Pegasystems

استارتاپ پگاسیستمز

پگاسیستمز (Pegasystems)یک شرکت نرم‌افزاری آمریکایی است که در سال ۱۹۸۳ در ماساچوست بنیانگذاری شده است. این استارت‌آپ نرم‌افزارهایی را برای مدیریت روابط با مشتریان و مدیریت روند کسب‌و‌کار ارائه می‌دهد. پگاسیستمز در صنایعی اعم از خدمات مالی، علوم زیستی، مراقبت‌های بهداشتی، تولید، بیمه، فناوری پیشرفته، ارتباطات و رسانه، انرژی و تدارکات تخصص دارد. این شرکت در سال ۱۹۹۶ اعلام کرد که به طور علنی در بازار بورس NASDAQ معامله می‌شود. از سال ۲۰۱۰، این شرکت تعدادی از شرکت‌ها مانند آنتنا سافت‌ور، فایرفلای، اوپن اسپن، مش‌لبز و کوردیانت را خریداری کرده است. محصول اصلی این شرکت پلتفرم نرم‌افزاری پگا۷ است. الن ترفلر در ۲۸ سالگی پگاسیستمز را بنیانگذاری کرد. قبل از راه‌اندازی این شرکت، در اوایل دهه ۱۹۸۰، ترفلر سیستم‌های کامپیوتری را می‌ساخت که می‌توانستند شطرنج بازی کنند.

در طول اولین‌ سال‌های راه‌اندازی این شرکت، تمرکز او روی ارائه مدیریت موضوعی، به ویژه برای شرکت‌هایی مانند آمریکن اکسپرس‌ بود. ترفلر می‌گوید وقتی پگاسیستمز را راه‌اندازی کرد، می‌خواست نرم‌افزاری به وجود آورد که کارهای دشوار مربوط به کسب‌و‌کار را تسهیل کند و نرم‌افزاری باشد که متوجه شود افراد چگونه می‌خواهند کارها انجام گیرند؛ کارهایی که از نظر آنها انجامشان بسیار دشوار است. این استارت‌آپ در ابتدای کار سرمایه‌گذار از بیرون جذب نکرد و هزینه‌ها توسط خود شرکت پرداخت می‌شد. در سال ۱۹۹۶ پگاسیستمز عرضه عمومی اولیه و ثانویه خود را انجام داد. پس از دریافت چندین میلیون دلار بودجه، دیگر شرکت به جذب سرمایه خطرپذیر نیاز نداشت.
پگاسیستمز در اواخر دهه ۱۹۹۰۰ و پس از اختلاف بین حسابدارانش، وارد یک دوره مشکلات مالی شد. در مارس سال ۲۰۱۰، پگاسیستمز شرکت نرم‌افزاری کوردیانت را به مبلغ ۱۶۱.۵ میلیون دلار خریداری کرد. با اینکه کوردیانت مشتریانی مانند سیتی‌بانک، کپیتال وان، مت لایف، سیگنا، ول‌پوینت، تی‌موبایل‌ و وودافون داشت و در استفاده از تحلیل‌های پیش‌بینانه درباره تعاملات مشتریان «نوآور» به شمار می‌رفت، اما با رکود سال ۲۰۰۸ دست و پنجه نرم می‌کرد. این خرید به پگاسیستمز امکان داد تا به
بازارهای جدیدی مانند بازار مخابرات و مراقبت بهداشتی دسترسی پیدا کند و پگاسیستمز شرکت کوردیانت و فناوری مدیریت روابط با مشتریان خود را یکپارچه‌سازی کرد.
در سال ۲۰۱۲، این شرکت فضای ابری خود به نام پگا کلاود را از طریق خدمات وب آمازون معرفی کرد‌ و در اکتبر سال ۲۰۱۳، پگاسیستمز توسعه‌دهنده اپلیکیشن همراه آنتنا سافت‌ور را به مبلغ ۲۷.۷میلیون دلار خریداری کرد. آنتنا که در نیوجرسی واقع شده است، در کراکو و بنگلور نیز دفاتری دارد. در اکتبر سال ۲۰۱۳، پگاسیستمز به عنوان «ارائه‌دهنده مدیریت روند کسب‌و‌کار و راهکارهای روند کسب‌و‌کار» شناخته شد‌ و مرکز توسعه جهانی آن در حیدرآباد بود. درآمد این شرکت از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۳ به شدت رشد کرد به طوری‌که ۳۴درصد افزایش درآمد داشت. این شرکت می‌گوید: «افزایش سوددهی در سال ۲۰۱۳ برای این شرکت نتیجه تقاضا برای به‌روز‌رسانی محصول نرم‌افزاری اصلی آن» یعنی پلتفرم پگا بوده ‌که به وسیله آن شرکت‌ها می‌توانستند سیستم‌های نرم‌افزاری و داده را یکپارچه‌سازی کنند. پس از انتشار آخرین نتایج مالی در نوامبر ۲۰۱۳، بورس پگاسیستمز ۲۰درصد افزایش یافت و به بالاترین نرخ خود رسید. پگاسیستمز به منظور توسعه راهبرد فناوری فضای ابری خود در سال ۲۰۱۴ یک استدلال‌کننده فناوری فضای ابری را استخدام کرد.

