people

ترجیح میدهم درآمدم را از ۱% توان ۱۰۰ نفر کسب کنم، تا ۱۰۰% توان خودم !

فیلسوف بزرگ یونانی، ارشمیدس گفته است : یک اهرم با طول و جای مناسب برای ایستادن به من بدهید، ان وقت زمین را هم حرکت خواهم داد… .

این اهرم سازی بر اساس اندیشه جی پال گتی شکل گرفته که گفته :

ترجیح میدهم درآمدم را از ۱% توان ۱۰۰ نفر کسب کنم، تا ۱۰۰% توان خودم.

اهرم و تکیه گاه از ساده ترین ابزارهای شناخته شده بشری است که به انسان توانایی میدهد تا چند برابر وزن خود را جا به جا کند. همه ما در زندگی به نوعی از اهرم استفاده کرده ایم :

_ وقتی که میخواستیم یک جسم سنگین را جا به جا کنیم.

_ وقتی که خودرویی نیاز به هل دادن داشته و هل دادیم.

در دنیای تجارت ، اصل اهرم سازی تاثیری به مراتب شگفت انگیزتری دارد. معمولا دو دسته از افراد از این اصل به صورت موثر استفاده میکنند:

دسته اول: صاحبان کسب و کارهای بزرگ میباشند مانند: صاحبان کارخانه و شرکتهای بزرگ که اهرمی به نام کارمندان و کارگران دارند، که این اهرم درآمد عالی برایشان مسازد.

دسته دوم: سرمایه دارهای بزرگی که با سرمایه گذاری پولهایشان ثروتمند میشوند و در واقع آنها پولهایشان را اهرم میکنند.

مفهوم اهرم در هر فعالیت تجاری حایز اهمیت است . سه اهرم بسیار مهم : زمان، پول، انرژی میباشند.

هر شخص یا سازمانی به لحاظ زمان، پول و انرژی دارای محدودیت است بنابراین ضروری است که از اهرم زمان، پول و انرژی دیگران استفاده کرد. اما در بازاریابی شبکه ای ما میتوانیم اهرم های OPE,OPT,OPM را به خدمت بگیریم که توضیح مختصر هر کدام میپردازیم:

به گفته کلمنت استون ” بهترین پولی که در یک تجارت میتوان از آن استفاده کرد پول سایر افراد است.

اهرم پول سایر افراد

توانایی به کار گرفتن منابع مالی دیگران به شما این امکان را میدهد تا کارهای بزرگی را انجام دهید که اگر میخواستید هزینه آن را از منابع خودتان تامین کنید امکان پذیر نبود.

اهرم وقت سایر افراد

با استفاده از این روش، در حالی که کل توان ما محدود به ۱۰۰% و کل زمان ما محدود به ۲۴ ساعت در شبانه روز است ، میتوانیم با افزایش افرادی که در شرکت یا سازمان مان مشغول به کار میشوند به صدها و هزاران نفر، توان و ساعت کارمان را به هزاران برابر افزایش دهیم.

اهرم انرژی (و استعداد و مهارتهای) سایر افراد

بازاریابی شبکه ای برآیند نیروی افراد میباشد. اما نکته مهم این است که صاحبان کسب و کارهای بزرگ میدانند که چگونه این افراد را در نقطه مناسب به کار گیرند و از زمان، استعداد و مهارتهای آنها بهره ببرند.

csr

مسئولیت اجتماعی شرکتی

به گفته ویکی پدیا 

مسئولیت اجتماعی شرکتی (به انگلیسی: Corporate Social Responsibility) یا مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها یا مسئولیت اجتماعی سازمان‌ها از جستارهای «اخلاق کسب و کار» است که به نقش شرکتها درحوزه اجتماع می‌پردازد. مسئولیت اجتماعی شرکتی مجموعه وظایف و تعهداتی است که شرکت بایستی در جهت حفظ، مراقبت و کمک به جامعه‌ای که در آن فعالیت می‌کند، انجام دهد.

مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها در پیوند با مسئولیت شرکت در برابر جامعه، انسان‌ها، و محیطی است که شرکت در آن فعالیت می‌کند و این مسئولیت از جستارهای اقتصادی و مالی فراتر می‌رود. مسئولیت اجتماعی شرکت در تعریفی روشن‌تر این گونه تعریف شده‌است: «مسئولیت اجتماعی شرکت فعالیت‌هایی است که پیش برنده سود و منفعت اجتماعی بوده و فراتر از منافع سازمان و آن چیزی است که قانون بایسته می‌دارد».

مطالبه از سازمان‌ها برای «مسئولانه عمل کردن» در قبال جامعه، موضوعی است که با گسترش روزافزون اثرگذاری آن‌ها بر محورهای تشکیل دهنده توسعه پایدار یعنی «اقتصاد»، «جامعه» و «محیطزیست»، در دهه‌های پایانی قرن بیستم شدت گرفته و منجر به این شده‌است که مفهومی به نام مسئولیت اجتماعی سازمانها یا CSR در دنیای مدیریت ظهور پیدا کند. CSR در یک تعریف ساده، یعنی اینکه سازمان‌ها در مقابل جامعه ای که در آن فعالیت می کنند مسئول هستند؛ چرا که از منابع انسانی، طبیعی و اقتصادی آن استفاده می کنند. بر خلاف نگاه سنتی به مدیریت و کسب و کار، سازمان‌ها دیگر فقط در مقابل سهامداران شان مسئول نیستند و نباید فقط به افزایش سود کوتاه مدت سهامداران خود بیاندیشند. بدین ترتیب انتظار می رود سازمان‌ها که در ارتباط با ذینفعان دیگری نیز هستند، خواسته‌های مشروع آن‌ها را هم مورد لحاظ قرار دهند.

