high income future

مشاغل پر درآمد اینده

متخصصان براساس داده ها می توانند بگویند ده شغل سال آینده کدام مشاغل هستند.

گروهی تخصصی که موضوعات اقتصادی را پیش بینی می کنند (کیپلینگر) در تحقیقی با استفاده از داده های اداره آمار کار، ۷۵۶ شغل محبوب در ایالات متحده آمریکا را بررسی کردند.
آن ها در این تحقیق، قوی ترین حوزه های کاری را تا ده سال آینده (بین سال های ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۶) ارزیابی کردند و در این ارزیابی حقوق پرداختی و همچنین میزان آموزش مورد نیاز را هم لحاظ کردند.

۱⃣توسعه دهنده اپلیکیشن ها

پیش بینی می شود این حرفه تا ده سال آینده بیش از ۲۱ درصد رشد داشته باشد. همچنین تخمین زده می شود که حقوق سالانه در این حوزه به بیش از ۹۷ هزار دلار در سال برسد. مدرک مورد نیاز برای این حرفه لیسانس است. چرا باید به حوزه توسعه اپلیکیشن ها وارد شد؟ به اطراف خود نگاهی بیندازید تا متوجه شوید. ترویج فن آوری های مربوط به تلفن همراه تقاضا برای توسعه اپلیکیشن های جدید را در تمام زمینه ها، از اخبار گرفته تا موسیقی و… افزایش می دهد.

۲⃣تحلیلگر سیستم های کامپیوتری

طبق بررسی های صورت گرفته، این حرفه تا ده سال آینده رشد ۲۲ درصدی خواهدداشت و میانگین حقوق سالانه آن ۸۵ هزار دلار خواهدبود. در دنیایی زندگی می کنیم که همه حرفه ها از کافه داری گرفته تا حوزه خودرو و صنعت هواپیمایی و… با دنیای کامپیوتر مرتبط هستند. بنابراین باعث می شود که برای افراد متخصص در حوزه کامپیوتر تقاضا بالا باشد. تحلیلگران سیستم های کامپیوتری این اطمینان را به سازمان ها می دهند که نیازهای آنها در این حوزه برآورده شده است.

۳⃣پرستاری

درخواست برای این حرفه در یک دهه آینده با رشدی بالای ۳۲ درصد رو به رو خواهدشد و میانگین حقوق سالانه آن ۹۸ هزار دلار در سال تخمین زده می شود. برای این حرفه مدرک کارشناسی ارشد نیاز است. در دنیای امروز نیاز روزافزون به کیفیت مراقبت های پزشکی غیرقابل انکار است. مردم در دنیای امروز بیشتر روی مراقبت های پیشگیرانه متمرکزند که به معنای رشد بیمارانی است که به مراقبت در بیمارستان ها، درمانگاه ها، مراکز مراقبت های درازمدت و مراکز خصوصی نیازمندند. پرستاران به شدت پاسخگوی این نیاز هستند. آنها حتی بیشتر از پزشکان قادر به مراقبت از بیماران هستند به طوری که می توانند معاینه روزانه را انجام دهند، نسخه بنویسند و به طور مستقل کار کنند.

۴⃣فیزیوتراپیست ها

این حرفه تا دهه آینده ۳۰ درصد رشد خواهدداشت و میانگین حقوق سالانه آن تا ۸۳ هزار دلار ارزیابی می شود. مدرک مورد نیاز برای آن هم دکترا خواهدبود. حضور فیزیوتراپیست های برای مراقبت از کسانی که دچار حمله های قلبی و سکته های مغزی شده اند ضروری است. آنها بیماران را به سمت توانبخشی هدایت می کنند. با پیشرفت هایی که در حوزه پزشکی رخ داده است، افراد بیشتری از این بیماری ها جان سالم به در می برند و در نتیجه نیازمند خدمات توانبخشی خواهند بود.

۵⃣مدیر خدمات بهداشتی

این حرفه تا ده سال آینده با رشدی معادل ۱۷ درصد رو به رو خواهدشد و حقوق سالانه آن به طور میانگین ۹۳ هزار دلار خواهدبود. مدرک لیسانس برای این حرفه کفایت می کند. تقاضای روزافزون برای دریافت خدمات پزشکی نیازمند افرادی است که این موضوع را مدیریت کنند. مدیران خدمات پزشکی، می توانند مسئولیت مکان هایی را که خدمات پزشکی ارائه می دهند برعهده بگیرند.