در طول سال بعد، این شرکت روی عملیات‌های شبکه‌ای در آمریکای شمالی و هند سرمایه‌گذاری کرد تا از خدمات فضای ابری خود پشتیبانی کند. در ماه مه ۲۰۱۴، پگاسیستمز یک استارت‌آپ نرم‌افزاری تحلیل متن به نام مش‌لبز را خریداری کرد. طبق گزارش تایمز او ایندیا، پگاسیستمز از نرم‌افزار تحلیل متن مش‌لبز برای جمع‌آوری داده‌های رسانه‌ اجتماعی و رمزگذاری آنها برای مشتریان خود استفاده خواهد کرد. در ژوئن سال ۲۰۱۴ این شرکت یک استارت‌آپ دیگر به نام فایرفلای را خریداری کرد. این اقدام اولین حرکت شرکت در حوزه بازار کو-بروزینگ بود. تا تابستان سال ۲۰۱۴، دفتر مرکزی پگاسیستمز همچنان در ماساچوست بود و ۲۷۰۰ کارمند داشت.

Entrepreneur

چهار تفاوت بین کارآفرین و کارمند

بسیاری از افراد در رویای داشتن شغل آزاد داشتن یک استارتاپ و پیوستن به جرگه خویش فرمایان, شغل کارمندی خود را رها می کنند; اما بر اساس یک تحقیق در سال ۲۰۱۶ که توسط سازمان مطالعاتی انجام شد, فقط شش درصد آمریکایی ها واقعا صاحب حرفه و کسب و کار خود هستند.

از میان آن هایی که صاحب تجارت نیستند, برخی تلاش کردند و موفق نشدند, در حالی که باقی آن ها هنوز هم کارمندانی هستند که هیچ وقت از مرز شرح وظایف کاری خود فراتر نرفتند. برداشتن گام روبه جلو به درون دنیای کار آفرینی جرات می طلبد, اما راز موفقیت در پیدا کردن تفاوت های کلیدی بین کارمند و کارآفرین نهفته است.

داشتن ذهنیت درست

بر اساس یک تحقیق توسط مجله Socio-economic که در سال ۲۰۱۳ انجام شد, “ذهنیت” یک فرد فاکتور اصلی در تعیین موفقیت و رضایت او به عنوان کارمند یا کارآفرین است. یک آدم همه فن حریف با ترکیب تجربیات و تخصص های خود در موضوعات مختلف, خواهد توانست یک تجارت را به موفقیت برساند. در این تحقیق همچنین به این حقیقت اشاره شد که کارآفرینان با داشتن شبکه بزرگی از دوستان و روابط با آدم های مختلف, به بزرگ تر شدن و موفقیت تجارت خود کمک خواهند کرد.

اما از طرف دیگر کارمندان حقوق می گیرند تا یک عمل یا وظیفه مشخص را در سازمان انجام دهند. امنیت کاری, درآمد ثابت و مهارت های تخصصی, معمولا اولویت های یک کارمند است و همین اولویت هاست که از آنها کارکنان وفادار و با ارزشی می سازد که بیشتر به دنبال رشد, و حل چالش ها در سازمان خود هستند, تا اینکه به دنبال راه خودشان باشند.

اما اگر یک نفر بخواهد به جای کارمند بودن, کارآفرین شود, آنوقت چه باید بکند؟ اگرچه ممکن است همه ما آدم ها به طور بالفطره کارآفرین نباشیم, اما به دست آوردن ” ذهنیت ” مناسب, چیزی است که قابل یادگیری است. کمپانی هایی مانند TrepCamp به افراد کمک می کنند و راه هایی را به آنها نشان می دهند تا وضعیت ذهنی مناسب را به دست آورند و با مطالعه تجربیات کارآفرینان مهم و خصیصه های اصلی آنها, در دنیای تجارت مسیر خود را پیدا کنند.

اخلاق کاری و پشتکار

بسیاری از کارمندان فقط به ساعت خیره می شوند تا شیفت کاری تمام شود و به خانه بروند. در مقابله با شکست ها و موانع, مانند کارآفرینان پشتکار ندارند و باید منتظر شوند تا کس دیگری بیاید و مشکلات را حل کند. چون که یک کارمند, اختیار و تمایلی برای پیدا کردن راه حل ندارد.