در هر کسب و کاری و از جمله شرکت‌هایی که برای تولید ثروت و کسب و کار ایجاد شده‌اند باید صد در صد مسئولیت تمام کارهای خود که جنبه اجتماعی دارند را به عهده بگیرند. این مسئولیت در کسب و کار معمولی بر عهده صاحب آن و در شرکت‌ها بر عهده هیئت مدیره و مدیر عامل آن شرکت است.

بازاریابی نقش مهمی را در توسعه استراتژی شرکت و پاسخگویی به برنامه مسئولیت اجتماعی شرکت ایفا می کند. در واقع امروزه مرزهای میان آنچه که بطور سنتی استراتژی شرکت و استراتژی بازاریابی نامیده می شدند ، محو گردیده اند. این مساله به این دلیل است که نظریه سنتی بازاریابی، مشتری را صرفا علاقمند به آمیزه بازاریابی شرکتی و نه چیز دیگر می داند با این حال شواهد و روندهای اخیر نشان داده اند که مشتریان تحت تاثیر فعالیت های شرکتی که در پس محصولات و خدماتی که خریداری می کنند قرار دارد نیز هستند. تاثیرات اجتماعی و زیست محیطی فرآیندهای تولید ، نحوه برخورد مسئولانه شرکتها با کارکنانشان ، نحوه لحاظ نمودن مسئولیت اجتماعی و زیست محیطی در سرمایه گذاری ها و انجام کلیه امورشان ، همگی دارای تاثیرات مهم بالقوه ای بر برنامه شرکت و بازاریابی آن هستند. تحقیقات نشان می دهد که نرخ خرید محصولاتی که شرکت تولید کننده آن دارای شهرتی مثبت از لحاظ مسئولیت اجتماعی در میات مصرف کنندگان است ، بالاتر می باشد. بازاریابی نقش بسیار مهمی در اجرای مسئولیت اجتماعی شرکتی و ایجاد نام و نشان تجاری شرکت ایفا می کند.

مسسئولیت اجتماعی شرکتی بعد سهم و حائز اهمیت در ساخت برندی قدرتمند و متمایز برای یک شرکت در نظر گرفته می شود و می تواند در بوجود آوردن ثبات و وفاداری مشتری مبتنی بر ارزش های اخلاقی و اعتقادات مشترک نیز نقش ایفا کند چرا که مشتریان بیشتر متمایلند تا با ارزش های شرکت هایی که با آن ها تعامل دارند ، تعیین هویت گردند.

همچنین انجام فعالیت های مبتنی بر مسئولیت اجتماعی موجب بهبود همبستگی و همدلی پرسنل آنها می شود.

مسئولیت اجتماعی شرکتی بصورت مثبت بر عقاید و نگرش های افراد نه تنها در مورد خود شرکت بلکه نسبت به محصولات شرکت تاثیر گذاشته و مصرف کنندگان نسبت به خرید محصولات از شرکت هایی که بر روی مسئولیت اجتماعی سرمایه گذاری می کنند ترجیح نشان می دهند و نسبت به آنها وفادارند.

مسئولیت اجتماعی بنگاه ها در سال های اخیر به دغدغه ای جهانی و رو به افزایش در دولت ها و مدیران بنگاه ها مبدل گشته است. حرکت به سمت مسئولیت اجتماعی در سطح جهانی از رشد جهانی بنگا ه ها نشات می گیرد. از طرف دیگر در پی افزایش فشارهای عمومی ، از سوی نهادهای قانونگذار ، تشکل های مردمی ، حامیان حقوق بشر و طرفداران محیط زیست ، بنگاه ها ناچار شده اند تا در مورد دامنه فعالیت های اجتماعی خود تجدید نظر نمایند. به دنبال افزایش آگاهی عمومی نسبت به عواقب اجتماعی و زیست محیطی احتمالی ناشی از فعالیت بنگاه ها بر جوامع ، ذینفعان بنگاه ها استانداردهای عملکردی جدیدی برای کسب و کار تدوین نموده اند.

این استانداردها بنگاه ها را ملزم می نماید تا فعالیت های خود را از جنبه تحقق و انطباق با ارزشها ، منافع و انتظارات جامعه و ذینفعان مورد بررسی و نظارت قرار دهند. یکی از مهمترین تحولات ایجاد شده در اندیشه مسئولیت اجتماعی تغییر دیدگاه از اقدامات صرفا انسان دوستانه توسط بنگاه ها به سمت اقدامات انسان دوستانه و در عین حال استراتژیک بود. این طرز تفکر باعث ایجاد تحولاتی عظیم در عرصه کسب و کار بنگاه ها گردید و باعث شد توجه به مسئولیت اجتماعی از یک اجبار ، وظیفه یا اقدام خیر خواهانه صرف به منبعی از فرصت ، نوآوری و مزیت رقابتی برای بنگاه تبدیل شود. در عصر حاضر مسئولیت اجتماعی بنگاه به رویکردی جدایی ناپذیر و بلند مدت در موفقیت سازمان مبدل گشته است به گونه ای که مسئولیت پذیری اجتماعی ، میدانی جدید برای بروز اندیشه ها و ایده های نوآورانه در عرصه اصلاحات و تغییرات سازمانی در پیش روی مدیران وکارکنان بنگاه ها قرار داده است. مسئولیت اجتماعی بنگاه رفته رفته به یکی از مهمترین رکن های کسب و کار مبدل گشته است به گونه ای که سازمان ها بدون توجه به تاثیرات و عواقب فعالیت های خود بر جامعه قادر به ادامه فعالیت نیستند. بسیاری از بنگاه ها مسئولیت اجتماعی را به عنوان بخشی از استراتژی در دستور کار فعالیت های خود قرارداده اند.در صنایعی چون بانکداری ، معدن ، انرژی و جنگلبانی که تحت تاثیر نظارتهای شدید سیاسی و قانونی هستند توجه به نیازهای ذینفعان و مسئولیت اجتماعی بنگاه در مقایسه با سایر صنایع قابل ملاحظه است.