۶⃣دستیار پزشک

این حرفه تا ده سال آینده بیش از ۲۸ درصد رشد پیدا می کند و حقوق میانگین سالانه آن ۹۸ هزار دلار خواهدبود. این حرفه نیازمند مدرک دانشگاهی کارشناسی ارشد است. دستیار پزشک در دانش و توانایی ها باید به مانند پرستاران باشد. دستیار پزشکان برای تشخیص و درمان بیماری آموزش داده می شوند و می توانند نسخه ها و آزمایش هایی را که باید انجام شوند بنویسند. اما خلاف پرستاران، دستیاران پزشکان باید زیر نظر پزشک یا جراحان کار کنند.

۷⃣افراد متخصص در حوزه بهداشت دهان و دندان

این حرفه تا ده سال آینده، ۱۹ درصد رشد خواهدداشت و حقوق میانگین سالانه آن کمی بیش از ۷۳ هزار دلار خواهدبود. با توجه به افزایش تقاضا برای دریافت خدمات مربوط به بهداشت دهان و دندان، انتظار می رود تعداد دندانپزشک ها و دستیاران دندانپزشکی تا ده سال آینده به ترتیب با رشد ۱۲٫۴ درصد و ۱۹٫۶ درصد رو به رو شود.

۸⃣تحلیلگر بازار

این حرفه تا ده سال آینده با رشدی نزدیک به ۲۱ درصد رو به رو می شود و حقوق میانگین سالانه آن نزدیک به ۶۲ هزار دلار خواهدبود. مدرک لیسانس برای این حرفه کفایت می کند. با پیشرفت فن آوری ها، شرکت ها خواهان جمع آوری اطلاعات بیشتر درباره کارها و مشتریان خود هستند. بنابراین نیاز به افرادی متخصص در این حوزه است. تحلیلگران به شرکت ها کمک می کنند که چشم انداز کسب و کار خود را به وسیله مطالعه وضعیت بازار کار و رفتار مشتریان بهبود بخشند و هدایت کنند.

۹⃣مشاور شخصی مالی

این حرفه تا ده سال آینده نزدیک به ۲۴ درصد رشد خواهدداشت و میانگین حقوق سالانه آن بیش از ۸۶ هزار دلار خواهدبود. این حرفه به مدرک لیسانس نیاز دارد.

🔟گفتاردرمانی

این حرفه تا ده سال آینده با ۲۱ درصد رشد مواجه می شود و حقوق میانگین سالانه آن به کمی بیش از ۷۳ هزار دلار می رسد. مدرک کارشناسی ارشد برای این حرفه نیاز است. صنعت مراقبت های پزشکی به طور کلی به عنوان یک حوزه جذاب شناخته می شود که جمعیت زیادی را در سنین مختلف دربر می گیرند. گفتاردرمانی به طور خاص برای درمان تعداد روزافزون بیمارانی که به طور مثال به خاطر کاهش شنوایی یا سکته مغزی دچار مشکل در حرف زدن شده اند نیاز است.

موسسه ای که این ارزیابی را انجام داده است علاوه بر حقوق دریافتی، میزان سهولت برای ورود به این حرفه ها را نیز در ارزیابی خود لحاظ کرده است. البته این موسسه در ارزیابی های خود، پزشکان را خارج کرده است چرا که برای آماده شدن برای این حرفه هم زمان زیادی نیاز است و هم هزینه زیادی باید کرد؛ در حالی که به طور مثال دستیار پزشکان در این لیست قرار دارند، چرا که برای رسیدن به این حرفه نیازمند سرمایه گذاری وسیع مالی و زمانی نیستند. با نگاهی گذرا به این ۱۰ حرفه برتر برای آینده می توان به این نتیجه رسید که فعالیت در حوزه های دیجیتال و کامپیوتری و همچنین حوزه بهداشتی و درمانی با موفقیت همراه خواهدبود.

free & pre

رایگان و پولی (freemium & premium)

هنگامی که در یک استارتاپ یا در یک شرکت انجام خدمات خدمات به صورت رایگان ارائه شود به اصطلاح freemium گفته میشود.

و در صورتی که خدمت غیر رایگان باشد premium است.

این خدمات می تواند شامل هر چیزی مانند خدمات درمانی ، خدمات کامپوتری ، خدمات مشاوره ای و… باشد

یکی از رایج ترین مدل ها برای استارتاپ های تازه کار freemium است که درباره این موضوع شما را به خواندن این مقاله دعوت میکنم.