استیو جابز یک بار گفت: پشتکار چیزی است که موفقیت و شکست یک کارآفرین را تعیین می کند. افراد معدودی که در گروه موفق ها قرار می گیرند, در مقابله با چالش ها, تلاشی سخت و طولانی را در پیش می گیرند. این پشتکار و اخلاق کاری یک لزوم برای آنهاست, چون شروع یک تجارت قابل پیش بینی نیست و برای نتیجه مثبت هم تضمینی وجود ندارد.

براندون لوئیز, رئیس شرکت Win More Patients , اخیرا در مورد بلاتکلیفی شروع یک تجارت, در مصاحبه ای گفت که بعد از ماه ها بی درآمدی و محقق نشدن چشم اندازهای اولیه, او به نقطه ای رسید که باید تصمیم می گرفت, آیا ادامه دهد و یا بی خیال شود. او پشتکار را پیشه کرد.

او اضافه کرد: ” ماه های متوالی همه ما تلاش کردیم, رسیدن به چشم اندازها, دنبال کردن سرنخ ها, ارتقای استراتژی فروش, طراحی دوباره وبسایت, بهبود پیشنهادهایمان به مشتریان و به طور کلی هر آنچه که لازم بود انجام شد. بالاخره شرکت شروع به درآمدزایی کرد و ما دیگر آن روزها را به یاد هم نمی آوریم. ”

تعهد داشتن به یادگیری همیشگی

هر کسی می تواند انتخاب کند که خودش را به یک علاقه و یا آموختن مهارت خاصی, متعهد کند. کارمندانی که این راه را انتخاب می کنند, به دست آوردن مهارت در حوزه کاری خود را ادامه می دهند و در نردبان رهبری جای خود را ارتقا می دهند.

کارآفرینان اما روش دیگری را در پیش می گیرند, آن ها با اولویت قرار دادن یادگیری دائمی, خواهند توانست در حالی که با انعطاف پذیری و استقامت, تجارت خود را گسترش می دهند, در بازار همیشه در تغییر جهان امروز ما, دوام آورند.

بیلی چیونگ, پایه گذار و رئیس مرکز سلامت Elite Spine واقع در هیوستون تگزاس, معتقد است که هر کارآفرین به دنبال موفقیت, باید این هدف را مانند یک سفر مادام العمر فرض کند. او در مصاحبه ای این گونه عنوان کرد: ” کسی که خدمات پزشکی ارائه می دهد, این وظیفه و تعهد را باید داشته باشد تا با آخرین اخبار پزشکی و پیشرفت ها جلو رود و دائما هنر خود را ارتقا دهد, به امید بهترین پزشک بودن. ”

این ” یاد گیری مادام العمر” در نیاز به فراگرفتن راه های جدید برای دسترسی به مشتریان و خدمت رسانی به آنها نمود پیدا می کند. وقتی یک راه طولانی را در پیش گرفته اید, تازه و جذاب نگاه داشتن برندتان, امری حیاتی خواهد بود.

فروتنی

در یک محیط کار, کارمندان باید موفقیت های خود را جار بزنند

bill gates

پنج رفتار توصیه شده توسط بیل گیتس

 یکی از راه های موفقیت در شروع یک استارتاپ و توانایی مدیریت و توسعه استارتاپ گوش کردن به توصیه های بزرگان است که بیل گیتس یکی از بهترین افراد برای این کار است در ادامه توصیه میکنم به نکات زیر توجه کنید :

۱٫ دانستن شیوه نه گفتن

این پندی است که گیتس از وارن بافت گرفته است، چه ثروتمند و موفق باشی و چه نباشی، همیشه فرصت ها و موقعیت های بی پایان، کارهایی برای انجام دادن، کمپین های که برای شما مهم است و غیره وجود دارند. در این دنیای شلوغ اینکه بدانید چه زمانی و چطور به بعضی پروژه ها، دعوت ها و سایر تقاضاها نه بگویید مهمترین مهارتی است که نیاز دارید. این مهارت به شما کمک خواهد کرد بفهمید چه چیزی واقعا مهم است و بعد روی آن تمرکز کنید.

۲٫ انتقاد پذیر بودن

پذیرای اخبار بد درمورد خودتان باشید تا بفهمید باید چه چیزهایی را در مورد خودتان بهبود بخشید. هیچوقت اینکه شخصی به شما بگوید کدام کارتان اشتباه بوده خوشایند نیست، اما بدون این نوع بازخورد، فرآیند یادگیری و رشد شما خیلی کند پیش خواهد رفت. گوش دادن به انتقادها تقریبا همیشه دیدی به شما می دهد که قبلا نداشته اید و البته احتیاج هم داشته اید.
بعضی انتقادات مفید نیستند، شما باید با استفاده از قدرت تشخیص خود مفید را از غیر مفید سوا کنید. دفعه ی بعد که شخصی از شما انتقاد کرد، مسیر خود را کج نکنید، توقف کنید، گوش دهید و از او تشکر کنید و یاد بگیرید.