مسئولیت اجتماعی به معنای سهیم شدن بنگاه ها در توسعه پایدار و مستمر سازمان و جامعه خود و در نهایت جامعه بین المللی است. مسئولیت اجتماعی تبدیل سازمان را از موجودی صرف اقتصادی به موجودی اقتصادی و اجتماعی هدایت می نماید. تحقیقات انجام شده در زمینه رضایت مشتریان حاکی از این حقیقت است که اقدامات مرتبط با مسئولیت اجتماعی بنگاه بیش از ۲۵ % بر شهرت و تصویر ذهنی بنگاه که یکی ازعوامل ایجاد رضایت مشتری است تاثیر گذار است. در طول سال های اخیر مطالعات متعددی در زمینه ارتباط بین مسئولیت اجتماعی و سودآوری انجام شده است در یک تحلیل فراگیر بر روی مجموعه ای از بنگاه ها این نتیجه بدست آمده است که هزینه های مسئولیت اجتماعی بنگاه در مقایسه با سود و منفعت حاصل از آن بسیار اندک و قابل چشم پوشی است.

regret

آیا شما هم در دام اثر شترمرغی افتاده اید؟

بالاخره بعد از مدت ها تصمیم گرفتید که روی یک حوزه خاص سرمایه گذاری ۵ میلیاردی کنید. حالا دو سال از آن سرمایه گذاری می گذرد اما طبق یک سازوکار مرموز هیچگاه از خودتان نپرسیده اید که اگر این ۵ میلیارد را در حوزه دیگری سرمایه گذاری می کردم بهتر نبود؟ اگر به دو سال قبل باز می گشتم باز هم در همین حوزه سرمایه گذاری می کردم؟ واقعا برای تان سوال نشده است که چرا من به تصمیمات گذشته برنمی گردم.

ممکن است بعد از اتخاد یک تصمیم (انجام یک انتخاب)، دیگر بررسی آن را به کلّی کنار بگذاریم و به اصطلاح خارجیها سرمان را مثل شترمرغ در شن بکنیم و یا به اصطلاح ایرانی ها مثل کبک سرمان را در برف کنیم. این خطای ذهنی یکی از حالت های دام روانی تصدیق است. این حالت خاص به زمانی اشاره می‌کند که بازخورد و اصلاح سرکوب می‌شود. هر تصمیمی نیاز به بازخورد و اصلاح دارد و اثر شترمرغی (Ostrich effect) یعنی کور کردن سازوکاز بازخورد و اصلاح. معروف است که شترمرغ ها در هنگام فرار از موقعیت های خطرناک برای ندیدن و نادیده گرفتن موقعیت خطرناک سر خود را در شن فرو می کنند.

 

علت آن چیست؟ علتش این است که فکر کردن انرژی دارد به ويژه اینکه بخواهی در مورد درست یا اشتباه بودن تصمیم خودت تصمیم بگیری. از طرف دیگر شاخصی نداریم که کی باید فکر کردن را متوقف کنیم. بنابرین بجای اینکه «به اندازه بهینه» دوباره مشاهده و فکر کنیم، راه حل ساده و سرانگشتی را انتخاب میکنیم؛ کمی قبل از انتخاب فکر میکنیم امّا بعد از انتخاب فکر کردن را کنار میگذاریم.

 

تجویز راهبردی:

برای اینکه شترمرغ به تعبیر خارجی ها و کبک به تعبیر فارسی زبانان نشویم چه باید کرد؟

۱- برای تصمیمات مهم تان یک پرونده و مسیر ويژه طراحی کنید. یعنی اینکه سعی کنید اهداف و انتظارات تان را از آن تصمیم شفاف کنید. سعی کنید اهداف و انتظارات تان آنقدر شفاف باشد که هر زمان که به آن فکر کردید بتوانید به راحتی آن را با وضعیت به وجود آمده مقایسه کنید.

 

۲- ذهن تان را از درگیر شدن در موضوعات انرژی بر اما کم فایده خلاص کنید تا بتوانید به موضوعات و تصمیمات مهم بپردازید وگرنه ذهن شما به صورت ناخودآگاه فرآیند ارزیابی تصمیمات گذشته را سانسور می کند چون که انرژی بر است.

 

۳- فرآیند ارزیابی تصمیمات گذشته را تبدیل کنید به یک کلاس آموزشی. آنچه انسان می تواند از تجربه بیاموزد بسیار عمیق تر از یک کلاس آموزشی است پیش خودتان فکر کنید که اگر من نیم ساعت روی این تصمیم وقت بگذارم انگار یک کارگاه تصمیم گیری ۳۰۰ هزار تومانی را ثبت نام کرده ام.

