعیین می‌کند چه وضعیتی دارد؟

معمولا دامنه، نرم افزار، اختراع، طرح ها و… پیش از تاسیس شرکت با نام اشخاص به ثبت می‌رسد و با توافق سهام‌داران جز دارایی شرکت قلمداد می‌شود اما در عمل مالکیت این دارایی‌ها به نام شرکت منتقل نمی‌گردد و همچنان در اختیار مدیران استارتاپی باقی می‌ماند.
این مساله زمانی منجر به بروز مشکل می‌گردد که سهامداران در هنگام نقل و انتقال‌سهام یا خروج از شرکت به اختلاف برخورد نمایند.

دو راه حل برای این مساله متصور است:

راه اول: می‌توان برخی دارایی‌های‌ نامحسوس و غیر‌نقد استارتاپ‌ها را از طریق کارشناسی ارزیابی و قیمت‌گذاری نمود و همچون آورده نقد در سرمایه شرکت منظور نمود.
(همانطور که تاکید شد برخی از این دارایی‌ها قابل ارزشگذاری است)

راه‌ دوم: آنکه با انعقاد تفاهم‌نامه‌ایی، مدیران استارت‌آپی را متعهد نمود در‌ قبال آورده نقدی سرمایه‌گذار، علاوه بر انتقال سهام شرکت، در دارایی‌های نامحسوس شرکت که به ثبت نرسیده است شریک نموده و بدون اجازه سایر شرکا حق تصمیم‌گیری در خصوص نقل و انتقال اینگونه آورده‌ها یا بهره‌برداری شخصی را از خود سلب نماید.
درهرحال می‌توان چنین برداشتی نمود که دارایی‌های نامحسوس استارت‌آپ‌ها متعلق به شرکت است و بنیان‌گذاران نمی‌توانند به عنوان دارایی شخصی از آن بهره‌برداری نمایند یا اقدام به واگذاری و تصرف آن نمایند.
اما از آنجا که اثبات تعلق دارایی‌های نامحسوس به شرکت تا حدودی دشوار است بهترین راه حل انعقاد قرارداد در این خصوص است.

Investment Tips

موارد مهم در تخصیص سرمایه استارتاپ

هزینه‌های اولیه‌ی استارتاپ باید با دقت و برنامه‌ریزی کامل انجام شوند چرا که سرمایه‌ی این شرکت‌ها در ابتدا محدود بوده و فرصت اشتباه به موسسان نمی‌دهد.

بوت‌استرپینگ یکی از بهترین و کارآمدترین روش‌‌های سرمایه‌گذاری استارتاپ در روزهای اولیه‌ی تاسیس است. البته این راهکار دشوارترین روش نیز محسوب می‌شود چرا که منابع مالی، زمان، تیم، نیروی انسانی و بسیاری منابع در آن بسیار محدود هستند. بوت‌استرپینگ اعتبار موسس و کنترل او روی استارتاپ را نیز افزایش می‌دهد؛ چرا که بدون وجود سرمایه‌گذاران یا مدیران بالادستی، به‌تنهایی تصمیم‌گیری می‌کند.

بوت‌استرپینگ به‌معنای راه‌اندازی استارتاپ با سرمایه‌ی شخصی و حداقل هزینه‌ها است

نکته‌ی اساسی در زمانی که سرمایه‌ی اولیه‌ی استارتاپ کم است یا به روش بوت‌استرپینگ کار می‌کند، انتخاب زمینه‌ی مناسب برای هزینه کردن سرمایه است. چرا که در این سبک از مدیریت استارتاپ اگر هزینه‌ها به درستی انتخاب نشوند، ممکن است موسس استارتاپ سرمایه را در مسائلی بی‌اهمیت هزینه کند و از سرمایه‌گذاری در بخش‌های با بازدهی بلندمدت غافل شود. در ادامه‌ی این مطلب زومیت به بررسی چهار زمینه‌ای می‌پردازیم که موسسان استارتاپ باید سرمایه‌ی خود را در آنها هزینه کنند.