۳٫ خوش بینی

در دنیای که خیلی چیزها بد و اشتباه بنظر می رسند، خوش بین بودن می تواند دشوار باشد. اما بدون خوش بینی، هیچکس حتی یک شرکت تاسیس نخواهد کرد، بر ایده ای جدید سرمایه گذاری نخواهد کرد یا محصول یا بازاری جدید را امتحان نخواهد کرد.
گیتس ارزش خوش بینی را می داند و از آنجا که کار او بعضی از بدترین مشکلات مثل گرسنگی و فقر شدید را حل می کند، او نیاز به مقدار زیادی خوش بینی دارد. خوش بینی گاهی با امید واهی اشتباه گرفته می شود، اما باید بدانید ناامیدی واهی هم وجود دارد.

۴٫خواهان شکست بودن

موفقیت یک معلم پست فطرت است! موفقیت این تفکر اشتباه را در ذهن افراد باهوش القا می کند که آنها نباید شکست بخورند. محصولات خیلی موفق امروز، ممکن است فردا کاملا بی مصرف شوند. چیزی که برای بسیاری از کامپیوترهای شخصی و سیستم عامل ویندوز اتفاق می افتد. موفقیت از شکست لذت بخش تر است، اما شکست ها هستند که بیشترین چیزها را به شما یاد می دهند و به شما برای رشد بهترین فرصت ها را می دهند.

۵٫توانایی تمرکز بر یک هدف و پیشروی به سمت ان

در صورتی می توانید پیشرفت فوق العاده ای داشته باشید که یک هدف مشخص تعیین کنید و معیاری برای سنجش پیشرفت خود داشته باشید. یافتن هدف صحیح و معیار سنجش درست برای مشاهده پیشرفت کاری بسیار سخت است، اگر آسان بود همه این کار را انجام می دادند.

Roxana Vozara

بیو گرافی رکسانا وزرا

استارت‌آپ‌ها آینده جهان را خواهند ساخت و در این رخداد ایرانی‌ها حتما نقش و سهمی مهم خواهند داشت زیرا در حال حاضر تعدادی از جوانان ایرانی در شرکت‌های مهم استارت‌آپی جهان نقش آفرین هستند و حتی تا رده‌های بالای مدیریتی پیش رفته‌اند.

افرادی همچون دارا خسروشاهی (از نسل سوم خانواده خسروشاهی، بنیان‌گذاران شرکت مینو در ایران) که حالا مدیریت اوبر مهم‌ترین تاکسی آنلاین جهان را برعهده دارد و رکسانا ورزا، بانوی ایرانی که مدتی است مدیر «ایستگاه اف» بزرگ‌ترین مرکز و پردیس استارت‌آپی جهان در فرانسه شده است، آن هم در دورانی که امانوئل مکرون رئیس‌جمهور فرانسه امیدوار است کشورش با جذب استارت‌آپ‌های خارجی از سراسر جهان بتواند تحولی مهم در اقتصاد و اشتغال این کشور رقم بزند و حتی ویزای اقامتی هم برای مهاجرانی که در این حوزه فعالیت می‌کنند، طراحی کرده است.

رکسانا ورزا در سال ۱۹۸۵ در یک خانواده مهاجر ایرانی در شهر سان‌فرانسیسکو به دنیا آمد و هم‌اکنون ۳۲ ساله است، او در سال ۲۰۱۰ زمانی که ۲۵ ساله بود از سوی سایت معتبر بیزینس اینسایدر در جایگاه ششم لیست ۳۰ زن برتر کمتر از ۳۰ سال جهان در حوزه تکنولو‍ژی قرار گرفت. کسی که در یکی از مصاحبه‌هایش وقتی نظرش را درباره تکنولوژی پرسیدند، گفت: «همه از تکنولوژی متنفرند، اما من عاشقانه دوستش دارم.» ورزا در خانواده‌ای تحصیل‌کرده متولد شد؛
پدرش فارغ‌ التحصیل دانشگاه استنفورد و مادرش معلم زبان بود که پس از پیروزی انقلاب به امریکا مهاجرت کردند و رکسانا هم در این کشور به دنیا آمد. او در کالیفرنیا به مدرسه رفت و اتفاقا زبان فرانسه را هم در دوره دبیرستان آموخت و در سال ۲۰۰۶ مدرک زبان و ادبیات فرانسه را از دانشگاه UCLA دریافت کرد؛ سپس در سال ۲۰۰۷ به آژانس سرمایه‌‌گذاری بین‌المللی فرانسه پیوست و تصمیم به اقامت و ادامه تحصیل در فرانسه گرفت.
او بین سال‌‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۱ مدارک کارشناسی ارشد خود را در رشته‌های تجارت بین‌‌الملل و سیاست اقتصاد بین‌الملل دریافت کرد، رشته‌هایی تحصیلی که زمینه‌های آشنایی او با استارت‌آپ‌ها و علاقه‌مندی‌اش را به این نوع شرکت‌ها فراهم کرد، موضوعی که باعث شد در دوران دانشجویی وبلاگ را در حوزه استارت‌آپ‌ها راه‌‌اندازی کند و به شهرت برسد.
اتفاقی که زمینه‌ساز این شد که بین سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۱ سردبیری یک وب‌‌سایت معتبر در زمینه استارت‌آپ‌ها را به عهده بگیرد.
او هم‌اکنون در کنار مدیریت ایستگاه اف مسئول اجرای پروژه «۱۰۰۰ استارت‌آپ» است. این پروژه یک انکوباتور بسیار بزرگ برای استارت‌آپ‌‌ هاست که به وسیله ‌خاویر نیل (سرمایه‌گذار بزرگ تکنولو‍ژی در جهان و صد و سی و سومین ثروتمند جهان در رده‌بندی مجله فوربس) راه‌‌اندازی شده است.
رکسانا ورزا سال گذشته در سفری که به ایران داشت در یک برنامه استارت‌آپ ویکند برای راهنمایی دیگران شرکت کرد، او گفت: «ایران خیلی‌خیلی من را یاد فرانسه ۵ سال پیش از نظر استارت‌آپ‌ها می‌اندازد. در حال حاضر همه به ایران علاقه‌مند هستند. روزی که به دوستانم گفتم دارم به ایران سفر می‌کنم همه هیجان زده شدند و کنجکاو که بدانند در ایران چه اتفاقی در حال رخ دادن است. من در حال حاضر برای بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاری دنیا روی استارت‌آپ‌ها کار می‌کنم. در تمام روزهایی که در ایران بوده‌ام سوال‌های مشابهی از من پرسیده شده است،