 

۴- در گذشته نمانید. یکی از دلایل احتمالی اینکه ذهن شما بررسی تصمیمات گذشته را سانسور می کند این است که از حسرت گریزان است. بنابراین اگر به بررسی تصمیمات گذشته می پردازید، عبرت بگیرید و عبور کنید. در گذشته خیمه نزنید. ارزش یک روز آینده از از ارزش یک سال گذشته بیشتر است.

poor and rich

مهم‌ترین تفاوت افراد بسیار موفق با مردم عادی

«دارن هاردی» سردبیر مجله‌ی موفقیت و نویسنده‌ی کتاب بسیار ارزشمند «اثر مرکب» با موفق‌ترین افراد دنیا مصاحبه کرده است. وی معتقد است یک تفاوت اساسی میان افراد بسیار موفق و مردم عادی وجود دارد. فکر می‌کنید آن تفاوت چیست؟ داشتن استعداد خاص؟ آی کیوی بالا؟ مدرک تحصیلی؟ کشور محل سکونت؟ جنسیت و نژاد؟ شرایط جسمانی؟ پول و پارتی؟ … خیر!

فکر می‌کنید افراد بسیار موفق، مشهور و ثروتمند مانند «وارن بافت» یا «استیو جابز» چه پاسخی به دارن هاردی داده‌اند؟

تنها تفاوت افراد بسیار موفق و غیرموفق در «انتخاب‌های» آنهاست. افراد بسیار موفق از بین هر ۱۰۰ انتخاب در روز، به ۹۹ انتخاب «نه» می‌گویند. این همان جایی است که ما مردم معمولی مشکل داریم و به‌سادگی به هر موقعیت وسوسه‌کننده‌ای «آری» می‌گوییم:

آری، بگذار کمی بیشتر بخوابم، آری بگذار این فیلم را هم ببینم، آری بگذار ببینم آن سریال چه می‌شود، آری بگذار در تلگرام کمی بیشتر چرخ بزنم، آری بگذار تمام عکس‌ها و ویدئوهای فلان خواننده را در اینستاگرام ببینم، آری بگذار وارد فلان بحث سیاسی با دوستانم بشوم، … «آری»های تمام‌نشدنی به موضوعات تمام‌نشدنی بی‌حاصل، کاری است که افراد موفق انجام نمی‌دهند. آنها انتخاب «دشوار و غیرشیرین» را به انتخاب «ساده و شیرین» ترجیح می‌دهند و می‌دانند که به چه گزینه‌هایی «نه» بگویند.

تمام دستاوردهای فعلی زندگی ما (ثروت/فقر، سلامتی/بیماری، رفاه/گرفتاری …)، نتیجه‌ی انتخاب‌هایی است که تا کنون در زندگی داشته‌ایم و تا زمانی که مسئولیت کامل و صددرصد انتخاب‌های روزمره‌ی خود را نپذیریم، زندگی فعلی ما تغییر چشمگیری نخواهد داشت.

چرا نمی‌توانیم از وسوسه‌های زودگذر پرهیز کنیم؟
چون «عادت» کرده‌ایم و ترک عادت بسیار سخت است. بسیاری از کارهای روزمره‌ی ما فقط و فقط به خاطر آنست که به آن عادت کرده‌ایم.

Milioner

استارتاپ های ایرانی هزار میلیاردی شدند!

با نسبت قیمت به سود یا P بر E حدود ۹ در گروه رایانه و تجارت الکترونیک بورس می توان ارزش نسبی و حدودی استارتاپها را استخراج کرد که بر این اساس اسنپ با ارزش بیش از ۱۵۰۰ میلیارد تومان در صدر استارتاپها قرار می گیرد. اسنپ امروز با ۷ میلیون کاربر فعال و ۷۰۰ هزار سفر در روز و۱۵۰هزار راننده تحت پوشش روزانه حدود ۱٫۲میلیارد تومان فروش و حداقل۶۰۰ میلیون تومان سود خالص دارد که با این روند سود سالانه اسنپ بیش از ۲۰۰ میلیارد تومان خواهد شد که پس از کسر ۵۰ میلیارد تومان مالیات، سودخالص به حدود ۱۵۰ میلیارد تومان رسید که با توجه به نسبت قیمت به سود حدود ۹ ارزش تقریبی اسنپ به حدود ۱۳۰۰ میلیارد تومان رسیده است.

ديجي كالا به عنوان بزرگترین فروشگاه آنلاین ایران که قصد دارد با آمازون در خاورمیانه رقابت کند، در حالی که نسبت به اسنپ کاربر و هزینه انسانی بیشتری دارد، حدود ۸۰ درصد خرده فروشی انلاین کشور را در دست دارد و با حدود ۲ هزار میلیارد تومان فروش سالانه معادل ۱۲۰ میلیارد تومان سود خالص کسب می کند و ارزش تقریبی ۱۱۰۰ میلیارد تومانی دارد در حالی که بامیلو به عنوان رقیب دیجی کالا حدود ۲۰۰ میلیارد تومان ارزش گزاری شده است.

کافه بازار با ارزشی معادل ۴۵۰ میلیارد تومان هنوز تا هزار میلیاردی شدن راه درازی دارد هرچند با جهش های بلند در حال بالا بردن سهم خود از بازار است. پیش بینی می شود ارزش پولی کل بازار اپلیکیشن های تلفن همراه که در سال ۹۶ بر بستر مارکت کافه بازار مبادله خواهد شد به حدود ۲۰۰ میلیارد تومان برسد که نسبت به ۱۶۰ میلیارد سال ۹۵ حدود ۳۰ درصد رشد داشته است. حداقل ۳۰ درصد از این رقم معادل ۶۰ میلیارد سود کافه بازار است که پس از کسر مالیات ۵۰ میلیارد تومان سود خالص حاصل می شود و بر این اساس حداقل ارزش کافه بازار حدود ۴۵۰ میلیارد تومان خواهد بود.