 ابزارهای مناسب

استارتاپ نیز مانند هر کسب‌وکار دیگر به ابزار مناسب احتیاج دارد. این ابزارها بسته به نوع شرکت می‌تواند نرم‌افزاری، سخت‌افزاری یا ابزارهای تولیدی باشد. به هر حال ابزار مناسب علاوه بر تضمین کیفیت خوب محصول نهایی، افزایش بازدهی و کارایی و کاهش هدررفت منابع را به همراه خواهد داشت.

 ابزار آلات

حتی اگر محصول شما یک سرویس باشد، ابزارهای مناسب برای آن حیاتی هستند. کیفیت ایده‌ی شما، همچنین مالکیت معنوی آن و تمایز شما از بازار همگی در راه‌اندازی استارتاپ مهم هستند؛ اما اگر بازدهی اجرای ایده مناسب نباشد، تمامی این موارد بی‌فاید خواهند بود.

همان‌طور که اشاره شد در هزینه کردن سرمایه باید دقت به خرج دهید. پس در انتخاب و خرید ابزارها نیز حساس باشید. خرید آخرین مدل ابزارها با بیشتری امکانات، برای استارتاپ مناسب نیست. باید به دنبال مواردی باشید که قطعا نیازهای شما را به بهترین نحو برطرف کنند. امکانات اضافه، به‌معنای هزینه‌ی اضافه خواهند بود و شما را از هدف اولیه یعنی هزینه کردن هوشمندانه دور می‌کنند. در نهایت به این نکته توجه کنید که هر خرید در این مرحله، یک سرمایه‌گذاری است و قطعا باید سرمایه‌گذاری با بیشترین نرخ بازگشت را انتخاب کنید.

 فضای کاری مناسب

موسسان و کارمندان شرکت‌های نوپا بسیار بیشتر از رقبای باسابقه‌ی خود در محیط کار می‌مانند. آنها وظایف و کارهای زیاد و زمان کمی برای انجام آنها دارند. در نتیجه در قدم اول باید به دنبال محل کاری راحت و ترجیحا جذاب باشید. البته محیط کار استارتاپ نباید آن‌چنان لوکس بوده یا تصویری بسیار بزرگتر از وضعیت کنونی استارتاپ را نشان دهد. همین که شما و همکاران از کار در آنجا راضی باشید، به هدف اولیه رسیده‌اید.

 راحتی محل کار مهم‌تر از زیبایی و لوکس بودن آن است

علاوه بر انتخاب محل، وسایل دفتر کار نیز باید با دقت انتخاب شوند. میز، صندلی، نورپردازی، کمد و مواردی از این دست باید به بهترین نحو گزینش شوند تا فضایی ارگونومیک برای کارمندان ایجاد شود. نکته‌ی حیاتی در این بخش این است که به دنبال جلب توجه دیگران نباشید. محیط کاری هزینه‌ای است که به راحتی می‌تواند شما را گرفتار کند و بخش عظیمی از سرمایه را ببلعد. تنها زمانی که استارتاپ شما ارتباطات متعددی با افراد بیرون داشته و نیاز به جلسات متعدد داشته باشید، می‌توان محیط کار را کمی لوکس‌تر و گران‌تر انتخاب کرد.

Native Advertising

تبلیغات هم‌نما (Native Advertising)