اینکه چطور استارت‌آپم را راه‌اندازی کردم؟
چطور در روزنامه‌ها مطرح شدم؟
چطور یک پروژه بزرگ به اکوسیستم استارت‌آپ‌ها در فرانسه کمک می‌کند؟
و…

Parisa Tabriz

زندگینامه پریسا تبریز – شاهزاده امنیت گوگل

در زندگی نامه پریسا تبریز اینگونه آمده است که: پریسا تبریز متولد سال ۱۹۸۳ می باشد. پریسا تبریز فرزند یک پزشک ایرانی و پرستاری لهستانی است و در حومه شهر شیکاگو بزرگ شده است.

پریسا تبریز کیست؟

پریسا تبریز در سال ۲۰۰۷ به استخدام شرکت گوگل درآمد و مدیر و متخصص امنیت در این شرکت شد که بعدها گسترش یافت و هم‌ اکنون بیش از ۲۵۰ متخصص امنیت در آن مشغول هستند.
پریسا تبریز یکی از بزرگ ترین سلاح های گوگل و یکی از با ارزش ترین برندهای فن آوری جهان است. کار پریسا تبریز هک کردن سیستم‌ ها و سرویس های گوگل به عنوان یک هکر «کلاه سفید» است و در خط مقدم جبهه گوگل ‌علیه هکر‌های مجرم یا «کلاه سیاه» مشغول مبارزه سایبری است.
به عنوان یک هکر «کلاه سفید»، کار پریسا تبریز هک کردن سیستم‌ ها و کارمندان گوگل است تا پیش از آنکه دست هکرهای «کلاه سیاه» یا مجرمان سایبری به خلل و فرج‌ های امنیتی گوگل برسد، آن‌ ها را برطرف سازد. کار پریسا تبریز و تیم همراه، نجات تقریباً بیش از یک میلیارد کاربر گوگل کروم است که جزو پر‌مخاطب‌ ترین و محبوب‌ ترین مرورگر‌های کنونی است.
خانم تبریز ۳۳ ساله، ‌پدیده غیر عادی در سیلیکون والی و دنیای فن‌ آوری است، نخست اینکه پریسا تبریز یک زن است، ‌که در دنیای فن‌ آوری زنان چندان حضور پر‌‌رنگی ندارند‌ و دیگر آنکه سرپرست و فرمانده تیمی سی نفره از بزرگ‌ ترین متخصصان امنیتی در اروپا و آمریکاست.

با پریسا تبریز، «شاهزاده امنیت» گوگل بیشتر آشنا شویم

پریسا تبریز یکی از مهمترین و با ارزش‌ ترین مهره‌ های شرکت گوگل است. جوان ایرانی متخصص در امنیت سایبری که گوگل لقب وی را «شاهزاده امنیت» گذاشته است.
بر همین مبناست که پریسا تبریز قادر به انتخاب لقب خود است و نام «شاهزاده امنیت» ‌روی کارت ویزیت وی حک شده است. پریسا تبریز در این باره می‌ گوید: می‌ دانم که عنوان مهندس امنیت برای بسیاری خسته‌ کننده و تکراری است. در نتیجه لقب «شاهزاده امنیت» چیزی جدید و غریب و جالب توجه است.