تپسی با ارزش ۴۰۰ میلیارد تومانی خود هنوز تا رسیدن به رقیب اصلی اش اسنپ راه درازی دارد اما پس از قیمت گزاری ۳۲۰ میلیارد تومانی و فروش ۲۵ درصد سهام به بانک ملی به قیمت ۸۰ میلیارد تومان رشد سریعی داشته و حدود ۴۰۰ میلیارد تومان ارزش فعلی این استارتاپ است و کارپینو با ارزش حدود ۱۰۰ میلیاردی پشت سرش حرکت می کند.

آپارات که مدل درامدی ناپایدارتری نسبت به سایر استارتاپها دارد، با ارزش حدود ۲۰۰ میلیارد تومان امید کمتری تا هزار میلیاردی شدن دارد. سامانه آگهی آنلاین و اپلیکیشن دیوار روزی ۵۰ میلیون تومان و ماهی ۱٫۵ میلیارد و سالانه ۱۸ میلیارد تومان درامد و ماهانه ۲۵۰ میلیون هزینه و سالانه حدود ۳ میلیارد تومان هزینه دارد. بر این اساس با کسب سود حدود ۱۵ میلیارد تومانی ، ارزش دیوار حدود ۱۵۰ میلیارد تومان است.

آژانس مسافرتی آنلاین علی بابا که در حال حاضر ماهانه بیش از ۱۴۰ هزار بلیط با نرخ میانگین ۱۷۰ هزار تومان به فروش می رساند در هر ماه حداقل ۵ تا ۹ درصد از فروش ۲۴ میلیارد تومانی خود و معادل ۱٫۸میلیارد تومان در ماه کارمزد دریافت می کند که اگر سایر درامدهای رزرو بلیط قطار و اتوبوس و درامدهای جاباما را هم اضافه کنیم در ماه حدود ۲ میلیارد تومان و سالانه حدود ۱۸ میلیارد تومان درامد خالص دارد که پس از کسر هزینه های ۶ میلیارد تومانی در هر سال حدود ۱۲ میلیارد تومان سود خالص دارد و بر این اساس ارزش علی بابا حداقل ۱۲۰ میلیارد تومان تخمین زده می شود.

در حوزه دیجیتال مارکتینگ رقبای سرسختی همچون صبا ویژن، ای نتورک و کلیک یاب حضور دارند که حداقل ارزش هرکدام ۳۰ تا ۴۰ میلیارد تومان تخمین زده می شود.

در حوزه فینتک ها زرین پال با حدود یک میلیارد تومان تراکنش در روز حددود نیم تا یک درصد کارمزد میگیرد که حداقل روزانه ۱۰ میلیون تومان درامد دارد بر این اساس ماهانه بیش از ۳۰۰ میلون تومان و سالانه ۳٫۶ میلیارد درامد و با توجه به پرسنل ۳۰ نفری حدود یک میلیار تومان هزینه سالانه و نهایتا بیش از ۲٫۵ میلیارد درامد سالانه دارد که می توان ارزشی برابر حداقل ۲۵ میلیارد تومان برایش در نظر گرفت.

این بخش کوچکی از داستان استارتاپهایی است که از صفر آغاز شدند و هزارمیلیاردی شدند. تا یک میلیارد دلاری شدن استارتاپهای ایرانی، راهی نیست .

colored-pencils

معنا و مفهوم رنگ ها در مارکتینگ 

برای دستیابی به  اهداف و برآوردن علایق مصرف کنندگان، کارشناسان مارکتینگ باید اجزای عملکردی و زیبایی شناختی پکیجینگ را به درستی انتخاب نمایند. ملاحظات زیبایی شناسانه به اندازه، شکل، مواد، رنگ و گرافیک یک بسته مرتبط است که در هر کدام از اینها زمینه ها و عوامل و معیارهای متفاوتی وجود دارد. رنگ، بعد بسیار مهمی در بسته بندی دارد و در بخش های مختلف بازار و فرهنگ های گوناگون معانی متفاوتی در بر دارد

 

رنگ قرمز :

 

قرمز رنگی قوی است و سمبل انرژی، هیجان یا حتی خطر است. این رنگ بسیار مناسب محصولات یا نامهای تجاری فعالیت محور، محصولاتی که با سرعت و قدرت تداعی می شوند یا نامهای تجاری سمبلیک یا برجسته است.

 

رنگ نارنجی :

 

این رنگ اغلب اوقات دلالت بر ماجراجویی و تفریح دارد. همچون رنگ قرمز جلب توجه می کند و تصور می شود که محرک اشتهاست، اما نسبت به قرمز جسارت کمتری دارد. رنگ نارنجی برای انتقال ارزش و اهمیت ندادن است و اخیرا به برکت صنعت مد، جوانی و شیک بودن را تداعی می کند.

 

رنگ زرد :

 

رنگ زرد حاکی از گرمای خورشید و سرزندگی است. درجات شدیدتر و درخشانتر این رنگ موجب احساس سلامت می شود و گفته شده که باعث تحریک فعالیت ذهنی می شود، از این رو اغلب اوقات با خرد و تفکر نسبت داده می شود. رنگ زرد برای محصولات یا نامهای تجاری مرتبط با ورزش یا فعالیت های اجتماعی، یا برای محتوا یا محصولاتی که در پی جلب توجه هستند مناسب ترند.