تبلیغات هم‌نما به تبلیغاتی می‌گن که با همانندسازی ظاهر تبلیغ با رابط کاربری اپلیکیشن یا سایت، باعث توجه بیشتر کاربر و عدم آزارش میشه. هدف اصلی تبلیغات هم‌نما اینِ که با ارائه‌ی تبلیغات به صورت هماهنگ با محل تبلیغ (صفحه ای از سایت، محتوا یا …)، یکپارچگی، هویت بصری و تجربه کاربریُ حفظ کرده و در عین حال، جریان درآمدی جدیدی برای توسعه‌دهندگان اپلیکیشن‌ها یا توسعه دهندگان محتوا و… فراهم میکنه. در واقع حسن این تبلیغات برای تبلیغ‌دهندگان جلب توجه کاربر و برای ناشرین، درآمدزایی توام با عدم تخریب تجربه کاربریِ.
اگرچه هدف اصلی تبلیغات هم‌نما در جملات بالا خلاصه شده، این نام کلی به مصادیق مختلفی تعلق گرفته. بهترین راه شناخت تبلیغات هم‌نما، آشنایی با این مصادیقِ. تبلیغات هم نما (Native) معمولا در سه قالب Native Social Ads و Sponsored Content، Native Display Ads شناخته می شه.

hard working problems

مشکلات کار کردن بیش از اندازه

شاید برای رسیدن به موفقیت، هر روز تلاش کنید زودتر از همیشه به سرکار بروید و سخت کار کنید و دیرتر هم به خانه برگردید. شاید می خواهید با این روند کارایی‌تان را افزایش یا رئیس‌تان را تحت تأثیر کوشش و ازخودگذشتگی‌تان قرار دهید اما جالب است که بدانید این کار نه‌تنها بهره‌وری‌تان را افزایش نمی‌دهد بلکه به مرور زمان سبب ایجاد فرسودگی شغلی هم می‌شود.

 

تحقیقات زیادی اثبات کرده‌اند که کار بیشتر از ۴۰ ساعت در هفته به سلامتی و شادابی فرد آسیب می‌رساند، روابط اجتماعی او را به چالش می کشد و سبب کاهش بهره‌وری او می‌شود.

 

هنگامی که به اندازه کافی وقت آزاد ندارید عادات خوبی که تأثیرات منفی یک زندگی سخت و پرتنش را کم می‌کند مثل ورزش کردن، استراحت کردن در آرامش، مدیتیشن و تهیه وعده‌های غذایی سالم را مجبورند کنار بگذارند، به خوردن فست فود اکتفا کنند و دوباره کارشان را ادامه دهند. این روند در طولانی‌مدت فرسایشی می‌شود و قطعا روی سلامت فرد تأثیرات مخربی بجا می‌گذارد.

 

 محققان و پژوهشگران تاثیر کار زیاد روی سلامتی جسم، مغز و ذهن افراد را مورد بررسی قرار داده‌اند. نتایج یافته‌های آنها به شرح زیر است:

 

فعالیت بیش از ۱۰ ساعت در روز احتمال ابتلا به بیماری های قلبی و عروقی را تا ۶۰ درصد افزایش می‌دهد.

 

۱۰ درصد افرادی که هر هفته بین ۵۰ تا ۶۰ ساعت کار می‌کنند، مشکلات ارتباطی دارند. این آمار برای افرادی که بیش از ۶۰ ساعت در هفته کار می‌کنند به ۳۰ درصد افزایش یافته است.

 

فعالیت بیش از ۴۰ ساعت در هفته با افزایش مصرف الکل و تنباکو و افزایش وزن غیرطبیعی در مردان و ابتلا به افسردگی در زنان ارتباط دارد.

 

احتمال ابتلا به افسردگی در افرادی که بیش از ۱۱ ساعت در روز کار می‌کنند بیشتر است.

 

نتایج تحقیقات نشان می‌دهد افزایش ساعت کاری سبب افزایش آسیب‌پذیری افراد می‌شود. میزان آسیب‌پذیری در افرادی که بیش از ۶۰ ساعت در هفته کار می‌کنند تا ۲۳ درصد افزایش می‌یابد.

 

خیلی از مشکلاتی که به دنبال کار زیاد به وجود می‌آید ناشی از فشار و استرسی است که با هورمون‌ها ارتباط دارد. استرس سطح هورمون کورتیزول را افزایش می‌دهد و سبب ایجاد اختلال در خواب، اشتها، فشارخون، سیستم ایمنی بدن، حافظه و رفتار می‌شود.