پریسا تبریز درباره حضور زنان در عرصه فن‌ آوری می‌ گوید: پنجاه سال پیش، شمار زنان شاغل در عرصه پزشکی و حقوق تقریباً برابر بود، خوشبختانه اکنون این موضوع به دنیای فن‌ آوری نیز به تدریج سرایت می‌ کند.
پریسا تبریز که در سال ۲۰۱۲ به عنوان یکی از ۳۰ زن بر‌تر سال از سوی مجله فوربس مطرح شد، در حومه شهر شیکاگو بزرگ شد و به عنوان خواهر بزرگ‌ تر، همواره دو برادر کوچک خود را زیر پر و بال داشت. پریسا تبریز در خصوص برادران خود می‌ گوید: از آنها بزرگ‌ تر بودم و در همه بازی‌ ها آنها را شکست می‌ دادم! اما وقتی بزرگ‌ تر شدند و دیگر زورم به آنها نمی‌ رسید، به این نتیجه رسیدم که باید به طریق دیگری از آنها جلو بزنم.
پریسا تبریز ادامه می‌دهد: در آغاز نمی‌ دانستم باید به چه کاری مشغول شوم. چندین آزمون در مدرسه انجام دادم که نتیجه آنها این بود که باید افسر پلیس شوم. ابتدا این موضوع مورد تمسخر من بود، ولی اکنون می‌ بینم ‌چندان هم دور از واقعیت نبود. اکنون من به گونه‌ ای مشغول حفاظت از افراد هستم.

پریسا تبریز تا پیش از آنکه در رشته مهندسی کامپیو‌تر وارد دانشگاه ایلی نویز شود، حتی به رایانه دست هم نزده بود، اما داستان «جان دراپر» معروف به «کاپتان کرانچ» یکی از معروف‌ ترین هکر‌های معاصر الهام بخش وی در این مسیر بود.
پریسا تبریز همه چیز را زیر نظر دارد. از فعالیت هکرهای مجرم برای دزدی اطلاعات بانکی افراد، تا فعالیت‌ های گروه‌هایی همچون Anonymous و حتی کسانی که در پی هک کردن و از کار انداختن سیستم Gmail هستند. توانایی خارق‌ العاده وی برای نفوذ به ذهن هکرهای مجرم، منجر به آن شده ‌که وی مجوز حضور سایر مهندسان در بخش امنیت گوگل را صادر کند. در سمینارهایی که برگزار می‌ کند از مخاطبانش می‌ خواهد ‌راه هک کردن یک دستگاه شکلات فروشی را بدون استفاده از ابزار تکنولوژیک شرح دهند.
پاسخ آنها برای پریسا تبریز مشخص می‌ کند که کدام یک از استعداد ذاتی برای ورود به عرصه امنیت سایبری برخوردارند.
شرکت گوگل مجبور است هزینه‌ های بسیاری ‌برای نزدیک نگه داشتن دشمنان خود و شناخت نقاط ضعف امنیتی خود متقبل شود. اکنون این شرکت به هر شخصی که بتواند خطا‌ها یا خلل و فرج گوگل کروم را نشان دهد، پاداشی برابر با ۳۰ هزار دلار پرداخت می‌ کند و تا امروز مجموع این پاداش‌ ها به ۱.‌۲۵ میلیارد دلار رسیده است و منجر به ترمیم ۷۰۰ خطا و نقطه ضعف در کروم شده است.
پریسا تبریز بر این باور است که این اقدام گوگل کاملاً منطقی و حساب شده است، زیرا‌ ما می‌خواهیم که این هکر‌ها در کنار ما باشند و نه ‌علیه ما. از همین روی است که پریسا تبریز معمولاً ساعات زیادی ‌در شبانه روز مشغول تلاش برای صیانت و حفاظت از اطلاعات و داده‌ های یک هفتم جمعیت جهان است.

freemium

مشکل مدل فریمیوم برای کسب‌وکارهای تازه کار ایرانی

خیلی ها فکر می کنند چون در کشورهای دیگر فلان استارت آپ موفق به مشتریانش خدمات یا محصولات رایگان می دهد،‌ پس ما هم این کار را انجام دهیم شاید کلید موفقیت این باشد. در واقع انتظار این است که با ارائه محصول یا خدمت بدون هزینه،‌ مشتری را جذب کرد و سپس در مراحل بعدی از او هزینه دریافت کرد. این البته یک مدل کسب درآمد است که به آن فریمیوم (freemium) گفته می شود. یعنی اول ‌رایگان (Free) و بعدا خدمات سطح بالاتر که پولی است (Permium).

اما این روش برای اکثر استارت آپ های نوپای کشور ما به آن اندازه که در سیلیکون ولی کار می کند، جواب نمی دهد. پیشنهاد می کنم اگر ماهیت کسب و کار شما بر یک مدل رایگان پیاده سازی نشده (مانند شبکه های اجتماعی و …) این کار را به دلایل زیر نکنید.