 

رنگ سبز :

 

رنگ سبز دلالت بر پاکی و تازگی و نوسازی دارد و البته نشانه دوستی با محیط زیست است، اما کارشناسان مارکتینگ هشدار می دهند که اکنون در فروشگاه ها بیش از حد از این رنگ استفاده می شود. سبز یکی از شاخص ترین رنگهایی است که به طور طبیعی به وجود می آید از این رو اغلب اوقات دارای ویژگی های مفیدی است، زنگ سبز برای محصولات ارگانیک و بازیافتنی یا برای نامهای تجاری که مرتبط با سلامتی و تندرستی است مناسب است.

 

 

رنگ آبی :

 

دیگر رنگ شاخص طبیعی که به طور معمول با امنیت، استعداد، قدرت آفرینش و پاکی ذهن مرتبط است رنگ آبی است. این رنگ در دنیای شرکت ها خصوصا در صنعت تکنولوژی پیشرفته تبدیل به رنگی محبوب شده است. رنگ آبی نشانه پاکی،صداقت و آرامش نیز هست و برای هر چیزی از محصولات نظافتی و بهداشت شخصی گرفته تا باشگاه های ورزشی و مقاصد مسافرتی است.

 

رنگ بنفش :

 

رنگ بنفش برای قرن ها سمبل اصالت و ثروت بوده است و اکنون آن نشانه ها حقیقت یافته است. بنفش رنگی قدرتمند برای نام های تجاری لوکس و محصولات یا شرکت هایی است که مایلند ظاهری رمزآلود یا منحصر به فرد به اجناس خود بدهند. این رنگ به طور مخصوص رنگ مورد علاقه هر خانمی در هرسنی است.

 

رنگ صورتی :

 

صورتی به طور کلیشه ای رنگی دخترانه است که تداعی گر زرق و برق و شور و اشتیاق است. و چنین به نظر می آید که صورتی رنگ ها، دارای کیفیتی لطیف، امن و راحت هستند. این رنگ مناسب محصولات بهداشت شخصی و نام های تجاری مرتبط با کودکان است. صورتی تداعی گر شیرینی هم هست و برای مارکتینگ محصولات غذایی جهت جلب مشتری برای خوراکی های شکردار مناسب است.

 

رنگ قهوه ای :

 

قهوه ای رنگی قوی و مادی است که حاکی از صداقت و اطمینان است. چنین ذکر می شود که رنگ مورد علاقه مردان است. درجه رنگ های تیره تر آن غنی و ناب هستند در حالی که دیگر درجات رنگی آن به عنوان رنگ پایه مناسب هستند. رنگ قهوه ای اغلب اوقات به همراه دیگر رنگ ها بهتربن نتیجه را می دهد.

 

رنگ سیاه :

 

سیاه رنگی کلاسیک و قوی است و به عنوان مولفه اولیه یا رنگ مختص فونت یا گرافیک در طرح های رنگی بازاریاب ها رنگ ثابت محسوب می شود. این رنگ، قدرت، لوکس بودن، ظرافت و نفوذ را انتقال می دهد و برای مارکتینگ هر کالایی از خودرو و لوازم الکترونیک گرفته تا هتل های با کیفیت و  خدمات  مالی قابل استفاده است.

 

رنگ سفید :

 

سفید رنگ ابرهای پف دار و برف تازه است و قاعدتا دلالت بر پاکی و نظافت دارد. اغلب اوقات به عنوان پس زمینه یا رنگ مختص روشن کرد آرایش رنگ ها به کار می رود، اما می توان از آن به وفور برای ایجاد تداعی های پاک برای غذاهای ارگانیک یا محصولات مخصوص بهداشت شخصی استفاده کرد. سفید سمبل نوآوری و مدرنیته نیز می باشد.

میلیاردر

چرا افراد کم سواد میلیاردر می‌شوند؟

چرا افراد کم سواد میلیاردر می‌شوند در حالی که افراد متخصص برای همیشه کارمند باقی می مانند؟

متخصص شدن می‌تواند فواید بسیار زیادی داشته باشد، اما احتمال اینکه این تخصص، بخواهد بر قابلیت تفکر خلاق تان اثربگذار بسیار زیاد است! تحقیقات انجام شده ثابت کرده؛ تخصص شما می تواند باعث مرگ قوه خلاقیت شما شود…!!

 

نوآوری – در معنا، یعنی خلق چیزی جدید – همواره در خود فاکتوری نو بودن دارد. به هر میزان درباره چیزی بیشتر بدانید، به همان اندازه کمتر می توانید در همان زمینه به دستآوردهای بزرگی دست یابید. از طرف دیگر، تخصصی که شما را در راه ثروتمند شدن می خواهد همراهی کند، می تواند خلاقیت و اشتیاق تان را برای به دست آوردن ایده های جدید منهدم کند.

 

تحقیقاتی که توسط پرفسور کِوین بودرا (Kevin Boudreau) انجام شده، نشان می دهد افراد متخصص نه تنها بدنبال ایده های جدید نمی روند، بلکه به شدت نسبت به ایده های جدید حساس هستند و آنها را به باد انتقاد می گیرند.