Founder Co-Founder

بنیانگذار (Founder Co-Founder)

بنیانگذار، موسس یا فاندر معمولا به کسی گفته میشه که به تنهایی یه کسب و کار یا استارتاپُ راه اندازی کرده باشه. این شخص می تونه یه بیزنس‌من، برنامه نویس، من، شما یا آنها باشه که همه مراحل ایجاد یه کسب و کار رو تنهایی طی میکنه، یا بعضی از کارارو برون سپاری میکنه یا یه سری ها رو استخدام میکنه که کاراشو انجام بدن.
اما هم بنیانگذار، هم موسس یا کوفاندر وقتی استفاده میشه که دو یا چند نفر با هم اقدام به راه اندازی یه استارتاپ می کنن. این افراد همگی با هم جزو موسسان به حساب میان، این افراد معمولا توانایی های مکمل دارن (برنامه نویس، صاحب ایده، بازاریاب یا بیزنس‌من) و بعضا هم توانایی های متفاوت تو زمینه های مختلف دارن.
یه حالت دیگه هم هست که شما یه کسب و کاریو راه میندازی به تنهایی و بعدِ مدتی به دلایل خاص به افراد دیگه ای نیاز داری. مثلا یکیُ وارد میکنی و بهش اختیارات زیادی می دی و علاوه بر اون براش سهم قابل توجهی از سهام استارتاپُ در نظر می گیری. این شخص بعنوان کوفاندر بحساب می‌یاد و شما که صاحب ایده‌اید میشید فاندر.

Product-Market Fit

همخوانی محصول بازار (Product Market Fit)

مارک اندریسن (Mark Andreessen)، همخوانی محصول- بازار را اینجوری تعریف می‌کنه:

«بودن در بازاری خوب با محصولی که می‌تواند آن بازار را راضی کند»

استیو بِلَنک هم میگه:

«ارزیابی مشتری، ثابت می‌کند که شما مجموعه‌ای از مشتریان و یک بازار را پیدا کرده‌اید که به محصول (شما) واکنش مثبت نشان می‌دهند: آن هم به وسیله‌ی خلاص کردن آن مشتریان از بخشی از پولشان».

گرچه تعریف همخوانی محصول- بازار ظاهرا بدیهی و روشن به نظر می‌رسه، اندازه‌گیری همخوانی محصول- بازار از دید میزان پذیرش بازار خیلی سخت‌تره. شان الیس (Sean Ellis) چنین دیدگاهی داره:

«همخوانی محصول- بازار نیازمند آن است که دست کم ٪۴۰ مشتریان بگویند که بدون محصول شما «خیلی مایوس» می‌شوند. روشن است که این آستانه قابل دستکاری است، اما من این را پس از بررسی بیش از ۱۰۰ شرکت نوپا تعیین کرده‌ام. آن‌هایی که برای ماندن دست‌وپا می‌زنند همیشه زیر ٪۴۰ هستند، در حالیکه بیشتر کسانی که مقبولیت زیادی کسب کرده‌اند از ٪۴۰ فراتر رفته‌اند.»

Getting Out of the Building

بیرون زدن از ساختمان (Getting Out of the Building)

این عبارت را استیو بِلَنک به عنوان استعاره‌‌ای از درست و حتمی ندانستن فرضیات کسب و کاری بیان می‌کنه. تو تولید ناب هم اصلاح ژاپنی Genchi Gembutsu (خودتان بروید و وضعیت را از نزدیک بررسی کنید) به‌کار برده می‌شه.
برید و با مشتریان زنده‌ای که نفس می‌کشن صحبت کنید (در صورت امکان رو در رو) تا اعتبار فرضیاتتون رو بسنجید. برای بسیاری از ما، صحبت کردن با مشتریا کار سختیِ، دنبال هر بهونه یا دلیل منطقی می‌گردن تا این کارو نکنن، مث نداشتن احساس خوب یا راحت نبودن صحبت تلفنی با غربیه‌ها و…، یه دلیل این سر باز زدن، ترس از پس زدنِ. بعضی کارآفرینا ترجیح می‌دن تا از دارایی شون (ایده بزرگی که شاید مفتم نمی ارزه) پرستاری کنن تا اینکه بفهمن برای ایده‌شون بازاری نیست.
بخشی از هدف «بیرون زدن از ساختمان» فهمیدن اینه که آیا ایده کسب و کارتون پذیرفتیه یا نه. اگه نه یا باید بهبودش بدید یا برید سراغ یه ایده دیگه. یادتون نره «بیرون زدن از ساختمان» یا حتی اعتبارسنجی ایده طراحی شده تا هزینه‌های فرصت و هزینه های واقعیتون را کمینه کنه. (با نساختن محصولی کسی نمی‌خواد).