۱. رایگان یعنی بی ارزش

برای اکثر مردم جامعه، چیزی که رایگان است ناخودآگاه بی ارزش به نظر می آید. ما عادت کرده ایم که به شدت میان پول و ارزش ارتباط ذهنی برقرار می کنیم.

۲. رایگان یعنی بی اعتمادی

اگر شما چیزی رایگان به مردم ارائه کنید آنان ابتدا با تردید با آن برخورد می کنند. از خودشان می پرسد چرا این رایگان است؟ چه فکری در سر دارد؟ در ازای آن چه چیزی دارد از من می گیرد که خودم خبر ندارم؟ نکند سرم کلاه برود و …

البته اگر حس کنند که دیگران دارند از آن چیز رایگان استفاده می کنند، آن ها هم جلو می آیند مانند غذاهای نذری. اما مشکل اینجاست که برای یک استارت آپ هزینه راضی کردن تعداد کافی از مردم برای استفاده از خدمات رایگان کم نیست.

۳. رایگان یعنی تاخیر در کسب درآمد

در بازارهایی که بسیار اشباع شده اند و رقابت زیاد است مدلهایی مانند فریمیوم ممکن است جواب بدهند و برخی از مشتریان را وادار کند که دست کم محصول جدید را امتحان کنند. اما در بازار کشورمان که اکثر بخش های آن دست نخورده و یا دارای رقبای کم است این مدل یعنی از دست دادن درآمد است.

۴. رایگان افراد اشتباه را جذب می کند

در مدل فریمیوم وقتی یک محصول یا سرویس رایگان ارائه می شود کاربران به سمت آن هجوم می آورند. این تعداد بالای کاربران، کارآفرین را خوشحال می کند اما این خوشحالی، فایده چندانی ندارد. چرا که در نهایت درصدی از کاربران رایگان که به کاربران پولی تبدیل می شوند یا یک اکشن یا خرید واقعی انجام می دهند بسیار کم است. برای نمونه آمار نصب نرم افزارهای رایگان با پرداخت درون برنامه ای در مارکت های اندرویدی و اپ استور را ببینید.

free & pre

رایگان و پولی (freemium & premium)

هنگامی که در یک استارتاپ یا در یک شرکت انجام خدمات خدمات به صورت رایگان ارائه شود به اصطلاح freemium گفته میشود.

و در صورتی که خدمت غیر رایگان باشد premium است.

این خدمات می تواند شامل هر چیزی مانند خدمات درمانی ، خدمات کامپوتری ، خدمات مشاوره ای و… باشد

یکی از رایج ترین مدل ها برای استارتاپ های تازه کار freemium است که درباره این موضوع شما را به خواندن این مقاله دعوت میکنم.

Older Prosess

روند افزایش سن

در ٤٠ سالگی افراد با تحصیلات کم و زیاد مانند هم هستند (حتی افراد با تحصیلات کمتر پول بیشتری در می آوردند.)

در ٥٠ سالگی زشت و زیبا مانند هم هستند ( مهم نیست چقدر زیبا باشید در این سن چروک ها و لک هاي تیره را نمی توان مخفی کرد.)

در ٦٠ سالگی مقام بالا و پایین مانند هم هستند (بعد از بازنشستگی حتی یک پادو هم از نگاه کردن به رییسش اجتناب می کند.)

در ٧٠سالگی خونه ی بزرگ و کوچک مانند هم هستند (تحلیل مفاصل، سختی حرکت، فقط یک محیط کوچک برای نشستن لازم است )

در ٨٠ سالگی پول داشتن و نداشتن مانند هم هستند (حتی وقتی که بخواهید پول خرج کنید نمی دانید کجا خرج کنید )

در ٩٠ سالگی خواب و بیداری مانند هم هستند (بعد از بیداری نمیدانید چکار كنيد )

زندگی را آسان بگیرید .
هیچ معمایی نیست که بخواهید حلش کنید .

در طولانی مدت همه ی ما مانند هم هستیم.
پس تمام فشارهای زندگی را فراموش کنید.

از زندگی لذت ببرید ….!!!!

mentor

منتور چیست ؟

همانطور که گفته شد که منتور با مربی متفاوت است. تعریف مناسبی که از کلمه منتور می توان ارائه کرد، فردی است با تجربه که سال ها در یک حوزه ی مشخص فعالیت عملی داشته است، شکست ها و موفقیت ها تجربه کرده است. اغلب سن بالاتری داشته و چندین پیراهن بیشتر پاره کرده اند. چنین افرادی، در حوزه های کاری خود سرشناس و بسیار با ارزش هستند.
این افراد معمولا روابط تجاری بسیار خوبی دارند و مورد قبول فعالان آن حوزه هستند. آنان با یک جمله، یک اشاره یا یک تماس تلفنی، می توانند طرز فکر و مسیر کاری یک کارآفرین تازه کار را دگرگون می نماید و به حرکت او به سمت موفقیت شتاب دهند. در ادبیات، از چنین شخصیتی هایی در مسیر طریقت و عرفان، با عنوان های مانند پیرِ راه، مرشد، رهنمون و … یاد می شود.