 

به هر میزان عمیق تر وارد مبحثی می شوید، به همان میزان سخت تر می توانید تغییر آن را بپذیرید و معمولا نسبت به هر تغییری بدبین هستید. دقیقا در همین شرایط است که کارآفرینان، کمتر متخصص گوی رقابت را از متخصصان می ربایند و با آن، ثروت خود را بنا می کنند.

 

این مورد، در روابط نیز صدق می کند. شما به هر میزان، در هر رابطه ای عمیق تر شوید، به همان میزان کمتر می توانید تغییرات را در رابطه تان ایجاد کنید و یا اگر در ورزشی به صورت تخصصی فعالیت می کنید، به سختی می توانید وارد ورزش دیگر شوید و از نو شروع کنید.

 

دلیل اینکه کارآفرینان کمتر متخصص هستند نیز دقیقا همین است. کارآفرینان بزرگ دنیا به علت کم بودن سواد تخصصی شان و به دلیل آنکه هرگز در موضوع مورد نظر زیاد عمیق نشده اند، به راحتی میتوانند خلاقانه درباره ان موضوع فکر کنند و بخواهند نوآوری های انجام دهند. افراد متخصص به علت تخصصی که دارند، بیش از حد لازم درباره تصمیم به خلاقیتشان فکر می کنند و همین امر باعث می شود بخواهند به صورت منطقی خلاقیتی ایجاد کنند که هرگز امکان پذیر نیست.

 

 اما اگر در هر زمینه ای به هر دلیلی عمیق شده اید و تغییر و نوآوری در آن زمینه برایتان سخت است؛ می توانید از ۴ راهکار زیر، برای گریز از این دام استفاده کنید:

 

 ایده ها را خرد کنید!

ایده هایی که به ذهن تان میرسد را خرد کنید، به قسمت های کوچکتر تقسیم کنید و به ساده ترین صورت ممکن درآورید. زمانی که این کار را انجام دهید، بهتر می توانید ایده های جدید را قبول کنید زیرا کارکرد اجزای مختلف انرا درک میکنید.

 

 یک دستیار شیطان طراحی کنید

یک نفر را داشته باشید، تا هر ایده را که می خواهید بپذیرید نقد کند و شما دفاع کنید (و برعکس) تا قوه خلاقیت شما فعال شود و بخواهید درباره تمام جنبه های ایده فکر کنید.

 

 لیستی از افراد مختلف برای صحبت داشته باشید!

افراد مختلف، با طرز فکرهای مختلفی در زندگی داشته باشید، برای مثال، وکیل، پزشک، کودک، دانشجو و… و ایده ای که به ذهن تان می رسد را با تمام آنها در میان بگذارید و قضیه را از انواع مختلف طرزفکرها بشنوید.

 

 تازه کارانی پیدا کنید!

شاید مضحک به نظر برسد، اما اگر میخواهید واقعا خلاقانه فکر کنید، میتوانید از تازه کاران حوزه تان پرس و جو کنید؛ این افراد هنوز متخصص نشده اند و قوه خلاقیت شان فوق العاده فعال است. بعضی اوقات افکار غیرمتخصصانه آنها میتوانند کلید حل مسئله شما باشند.

awareness

هشت سطح آگاهی

🔴در سطح اول شعور:

شخصی که عملی اشتباه را انجام میدهد اصرار دارد که عمل او درست بوده و دیگران را محکوم میکند. این شخص بخاطر اعتقاد عمیق برای انجام عمل اشتباه خود از هیچ کاری پروا نداشته و دست به انجام هر کاری میزند تا عملش را به کرسی نشاند.

 

🔴در دومین سطح شعور:

شخص پس از انجام عمل اشتباه خود، پی به اشتباه خود برده و از درون احساس پشیمانی میکند ولی این پشیمانی را بروز نمیدهد.

 

🔴در سومین سطح شعور:

شخص در حین انجام عمل اشتباه خود، پی به اشتباه خود برده و دیگر آن را ادامه نمیدهد. شخص قادر به کنترل احساسات و افکار خود میباشد.

 

🔴در چهارمین سطح شعور:

شخص قبل از انجام عملی اشتباه متوجه آن عمل شده و آن را انجام نمیدهد.

 

🔴در پنجمین سطح شعور:

شخص خود عمل اشتباهی انجام نمیدهد ولی اعمال اشتباه دیگران موجب آزار و خشم او میشود.

 

🔴در ششمین سطح شعور:

شخص عمل اشتباهی انجام نمیدهد و با دیدن اعمال اشتباه دیگران احساس ترحم و دلسوزی نسبت به آنها میکند

 

🔴در سطح شعور هفتم:

شخص عمل اشتباهی انجام نمیدهد و دیگران را قضاوت نمیکند.

 

🔴سطح شعور هشتم:

همان عشق است…

business-development-tools

برخی ابزارها و استراتژی های دیجیتال مارکتینگ که در توسعه کسب و کارهای نو مفید اند

۱. بهینه سازی سایت

 

بهینه سازی سایت راهکاری مقرون به صرفه با قابلیت اندازه گیری میزان پیشرفت آن است که منافعی بلند مدت را برای هر کسب و کاری به همراه دارد. این استراتژی موجب افزایش رتبه سایت می شود و دیده شدن وب سایت براساس کلمات کلیدی مشخص می شود. بهینه سازی سایت نقش مهمی در برندینگ کسب و کارها در فضای آنلاین ایفا کرده و موجب اعتماد و اعتبار نام برند می شود. مهم ترین مزیت بهینه سازی، نمایش برند به صورت دائم به مخاطبان است.