 

کار زیاد فقط به سلامت جسمی فرد آسیب نمی‌زند بلکه عملکرد شناختی او راده هم مختل می‌کند. در تحقیقی که پنج سال به طول انجامید، نشان داده شد افرادی که ۵۵ ساعت کار کرده بودند نسبت به کسانی که ۴۰ ساعت در هفته کار کرده بودند قدرت استدلال ضعیف‌تری داشتند و در یادآوری واژگان هم ناتوان‌تر بودند.

 

کار بیش از حد سبب کاهش بهره‌وری فرد نیز می‌شود. اضافه‌کاری‌های کوتاه وقتی دائمی می‌شوند به کارایی شما نمی‌افزایند، بلکه مانع از بهره‌وری‌تان هم می‌شوند.

وقتی افراد هر هفته ۴۰ ساعت کار می‌کنند فرصت بهبود خستگی و دستیابی به سطح بالاتری از بهره‌وری را دارند و  کار بیشتر از ۴۰ ساعت در هفته سبب بهره‌وری بالاتر نمی‌شد. هنری فورد ۴۰ ساعت کار در هفته را جا انداخت تا کارمندان ساعات بیشتری را با خانواده‌شان سپری کنند و بهره‌وری‌شان افزایش یابد.

 

بعضی افراد به شغل‌شان بیش از اندازه علاقه دارند و می‌خواهند وقت آزادشان را هم به کار کردن اختصاص دهند؛ اما حتی آنهایی که عاشق کارشان هستند هم باید زمانی را برای استراحت و تجدید قوا در نظر بگیرند.

جالب است بدانید که بیش از ۵۰ درصد کارمندانی که ساعات زیادی از روز را کار می کنند هنگام برگشت به خانه نای صحبت کردن ندارند. کار زیاد همچنین سبب می‌شود رابطه‌ی زناشویی به خشونت و دعوا منجر شود.

 

نتایج تحقیقات نشان می‌دهد کسب و کارها با یک ساعت کار اضافی یا دو روز کارِ بیشتر به جایی نمی‌رسند؛ پس اگر سلامت جسمانی و روانی، شادی و ارتباط تان با دیگران ارزشمند است، بیشتر از ۵۰ ساعت در هفته کار نکنید.

Work skils

۹ مهارت مورد نیاز نیروی کار در سال ۲۰۲۰

موسسه تحقیقاتی دانشگاه فونیکس، موارد ده‎گانه زیر را به عنوان مهارت‎های مورد نیاز نیروی کار در سال ۲۰۲۰ معرفی نموده است:

۱- درک معانی:
توانایی درک عمیق مفاهيم و اهمیت موضوعات تبیین شده

۲- هوشمندی اجتماعی:
توانایی برقراری ارتباط موثر با دیگران به‎منظور جلب واکنش‎های مناسب و ایجاد تعامل مطلوب با آن‎ها

۳- تفکر نوین و انطباقی:
توانایی یافتن راه‎حل‎ها و پاسخ‎های بدیع و نوآورانه برای مسائل

۴- شایستگی میان‎فرهنگی:
قابلیت موثر عمل کردن در فرهنگ‎های مختلف

۵- تفکر محاسبه‎ای:
توانایی تبدیل و تفسیر حجم بزرگی از داده‎ها و استخراج مفهوم و تحلیل‎های لازم از آن‎ها

۶- سواد رسانه‎های نوین:
توانایی ارزیابی منتقدانه محتواهای رسانه‎های نوین و توان تولید محتوای مناسب و متقاعدکننده برای آن‎ها

۷- چند ‎رشته‎ای بودن:
سواد و توانایی درک مفاهیم چندین رشته مختلف

۸- تفکر طراحی:
توانایی طراحی فرایندها و اقداماتی در راستای رسیدن به هدفی خاص

۹- مدیریت بار فکری:
توانایی فیلتر کردن و اولویت بندی مطالب در راستای حداکثر سازی کارکرد شناختی مغز