وظیفه منتور پرسیدن سوالات عالی است

روانشناسان معتقد هستند که مشاوره روانشناختی مستقیم و نصیحت گونه خیلی تاثیری ندارد چرا که افراد حرف ها را از یک گوش می شنوند و از گوش دیگر خارج می کنند.
در یک جلسه روانشناسی، روانپزشک از مراجعه کننده سوال می کند و او را به فکر کردن برای پاسخ به سوالات وادار می کنند. البته روانشناسان پاسخ سوالات را می دانند و به بیماران نمی گویند. آن ها با پرسیدن آن سوالات از بیمار، تلاش می کنند تا او را به مسیری هدایت کنند که خود او به نتیجه گیری مورد نظر برسد. در این حالت، بیمار این نتیجه ای که خودش کشف کرده است را هرگز فراموش نخواهد کرد و بعد ار آن می تواند قدم هایش را به درستی بردارد.
چه در منتورینگ و مربیگری و چه در مدیریت، روش هدایت کارآفرینان و کارکنان باید بسیار شبیه به این روش درمانی باشد. با پرسیدن سوالات درست و به جا، باید طرف مقابل را به فکر فرو برد. دیدگاه های فعلی او را به چالش کشید و مسیرهایی که روبروی خودش می بیند را بر هم زد تا بلندتر و دور بیاندیشد.
با استفاده از این روش، می توان از استعدادها به بهترین نحو استفاده کرد. همچنین با این روش می توان بی تجربه ترین افراد را به ارزشمندترین عضو تیم تبدیل کرد.
این رویکرد می تواند کاری کند که افرادی که تجربه کافی ندارند کارهایی انجام بدهند که افراد ماهر و با دستمزدهای بالا دارند انجام می دهند.

پرسیدن سوالات بهتر یک مهارت است

پرسیدن یک سوال خوب و مناسب که گره های ذهنی مخاطب را باز کند یک مهارت مهم است که در اثر تجربه و تمرین می تواند به دست بیاید. چه در کسب و کار و چه در زندگی شخصی، پرسیدن سوالات زیر فضای ذهنی مخاطب را باز می کند و او را برای گفتگوی آموزنده مهیا می کند:

موفقیت از نظر و برای تو یعنی چه؟

پنج سال دیگر خودت را کجا و چگونه می بینی؟

مشکلاتی که در سر مسیرت برای رسیدن به آن نقطه وجود دارد چیست؟

چه راه حل هایی به ذهنت رسیده یا تا حالا امتحان کرده ای؟

چه چیزهایی را می توانی کنترل کنی؟ چه چیزهایی را نمی توانی؟

چه منابعی برای یادگیری داری؟ چه کتاب هایی می خوانی؟ چه موسیقی گوش می دهی؟

چرا (این کار) را انجام می دهی؟ یا می خواهی انجام دهی؟

Forigner startups 2

چند نکته برای فرد تازه کار قبل از شروع استارتاپ

دو اصل مهم در شروع یک استارتاپ:

١- كاري را ياد بگيريد، كه در بازار براي آن تقاضا باشد.
٢- آن كار را بهتر از بقيه بلد باشيد.

نکات مهم:
١- در بيست و دو تا بيست و شش سالگي در دو شركت كار كنيد. يكي، كمپاني بزرگ چندين ساله كه در آن يك فرآيند را به طور كامل بياموزيد و بامفهوم ساختار سازمان آشنا شويد. يكي شركت كوچكتر و موفق كه با مدير يا مالك آن دائما در تماس بوده و مفاهيم چون عملگرايي و جاه_طلبي را ياد بگيريد.
٢- مديريت مديرتان اهميت بالاتري از مديريت كاركنانتان دارد.
٣- صنعتتان را كاملا عوض نكنيد. حتي المقدور به همان صنعت و يا صنايع مشابه برويد.
٤- در شش سال اول زندگي شغلي، درآمد كم اهميت ترين چيز است.
٥- از شبكه سازي در صنعتتان در داخل و خارج كشور غافل نشويد.
٦- طوري كار كنيد كه انگار شركت خودتان است و در آستانه ورشكستگي هستيد.
٧- هرگز هرگز هرگز روابط خانوادگي، عاطفي و دوستانه را در محيط كار ايجاد نكنيد.
٨- بدون سابقه مديريت، مديريت خواندن مسخره ست.
٩- شيك ترين لباسهايتان را در محيط كار بپوشيد.