 

چه مواردی باید در بهینه سازی سایت رعایت شود؟

 

در ابتدا از نحوه نمایش درست سایت در موبایل و تبلت اطمینان حاصل کنید؛ نمایش سایت در این پلتفرم ها باید به گونه ای باشد که کاربران بتوانند به راحتی به آن موردی که دنبالش هستند دست یابند. این مورد در سایت های فروشگاهی اهمیت بیشتری دارد. سپس مطمئن شوید از تگ های مناسب در صفحات سایت استفاده کرده اید. تگ های عناوین، توضیحات و کلمات کلیدی نقش مهمی در ایندکس شدن سایت و معرفی محتوای آن به گوگل دارند، همچنین افزایش سرعت لود سایت، تهیه و بارگذاری محتوای با کیفیت در صفحات سایت از موارد مهم در این استراتژی است.

 

۲. بازاریابی محتوا

 

بازاریابی محتوا نقش تاثیرگذاری در ایجاد ترافیک و افزایش آگاهی از برند دارد و کمک می کند ارتباطی بهتر با مشتریان فعلی و بالقوه ایجاد شود. این استراتژی در افزایش رتبه سایت نقش مهمی ایفا کرده و موجب شناسایی سایت و محتوای آن در موتورهای جست وجو می شود.

 

در بازاریابی محتوا به چه مواردی باید توجه شود؟

 

تمرکز شما در بازاریابی محتوا باید به انتشار محتوای مفید و مناسب به صورت یکنواخت باشد. این محتوا باید متناسب با علائق و نیاز مخاطبان تهیه شود. با تهیه وبلاگ در سایت به انتشار مطالب مرتبط با صنعت خود به اشکال مرتبط بپردازید. همچنین می توانید با برخی سایت های فعال در زمینه انتشار محتوا همکاری کنید تا مطالب شما را منتشر کنند.

 

۳. بازاریابی در رسانه های اجتماعی

 

یکی دیگر از استراتژی های کم هزینه و تاثیر گذار برای گسترش نام برند، بازاریابی در رسانه های اجتماعی است. از این استراتژی می توان برای تعامل با مشتریان فعلی و آتی استفاده شود. نکته مهم، انتخاب بهترین رسانه متناسب با نوع کسب و کار و مخاطبان است.

 

چه مواردی در این استراتژی باید رعایت شود؟

 

ارائه مطالب مفید در هر یک از رسانه ها، متناسب با آن رسانه و همچنین تهیه جدول زمانبندی مشخص برای انتشار مطالب می تواند در گسترش نام برند موثر باشد. اکثر رسانه ها امکان مشاهده و آنالیز مطالب و رفتار بازدیدکنندگان را می دهند و از آن می توان برای بهبود و افزایش اثربخشی برنامه های آتی استفاده کرد.

 

۴. ایمیل مارکتینگ

 

مقرون به صرفه ترین و مناسب ترین استراتژی دیجیتال مارکتینگ با بازگشت سرمایه مناسب است. ایمیل مارکتینگ امکان تعامل و ارتباط با مخاطبان را سهولت داده و این امکان را می دهد تا با دسته بندی مخاطبان و ارسال مطالب مفید و اخبار مرتبط با برند برای هر دسته، موجب افزایش وفاداری مشتریان فعلی و جذب مشتریان جدید شود. در حال حاضر تعداد ایمیل های ثبت شده فعال حدودا سه برابر مجموع حساب های کاربری فیس بوک و توییتر است و این موضوع میزان محبوبیت و کارایی این استراتژی را نشان می دهد.

 

چگونه استراتژی ایمیل مارکتینگ را به خدمت بگیرید؟

 

در ابتدا باید بانک اطلاعاتی از مشتریان فعلی و بالقوه تهیه شود و توسط راهکارهایی آن را گسترش داد. با تقسیم و دسته بندی بانک های اطلاعاتی به بخش های مختلف و ارسال مطالب مفید و متناسب برای هر بخش میزان بازخورد آن افزایش می یابد. برای اجرای این استراتژی باید با برخی ارائه دهندگان این سرویس برای ارسال ایمیل و آنالیز آن همکاری کنید.

golden rules

 قوانين طلايى بازاريابى

🔸قانون رهبری: اول بودن بهتر از بهتر بودن است.

 

🔹قانون طبقه: اگر در یک طبقه نمی‌توانید اول باشید، طبقه دیگری درست کنید تا در آن اول باشید.

 

🔸قانون ذهن: وارد شدن به دنیای ذهن مشتریان بهتر از ورود به بازار است.

 

🔹قانون تصورات: بازاریابی جنگ محصولات نیست، بلکه جنگ تصورات است.

 

🔸قانون توجه: اثرگذارترین مفهوم در بازاریابی،داشتن کلمه ای در ذهن مشتریان است.

 

🔹قانون انحصار: دو شرکت نمی‌توانند یک کلمه‌ی مشترک در ذهن مشتریان داشته باشند.

 

🔸قانون نردبان: استراتژی مورد استفاده‌ی شما به پله‌ای از نردبان بستگی دارد که روی آن ایستاده‌اید.

 

🔹قانون مسابقه‌ی دونفره: در بلندمدت، هر بازاری به محل مسابقه دو اسب تبدیل می‌شود.

 

🔸قانون عکس: اگر هدفتان جایگاه دوم است، استراتژی شما را رهبر بازار تعیین می‌کند.

 

🔹قانون چشم انداز: آثار بازاریابی در گذر زمان نمایان می‌شود.