Native Advertising

تبلیغات هم‌نما (Native Advertising)

تبلیغات هم‌نما به تبلیغاتی می‌گن که با همانندسازی ظاهر تبلیغ با رابط کاربری اپلیکیشن یا سایت، باعث توجه بیشتر کاربر و عدم آزارش میشه. هدف اصلی تبلیغات هم‌نما اینِ که با ارائه‌ی تبلیغات به صورت هماهنگ با محل تبلیغ (صفحه ای از سایت، محتوا یا …)، یکپارچگی، هویت بصری و تجربه کاربریُ حفظ کرده و در عین حال، جریان درآمدی جدیدی برای توسعه‌دهندگان اپلیکیشن‌ها یا توسعه دهندگان محتوا و… فراهم میکنه. در واقع حسن این تبلیغات برای تبلیغ‌دهندگان جلب توجه کاربر و برای ناشرین، درآمدزایی توام با عدم تخریب تجربه کاربریِ.
اگرچه هدف اصلی تبلیغات هم‌نما در جملات بالا خلاصه شده، این نام کلی به مصادیق مختلفی تعلق گرفته. بهترین راه شناخت تبلیغات هم‌نما، آشنایی با این مصادیقِ. تبلیغات هم نما (Native) معمولا در سه قالب Native Social Ads و Sponsored Content، Native Display Ads شناخته می شه.

Customer Development

مشتری سازی (Customer Development)

مشتری‌سازی چارچوبی ۴ مرحله ای برای کشف و ارزیابی اینه که: برای محصولتون بازار واقعیُ شناختی، ویژگی‌های درستی برای محصولتون ساختید که نیازهای مشتریانُ رفع کنه، روش‌های مناسب برای جذب و تبدیل مشتریان رو تست و منابع مناسب برای گسترش و توسعه کسب و کارو فراهم کردید یا نه.

مشتری‌سازی به زبان ساده یعنی زیر سؤال بردن فرضیات اصلی کسب و کارتون. مشتری‌سازی روشی مهندسی یا علمی رو برای چیزی که کاری مهندسی نیست (ساختن یک کسب و کار) بکار می‌گیرد.

 ۴ مرحله مشتری سازی عبارت است از:

 

یه محصول، مساله یک گروه قابل شناسایی از کاربرانُ حل می‌کنه. (کشف مشتری)

 

بازار توانایی خریدشُ داره و اونقد بزرگِ که بشه بر اساسش یه کسب و کار توجیه‌پذیر ساخت. (ارزیابی مشتری)

 

کسب و کار به واسطه فروش تکرارپذیر و نقشه‌راه بازاریابی و فروش، گسترش و توسعه پذیره. (خلق مشتری)

 

واحدهای شرکت و فرآیندهای عملیاتی برای پشتیبانی از توسعه شرکت شکل گرفتن. (ساخت شرکت)

Customer Journey Mapping

نقشه سفر مشتری (Customer Journey Mapping)

یکی از ابزارهای مهمی که تو زمینه تجربه سازی مشتریان استفاده میشه، نقشه راه/سفر مشتریِ (Customer Journey Map). در واقع این نقشه شامل کل مراحل، شرایط و حالت های احساسی که مشتری در زمان تعامل باهاتون تجربه می کنه. این ابزار نقطه نظر مشتریُ نشان می ده و فقط به نقاط تماس با کسب و کار اشاره نمی کنه و کاملاً با نقشه نقاط تماس (مشتری) که نشان دهنده تعامل ها یا تماس های شخصی با مشتریان است، متفاوت داره.
نقشه سفر مشتری داستان تجربه مشتری را از تماس آغازین تا فرآیند ایجاد مشارکت و ایجاد ارتباط طولانی مدت نشون میده. این نقشه میتونه روی بخش خاصی از داستان تمرکز کنه و یا کل تجربه‌شو نشون بده. نکته مشترک همه این نقشه ها، تشخیص تعامل بین ما (استارتاپ) و مشتریِ. تو این نقشه درباره احساسات کاربران، انگیزه هاشون و سوالاتی که تو هر بخش از نقاط تماس ممکنِ باهاش مواجه بشن، صحبت می شه

Pivot

چرخش (Pivot)

تو مفاهیم استارتاپ ناب و مشتری‌سازی، چرخش (Pivot)، یعنی تغییر در یکی از عناصر فرضیات مشتری، مساله، راه‌حل یا تو مدل کسب و کار، این تغییر بر پایه یادگیری و آموخته‌ها و بازخوردها صورت میگیره. اریک رایز می‌گه:

«بوسیله آزمودن، هر فرض ناموفقی ما را به سمت یک چرخش جدید می‌برد، از همه‌ی آن‌چیزهایی که آموخته‌ایم صرفنظر نمی‌کنیم و فقط یک عنصر طرح کسب و کار خود را تغییر می‌دهیم (بخش مشتریان، مجموعه ویژگی‌های محصول، جایگاه‌سازی)»

چرخش کردن در قلب مفهوم «سریع شکست بخور» قرار داره. هر چی سریعتر بفهمید که یه فرض نادرستِ، سریعتر می‌تونید اونو به روز و جایگزین کنید.